محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

«مسئله حجاب در ایران و افغانستان»؛ آیا تشابهی بین جنبش زنان دو کشور وجود دارد؟

Access to the comments نظرها
نگارش از یورونیوز فارسی
جنبش زنان ایران و برقع سوزی زنان افغانستان
جنبش زنان ایران و برقع سوزی زنان افغانستان   -   کپی رایت  Euronews/AFP   -  

کارشناسان ایران و افغانستان می گویند که حکومت های مبتنی بر استبداد دینی در ایران و افغانستان مشکل مشترک جامعه بخصوص زنان در دو کشور است که این مساله باعث نزدیکی های بیش از پیش دو جامعه به یکدیگر شده است و نمود این نزدیکی ها را می توان در بیان همدردی ها بعد از کشته شدن مهسا امینی در ایران و کشتار دختران دانش آموز در موسسه آموزشی کاج در کابل دید.

 بیش از یک ماه از شکل گیری اعتراضات به جان‌باختن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد در تهران و اعتراض ها به کشتار دختران کاج در کابل می گذرد و اعتراضات در شبکه های اجتماعی افغانستان و ایران و در خیابان های شهرهای ایران ادامه دارد. این اعتراضات هر چند در شهرهای اصلی افغانستان توسط طالبان سرکوب شد اما در ایران تدام دارد. در افغانستان در ابتدای سال ۲۰۲۲ میلادی بود که تعدادی از زنان معترض کابلی برقع را به عنوان نماد حجاب اجباری طالبان آتش زدند. 

مهدی جامی، نویسنده و روزنامه نگار ایرانی در گفتگو با یورونیوز درباره تاثیرپذیری جامعه افغانستان از ایران می گوید: «افغانستان سال های بسیار است که با فرهنگ عمومی ایران پیوندی نزدیک پیدا کرده است. هم به خاطر زبان مشترک، هم به خاطر ورود کتابها و مجلات فارسی چاپ ایران به افغانستان و هم به خاطر آنکه نوع حکومت ایران به حکومت طالبان شباهت دارد. در عین حال، بخش بزرگی از کنشگران و روزنامه نگاران افغانستانی در ایران زندگی کرده اند و از این راه نیز با فرهنگ عمومی ایران آشنا هستند و طبعا در بازگشت به افغانستان از ایده های رهایی بخش زنان و مردان همزبان و همسایه یاری جسته اند. حتی در سبک لباس پوشیدن زنان هم می توان این شباهت را یافت. بسیاری از دختران تحصیلکرده افغانستانی به همان شیوه ای لباس می پوشند که دختران ایران گرچه با نظری به فرهنگ بومی خود.»

همبستگی علیه نظام طالبانی

آگاهان معتقدند که دو جامعه ایران و افغانستان در برخی مقاطع تاریخی از یکدیگر تاثیرات مهمی گرفته اند، از جمله در انقلاب اسلامی ایران، وقتی اسلام سیاسی قدرت را در ایران به دست گرفت. در افغانستان نیز جهاد اسلامی در افغانستان در حال شکل گیری بود و می رفت که قدرت را بعد از کودتای کمونیستی و پیروزی در جنگ با شوروی به دست گیرد. اکنون بعد از گذشت چهار دهه حکومت دینی در ایران و بر سر کار آمدن مجدد امارت طالبان در افغانستان، ادبیات مشترکی در مقابله با اسلام سیاسی در افغانستان و ایران شکل گرفته است که خود را گاهی در شعارهای مردمی نشان می دهد. «از کابل تا تهران، مرگ بر طالبان» یکی از شعارهایی مشترکی است که این روزها در برخی از کشورهای جهان در اعتراضات به قتل مهسا امینی و دختران کاج سر داده می شود.

مریم شاهی، روزنامه نگار از افغانستان می گوید که امروز مردم افغانستان و ایران به درک مشترکی از اسلام سیاسی حاکم بر کشورهایشان رسیده اند که بسیار متفاوت از درک مشترک آنها در سال های ابتدایی انقلاب اسلامی ایران بود. آنها به یک آگاهی جمعی رسیده اند که نظام هایشان مبتنی بر تحمیل هویت برساخته اسلام سیاسی بر آن ها است. نظامی مبتنی بر اسلام سیاسی آزادی هایی را محدود و ممنوع می کند که زمانی پدران و مادرانشان (در دوره قبل از قدرت گیری اسلام سیاسی) در مفاهیم و ارزش های مانده از تمدن ایران قدیم به عنوان حقوق بدیهی داشتند. در عین حال زنان در متن این اعتراضات حضور دارند؛ چون بیشترین فشار ناشی از محدودیت ها را در این نظام ها تجربه می کنند. آزادی زنان خط قرمز این نظام هاست.»

مهدی جامی در این‌باره می گوید: «هر دو (مردم ایران و افغانستان) دولتهایی دارند که در جباریت و ستمگری و قتل و کشتار مرزی نمی شناسند و به اسم دین و شریعت به نابودی ارزشهای شرعی و عرفی می پردازند. امروز نسل جوان ایران خود را تحت حکومت ولایی بی آینده می بیند. بنابرین تصمیم گرفته است با این ولایت جائر مقابله کند. حس مشترکی هم در میان مردم و خاصه زنان افغانستان دیده می شود. زنان با طالبان آینده ای برای خود نمی بینند. برای همین دست از تلاش و پافشاری برای رسیدن به حقوق خود بر نمی دارند. هر گونه تحول مثبت در ایران برای زنان بی تردید بر وضع زنان در افغانستان هم تاثیر خواهد گذاشت. از این رو، در حلقه های متعددی از کنشگران ایرانی توجه به مسائل زنان افغانستان بیش از همیشه دیده می شود.»

حمزه واعظی، نویسنده و پژوهشگر از افغانستان نیز به یورونیوز درباره تاثیرگذاری جنبش زنان افغانستان بر زنان ایران می گوید که در طول یکسال گذشته، این اولین بار است که زنان افغانستان چشم در چشم طالبان مسلح برای مطالبه حقوقشان به خیابان ها آمدند. آن هم طالبانی که به عنوان یک گروه تروریستی و ضد بشری شناخته می شوند. در طول این یکسال زنان توسط طالبان شکنجه و کشته شده اند ولی همچنان اراده برای ایستادگی در مقابل طالبان وجود دارد. 

به گفته وی، پیش از این کمتر چنین همبستگی در دو جامعه افغانستان و ایران دیده شده است. برخلاف اشتراکات فرهنگی و تاریخی دو جامعه از سرنوشت یکدیگر متاثر نبودند، هر کدام حس متقابل عمیقی نسبت به درد مشترک نداشتند اما اکنون همبستگی محسوس وجود دارد در اعتراضات ایرانیان در خارج از ایران حتی صدای حمایت از زنان افغانستان و توقف نسل کشی هزاره ها را نیز می شنوید.

ناسیونالیسم ایرانی و افغانستان چند قومی

حمزه واعظی، فقدان مخاطب را یکی از آسیب های اعتراضات اخیر در افغانستان می داند و می افزاید: «طالبان ضد زن و ضد هزاره است و این رژیم خود را مخاطب اعتراضات نمی بیند، بلکه دشمن می پندارد. در ایران مردم رژیم را مخاطب قرار می دهد یا رژیم در مقابل خواسته های مردم تن می دهد یا اینکه پاسخ کاملا قهرامیز می دهد. مخاطب ما جامعه جهانی است اما جامعه جهانی نمی خواهد حرف ما را بشنود، چون تعامل زیرکانه ای را با طالبان برقرار کرده است. از طرفی جنبش ما هنوز به اتوریته جمعی نرسیده است این قدرت جمعی هنوز به همبستگی بیرونی منجر نشده است که اثرگذاری را ایجاد کند. از طرف دیگر در جنبش مهسا امینی مردان از زنان حمایت می کنند اما اعتراضات زنان در افغانستان از حمایت مردان برخوردار نیست.»

حسن رضایی جامعه شناس و مترجم از افغانستان نیز به یورونیوز می گوید: «جنبش ضد استبداد دینی در ایران دارای نوعی صبغه ناسیونالیستی ملی است که در افغانستان این صبغه ناسیونالیستی وجود ندارد یا بسیار ضعیف است و همین وجه تمایز دو جنبش را تشکیل می دهد. در ایران تحت تاثیر همین نوع ناسیونالیسم ملی این امکان وجود دارد که به دفاع از دختر کردستانی مردم در تهران و سایر شهرهای بزرگ دست به تظاهرات و اعتراض بزنند در حالی که در افغانستان برای همدردی با دختران جان باخته در کورس آموزش پیش کنکور انتظار نمی رود که مردم در قندهار یا جلال آباد دست به تظاهرات بزنند و کشتار دختران دانش آموز را محکوم کنند.»

وی اضافه می کند: «الگوی مبارزات ضد استبداد دینی در ایران به زودی در افغانستان به دلیل همزبانی، همجواری و ماهیت مشابه مبارزه علیه استبداد دینی خود را نشان خواهد داد و هم اکنون نیز کاربران شبکه های اجتماعی از الگو گرفتن از مبارزات مردم ایران علیه استبداد دینی سخن می زنند. الگوی مبارزه با استبداد دینی الگوی واحدی است و به زودی جنبش‌های مدنی افغانستان راه خود را برای مبارزه مشابه باز خواهد کرد و نشانه های آن اکنون مشاهده می شود.»