محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

گیسوبریدن، سنتی دیرینه که با مرگ مهسا امینی جهانی شد

Access to the comments نظرها
نگارش از یورونیوز فارسی
بریدن موها در اعتراض به جان باختن مهسا امینی
بریدن موها در اعتراض به جان باختن مهسا امینی   -   کپی رایت  STRINGER/REUTERS   -  

پس از مرگ مهسا امینی بسیاری از زنان در ایران و خارج از کشور ویدئوهایی از خود منتشرکرده اند که موهای خود را با بغض و خشم فراوان کوتاه می کنند تا به مرگ این دختر ۲۲ ساله کرد که در بازداشت گشت ارشاد جان باخت، اعتراض کنند.

 در این میان یکی تاثربرانگیز ویديوها مربوط به مراسم گیس بران خواهر جواد حیدری در مراسم خاکسپاری برادرش بود. جواد حیدری، معترض به مرگ مهسا امینی یکی از اولین کسانی بود که با شلیک مستقیم ماموران امنیتی در قزوین درگذشت.

 امروز نه تنها زنان ایرانی بلکه بسیاری از زنان در جهان با کوتاه کردن گیس ها و موهایشان به اعتراضات زنان ایرانی علیه حکومت مردسالار پیوسته اند.

نشانه ای از خشم زنان سوگوار

 گیسوبران یکی از دیرینه ترین سنت ها در زمان عزا و سوگواری است که از سوی زنان در بسیاری از اقوام از جمله لر و کرد هنوز هم انجام می شود. اما به نظر می رسد که تنها رجوع به این سنت نیست که زنان خشمگین امروز در اعتراض به مرگ مهسا امینی را به ضبط چنین ویدئوهایی واداشته است. 

بسیاری از زنان یادآور می شوند دلیل کشته شدن مهسا امینی را: «چند تکه موی که بیرون بود و باعث مرگش شد.»

 فائزه افشان یکی از این زنها که از تراشیدن موی خود فیلم گرفته می گوید‌ که «هدف اصلی از این کار نشان دادن اعتراض و خشم ما به آن مدلی است که حکومت اسلامی قصد دارد از ما بسازد.» 

اما کوتاه کردن موی زنان یا «گیسوبران» رسمی دیرینه از ایران باستان است. فردوسی، شاعر بزرگ ایران هم در شاهنامه بارها به این رسم از سوی زنان اسطوره ای داستان هایش اشاره کرده است. 

یکی از آنها فرنگیس است. زنی که در دادخواهی و سوگواری همسر خود سیاوش گیسوان بلند خود را می چیند. با این حال گیسوبرانی و یا زلف گشودن آنچنان که در لغت نامه دهخدا آمده، تنها درد عزاداری نیست و نشان از «خشم و اعتراض» نیز هست. فرنگیس یکی از شخصیت های اسطوره ای شاهنامه و دختر افراسیاب، بنوعی در شکایت از «قتل ناعادلانه همسر خود، سیاوش است که گیسوها را می برد.» 

همچنین در ادبیات معاصر هم شاهد رجوع به موضوع گیسو برانی هستیم. سیمین دانشور، نویسنده مهم معاصر، در مهم ترین اثر خود، «سووشون» می نویسد: «زیر درخت گیسو ایستاده بودم و برای سیاوش گریه می‌ کردم. حیف که من گیس ندارم وگرنه گیسم را می‌ بریدم و مثل آن‌های دیگر به درخت آویزان می‌کردم.» 

همچنین در برخی از مناطق ایران شاهد هستیم که زنان گیسوان خود را به درختی می بندند تا یادگاری باشد از خشم و اعتراض آنها نسبت به مرگ ناحق عزیزانشان. خانم دانشور در این باره می گوید: «درخت گیسو در تمام گرمسیر معروف است. اول بار که درخت گیسو را دیدم، از دور خیال کردم درخت مراد است. نزدیک که رفتم دیدم گیس‌های بافته شده به درخت آویزان کرده‌اند؛ گیس‌های زن‌های جوانی که شوهرهایشان جوان‌مرگ شده بود.»

همچنین در آیین «چمر» که در میان مردم شهرهای لر و کرد در غرب ایران مرسوم است زنان در بخشی از مراسم هنگام نزدیک شدن به اسب آراسته به چادر، به زاری پرداخته و گیسوهایشان را یا می برند یا پریشان می کنند.