محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

مروری بر تثبیت حکومت نظامیان به‌واسطه میزبانی جام جهانی ۱۹۷۸؛ آیا فوتبال سیاسی است؟

Access to the comments نظرها
نگارش از nima Ghadakpour
خورخه ویدلا در میان بازیکنان تیم آرژانتین پس از قهرمانی در جام جهانی
خورخه ویدلا در میان بازیکنان تیم آرژانتین پس از قهرمانی در جام جهانی   -   کپی رایت  AP/1978 AP   -  

در نخستین روز ماه ژوئن سال ۱۹۷۸، ژنرال ویدلا، یکی از دیکتاتورهای آمریکای جنوبی در قرن بیستم، جنجالی‌ترین جام جهانی تاریخ، ۱۹۷۸ آرژانتین، را افتتاح کرد.

او در سخنرانی افتتاحیه گفت: «به یاری خداوند و آرزوی آرامش برای همه مردان و زنان جهان، این بازی ها را افتتاح می کنیم». ۲۴ روز بعد از آغاز بازی‌ها، جهان در تاریخ ۲۵ ژوئن سال ۱۹۷۸ در استادیوم مونومنتال بوئنوس آیرس، استادیوم خانگی باشگاه ریور پلاته، چشمهایش را به روی یکی از سیاه ترین اتفاقات تاریخ بست و تماشاگر دیدار فینال جام جهانی شد. 

CARLO FUMAGALLI/1978 AP
تیم ملی آرژانتین در سال ۱۹۷۸CARLO FUMAGALLI/1978 AP

فینالی بین تیم ملی فوتبال هلند و آرژانتین که با حضور برخی از رهبران جهان و رییس وقت فیفا در کنار خورخه ویدلا برگزار شد. در آن زمان، ژائو هاوه لانژ، همچون بسیاری دیگر از سیاستمداران سعی کرد تا چشمهایش را بروی واقعیت های موجود در ساختار حکومتی آرژانتین ببندد. با این حال، همزمان با این بازی و در کمتر از دو کیلومتر آن طرف تر از استادیوم مونومنتال، مزدوران خورخه ویدلا در حال سلاخی و شکنجه مخالفان در «مدرسه عالی علوم دریایی» بوینس آیرس بودند. 

در پایان این بازی که با هنرنمایی «البی سلسته» های آرژانتین با نتیجه ۳بر یک به پایان رسید به جز قهرمانی یک تیم ملی، این حکومت نظامیان بود که فاتح بزرگ لقب گرفت. آری جام های جهانی تنها با اشک ها و لبخندهای پس از شکست و پیروزی در مستطیل سبز همراه نبوده است. بازی فینال ۱۹۷۸ در اوج نبرد مخالفان رژیم دیکتاتوری و ژنرال های حامی ویدلا برگزار شد.

CARLO FUMAGALLI/1978 AP
پایان بازی و قهرمانی البی سلسته در خانهCARLO FUMAGALLI/1978 AP

میزبانی جام جهانی و کاهش مشروعیت زدایی از حکومت نظامیان

خورخه ویدلا، در ۱۹۷۶ با کودتا علیه ایزابل پرون، رئیس جمهوری وقت، به قدرت رسید و از همان اولین روزها شدیدترین روش های سرکوب و ناپدیدسازی مخالفان را در دستور کار قرارداد. روش سرکوب های گسترده فعالان عمدتا چپ و مارکسیست که پیش تر توسط آگوستو پینوشه، رهبر نظامی کشور همسایه شیلی،‌ علیه مخالفان پس از کودتای سال ۱۹۷۳ و سرنگونی جمهوری سوسیالیستی سالوادور آلنده، به نتیجه رسیده بود، مشاهده می‌شد.

 اعمال سیاست‌هایی که دولت را برآن داشت تا «پایان بخشیدن به سرطان مارکسیستی»‌ را در زمره اهداف اولیه در آرژانتین قراردهد. ژنرال ویدلا، که حامی نازی ها در جریان جنگ دوم جهانی و یهودی ستیز بود، می گفت که «می تواند و قصددارد دوباره عظمت تمدن کاتولیک را بجای حکومت های سرخ ها و یهودیان به قدرت برساند.» البته در هفت سال حکمرانی نه تنها آرژانتین را به ورشکستگی اقتصادی نزدیک کرد بلکه بیش از ۳۰ هزار مخالف حکومت نیز کشته و ناپدید شدند.

خورخه ویدلا با میزبانی جام جهانی توانست چهره ای انسانی خصوصا در زمان تحویل مدال قهرمانی به کاپیتان آرژانتین، دانیل پاسارلا مشهور به «ال پیستورلو» از خود بسازد.  

در آن لحظه بسیاری از آرژانتینی ها عاشق فوتبال فراموش کردند که بسیاری از مخالفان حکومت در زندان هستند و یا اینکه ناپدید شده اند. اما، پیروزی «البی سلسته»‌ در بازی فینال در کشوری که فوتبال غذای روزمره شهروندان است، باعث شد تا نظامیان موفق شوند حکومت خود را تثبیت کنند. در حالی که پیش از این بازیها، با وجود سرکوب گسترده مخالفان، حکومت خورخه ویدلا با بحران های زیادی مشروعیتی روبرو بود. اما پس از دست دادن ویدلا و پاسارلا در زمان تحویل جام قهرمانی، نظامیان موفق شدند تا ۱۹۸۳ قدرت خود را تثبیت کنند.

راهیابی جنجالی آرژانتین به فینال و پیروزی در این بازی

صعود آرژانتین به بازی فینال هم پر حرف و حدیث بود. چرا که آرژانتین برای صعود و پیشی گرفتن از برزیل برای حضور در فینال باید به حدنصاب گل زده بیش از ۴ می رسید و این امکان طی بازی با پرو کاملا شدنی بود چرا که پرو هم در آن زمان توسط نظامیان دیکتاتور نزدیک به خورخه ویدلا اداره می شد و بعدها در اسناد تاریخی، مشخص شد که پرویی ها هم در این بازی به عمد ۶ بر ۰ مغلوب «البی سلسته» پاسارلا شدند تا اجازه ندهند برزیل راهی فینال شود. 

یکی دیگر از مهم ترین عوامل پیروزی آرژانتین در فینال عدم حضور اسطوره هلند، یوهان کروویف در این بازی و در مجموع این جام جهانی است. کروویف که در اواخر دهه هفتاد میلادی برای آبی و اناری پوشان، بارسلونا بازی می کرد به دلیل گروگانگیری اعضای خانواده اش از سوی یک باند تبهکار در بارسلونا در این بازی ها شرکت نکرده بود.

G. Paul Burnett/AP
Johan CruyffG. Paul Burnett/AP

 البته همه در آن زمان فکر می کردند که عدم حضور کروویف، حمایت از مخالفان حکومت در آرژانتین است و تنها در سال ۲۰۰۸ بود که کروویف اعتراف کرد و گفت تنها بدلیل گروگان گیری خانواده بدست باندی تبهکار از رفتن به جام جهانی خودداری کرده است.

 برخی از هم بازیهای دانیل پاسارلا، کاپیتان قهرمان جهان، بعدها پس از سرنگونی حکومت نظامیان، اعلام کردند که «دل خوشی از پیروزی در بازی فینال و شرکت در این رقابتها نداشتند چرا که نهایتا قهرمانی، یک پیروزی بزرگ برای تثبیت حکومت نظامیان در جام جهانی بود.»

کمیته بایکوت جام جهانی ۱۹۷۸

همانگونه که در سال ۱۹۳۴ موسولینی، رهبر فاشیست ایتالیا و متحد هیتلر موفق شده بود با برگزاری جام جهانی فوتبال، محبوب ترین ورزش جهان برای تبلیغات داخلی استفاده کند این بار نظامیان آرژانتینی از همان سیاست برای افزایش مشروعیت و محبوبیت خود استفاده کردند.

بی دلیل نبود که در سال ۱۹۹۷، یک سال مانده به برگزاری این جام، بخش بزرگی از روشنفکران و هنرمندان و بازیگران متنفذ سینمای آن زمان فرانسه ، از جمله ژان پل سارتر و سیمون سینیوره تلاش کردند تا به هر قیمتی از حضور تیم ملی فرانسه در این بازیها جلوگیری به عمل آورند. در جریان سازماندهی بایکوت سراسری جام جهانی، گرافیست های فرانسوی پوسترهای متعددی طراحی کردند. در یکی از اصلی ترین آنها می خوانیم «نمی توان بین دو کمپ شکنجه کشتار شهروندان، فوبتال بازی کرد.» 

ویکی پدیا
پوستر بایکوت بازیهاویکی پدیا

در روی پوستر مهم دیگری که برای ممانعت از حضور ورزشکاران و علاقه مندان به فوتبال در آرژانتین طراحی شده بود، جمله مشهور برتولت برشت، نمایشنامه نویس و متفکر بزرگ نقش بسته بود: «آن‌ که حقیقت را نمی‌داند نادان است، اما آن‌ که حقیقت را می‌داند و انکار می‌کند، تبهکار است» 

Picasa/
پوستری از بایکوت بازیهاPicasa/

مارک هالتر یهودی و روزنامه نگار در آن زمان، ستون سردبیری روزنامه لوموند را به بایکوت این بازیها اختصاص داد. 

او نوشت: « در سال ۱۹۳۶، والدین ما نتوانستند مانع از رفتن ورزشکاران به بازی های المپیک برلین و ادای سلام نازی ها در مقابل هیتلر شوند. حالا بیایید همه با هم از ورزشکاران و حامیان آنها بخواهیم که در این بازی هایی که سازمان دهنده آن دیکتاتورها هستند، شرکت نکنند.» تشکیل این کمیته  در فرانسه با همراهی بسیاری از فعالان حقوق بشری در سراسر اروپا مواجه شد. همزان سازمان عفو بین الملل هم از این حرکت حمایت کرد و از ورزشکاران و تماشاگران و حامیان فوتبال خواست تا این بازیها را بایکوت کنند. 

در این میان، میشل ایدالگو، مربی تیم ملی فرانسه قربانی موج «بایکوت جام جهانی شده» و به همراه همسرش توسط یک گروه فعال سیاسی ربوده می شوند. البته این سرمربی فرانسوی موفق می شود با همسرش از دست گروگان گیران بگریزد اما بعدها در مصاحبه ای با روزنامه اکیپ اعلام کرد که «پس از این گروگان گیری تردید فراوانی برای همراهی و اصولا اعزام تیمش به جام جهانی داشته است.» 

این گروگان گیری و عدم همراهی یوهان کروویف، ستاره آن روزهای فوتبال جهان با تیم ملی هلند، بسیاری را به این باور رساند که فوتبال بیش از همیشه درگیر «بازیهای سیاسی و ژئوپلیتیکی زمانه» اش می شود. هرچند که ژائو هاوه لانژ برزیلی که مهمترین نقش در اعطای میزبانی به این بازیها به آرژانتین را داشت بارها در دفاع از خود و مقام ریاست فیفا، اعلام کرد که «سیاست از فوتبال جداست و هیچگاه قصد ندارد تا فوتبال و سیاست را به هم مرتبط کند.» با این حال تمامی تحلیلگران سیاسی پس از این بازیها در سرمقاله های خود تاکیدکردند که اعطای مقام میزبانی به آرژانتین یک بازی کاملا صرفا سیاسی و در حمایت از دولت نظامی ویدلا بود. 

ژائو هاوه لانژ که بود؟

هاوه لانژ که از پدری بلژیکی و مادری برزیلی در سال ۱۹۱۳ زاده شده بود در سال ۱۹۷۴ موفق شد با شکست استنلی راس، سلف بریتانیایی خود، در راس فیفا قرار گرفته و با برنامه گسترش فوتبال به سراسر جهان،  طرحی نو برای «درآمد زایی فیفا» ایجاد کند. 

هاوه لانژ با کمک سپ بلاتری که در سال ۱۹۸۳ به استخدام فیفا در بخش مارکتینگ درآمد، توانست به واسطه مستطیل سبز و توپ گرد برای خود و سازمان تحت امرش ثروت زیادی جمع کند.  امروز فیفا ثروت مندترین فدراسیون جهانی ورزشی است.

 هاوه لانژ البته برای درآمدزایی بیشتر فیفا تحت نام «پروژه کوکا کولا» جام جهانی را از شانزده تیم به ۲۴ و نهایتا درست پیش از برکناری از قدرت در سال ۱۹۹۸، به ۳۲ تیم تغییر داد.

 تغییراتی که با فساد و رانت و رشوه های مالی گسترده مدیران فیفا همراه شد و بعدها گریبان سپ بلاتر و میشل پلاتینی را هم گرفت و نمایش دوباره ای بود از اینکه فوتبال بدلیل محبوبیت و حضورش در زندگی روزمره شهروندان می تواند در برخی مواقع کاملا سیاسی باشد. 

 بی دلیل نبود که پس از مرگ هاوه لانژ در سال ۲۰۱۶، گری لینه کر، اسطوره فوتبال انگلستان و بسیاری دیگر انتقادهایی زیادی علیه دوران ریاست او مطرح کردند. لینه کر در توییتر خود نوشت: « رئیس پیشین فیفا درگذشت. او از فوتبال چیزهای زیادی بدست آورد. درست خواندید.» 

برخی از تحلیلگران می گویند به قدرت رسیدن هاوه لانژ در سال ۱۹۷۴ فیفا را تبدیل به یک «سازمان مافیایی» کرد که تا امروز ساختار هایش را حفظ کرده است. 

در آستانه بازیهای جام جهانی در قطر برخی از گروه های حقوق بشری خواستار بایکوت این بازیها شده اند. همزمان برخی از علاقه مندان فوتبال در ایران هم می گویند نمی خواهند، در شرایطی که سرکوب معترضان در هفته های اخیر بسیار شدید بوده، تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی حضور پیدا کند. مطالباتی که بار دیگر سوال مهم سالهای دور را به ذهن متبادر می کند: آیا فوتبال سیاسی است؟