خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

علوم انسانی زیر ضرب، دلایل و پیامد‌ها

نظرها
علوم انسانی زیر ضرب، دلایل و پیامد‌ها
اندازه متن Aa Aa

ماجرای حذف و سپس بازگشت دوباره سیزده رشته علوم انسانی در دانشگاه علامه طباطبایی تهران پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ آغاز شد.

بعد از این انتخابات بازداشت های زیادی صورت گرفت و یک ماه پس از آن، دادگاههایی برای محاکمه دستگیرشدگان به راه افتاد. در یکی از این دادگاهها، سعید حجاریان، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت اسلامی با متنی در دادگاه در مذمت علوم انسانی ظاهر شد که این متن نه بوسیله او، بلکه توسط سعید شریعتی یکی دیگر از اعضا جبهه مشارکت خوانده شد. بن مایه این متن که به باور بسیاری، احتمالا تحت فشار نوشته شده بود، اشاره به آن داشت که در دروس علوم انسانی با وجود تعداد زیاد دانشجویان، متون غربی نقد نشده وجود دارند.
 
پس از آن، علی خامنه ای، رهبر ایران بشدت به علوم انسانی حمله کرد و معتقد بود که دانشگاههای ایران به اندازه کافی اساتید با دیدگاه‌های اسلامی در علوم انسانی ندارند. وی گناه بزرگ این علوم را ایجاد شک و تردید در دانشجویان مطرح کرد که این رشته‌ها وارد مبانی مذهبی، دینی و اعتقادی دانشجویان می شود.

دکتر کورش عرفانی که خود از فارغ التحصیلان رشته روزنامه‌نگاری در پایان دهه ۶۰ خورشیدی است می گوید:” پس از این سخنان، شورای عالی فرهنگی جمهوری اسلامی به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ماموریت داد که به بازنگری سرفصل‌ها بپردازد. آنان گفتند که در آینده در دو مورد تغییر ایجاد می کنند، اول آنکه چه رشته هایی حذف شود و چه واحد هایی کم و یا اضافه گردد.”

دکتر کورش عرفانی می افزاید: “به دنبال آن، شاهد موج بازنشستگی، بازخرید و یا اخراج اساتید از دانشگاه‌ها در دوسال اخیر هستیم و در پی آن جایگزین سازی موج جدید که فارغ التحصیلان داخل هستند و به عنوان آدمهای امن نظام شناخته می شوند.”
 
البته پس از اعلام اولیه حذف ۱۳ رشته دانشگاهی، ابتدا عبدالله شفیعی آبادی معاون آموزشی دانشگاه علامه طباطبایی اظهار داشت که حذف رشته های بسیار طبیعی و غیر سیاسی است و آنگاه، پس از چند روز وزارت علوم، آن را پس گرفت.
 

علت حساسیت
  
کورش عرفانی که بعدها در فرانسه دکترای جامعه شناسی گرفت، معتقد است که رشته‌های علوم انسانی دارای دو ویژگی هستند که حساسیت حکومت ایران را بر می انگیزد، اول آنکه این رشته ها در هر سطحی که هست، موجب بازشدن ذهن دانشجو می شوند و به او اجازه می دهند که با ذهنی فعال و نقدگرا به پدیده ها بنگرد.
خصلت دومی که برای حکومت دردسرساز می شود آن است که دانشجویان مجهز به این دانش و علوم می توانند بصورت روشنگر عمل کنند یعنی فاعل باشند و تبدیل به کنشگران اجتماعی شوند، دو میلیون دانشجو که می توانند رابطه علت و معلولی پدیده ها را پیدا کنند و تبدیل به یک نیروی آگاه بخش و روشنگر در سطح جامعه باشند.
 
بسیاری از دانشجویان این رشته‌ها به دلیل همان روشنگری و پرسشگری در اینگونه رشته‌ها تبدیل به کنشگران اجتماعی شده‌اند.

پروین اردلان فعال حقوق زنان یکی از آنهاست. وی در رشته‌ روزنامه‌نگاری دانشگاه علامه طباطبایی از سال ۶۸ تا ۷۱ مشغول تحصیل بود و سپس فارغ التحصیل کارشناسی ارشد در مطالعات زنان در دهه ۸۰ شد. وی از تجربه خود در این دانشگاه می‌گوید: “در این رشته‌ها بجای اینکه حافظه دانشجویان را تقویت کنند، پرسشگری را تقویت می کنند. این روند با تفکر غالب حاکم که می خواهد سیستم دانشگاهی پرسشگر نباشد و تنها یادگیرنده و حفظ کننده باشد و سیاست های حاکمیت را بازخوانی کند، در تناقض است.”
 
این دانشجوی سابق دانشگاه علامه طباطبایی ویژگی دیگری برای رشته‌هایی مثل روزنامه نگاری، روابط عمومی و مددکاری قائل است: “همه اینها با مخاطب سر و کار داشتند و استادان نمی توانستند مانع جدل و انتقادات شما شوند. مثلا یادم هست در سر کلاس آقای فرقانی وقتی ازمن پرسید چرا به رشته روزنامه‌نگاری آمدی، آنقدر اعتماد به نفس داشتم و شهامت داشتم که پاسخ دهم می خواهم سوالهای ذهنی ام را به پرسش بکشم و مورد تشویق قرار گرفتم. حتی در آن دوره که سال ۶۸ بود ، سالی که نمی شد در جامعه براحتی صحبت کرد. ولی این فضا در این دانشکده بود و ساختار به گونه ای بود که نمی توانستی با اساتیدی روبرو شوی که به دانشجو بگوید ساکت باشد.”
 
در اوائل دهه هفتاد خورشیدی، دانشجویان روزنامه‌نگاری و همچنین حضور دانشجویان دختر در رشته‌های علوم انسانی افزایش یافت. علاوه بر آن در اوائل دهه ۷۰ فضا قدری عوض شد و روزنامه‌های بیشتری و نشریات خصوصی منتشر شد. در این دوره است که پدیده‌هایی مثل روزنامه‌نگار مستقل، منتقد، اخراجی، اصلاح طلب، روزنامه‌نگار زندانی برای اولین بار در جامعه پس از سرکوب های دهه ۶۰ وارد ادبیات روزنامه‌نگاری شد.
 
پروین اردلان بر این باور است که بتدریج آن فضاهای دانشگاهی، بر مطبوعات کل کشور تأثیر گذاشت، مطبوعاتی که اکنون از بسیاری از این فارغ التحصیلان دانشکده‌های روزنامه نگاری تغذیه می‌کردند و طرز فکر آنها می‌توانست بر فضای جامعه تأثیر بگذارد.
 
خانم اردلان همچنین نقش دانشگاه آزاد اسلامی را که با ارائه رشته‌های علوم انسانی، امکان تحصیلات آکادمیک بسیاری از جوانان را در سالهای پس از انقلاب، فراهم ساخت، در اشاعه روحیه پرسشگری در میان جوانان تحصیلکرده، مؤثر می داند.
 
ویژگی های روزنامه‌نگاری
 
کورش عرفانی از دانشجویان فارغ‌التحصیل پایان دهه‌۶۰ ویژگی‌های این رشته را این گونه‌ بر می‌شمارد: “روزنامه‌نگار بطور دائم با صاحبان قدرت در چالش قرار دارد، وی نماینده جامعه است و اطلاعات را از دست صاحبان قدرت به جامعه منتقل می‌کند، کاری است دشوار. بیش از یکصد روزنامه‌نگار، به گزارش خبرنگاران بدون مرز، جانشان را در سال گذشته از دست می دهند. شخصیت روزنامه نگار بعنوان یک شخصیت چالشگر شکل می گیرد ترسش می ریزد و متوجه می شود که چگونه با صاحبان قدرت وارد تعامل شد و به دروغگویی های آنها پی می برد و به شناخت از بافت و ساختار قدرت نیز دست می یابد و اگر با ارزش هایی تعهد پذیری، مسولیت پذیری تلفیق شود به نظر من او را به نوعی آرمان خواهی هل می دهد که می تواند از او یک کنشگر اجتماعی بسازد.”

اشاره کورش عرفانی در‌ واقع، به آن نقطه کلیدی است که دغدغه های حکومت را در مورد رشته‌های علوم انسانی افزایش داده یعنی نه تنها افراد که خود، باورها را به زیر سوال می برند و به پرسشگری دست می‌زنند بلکه در مقطعی این دانش آنان را به کنشگران اجتماعی نیز تبدیل می کند.
 
یکی از این کنشگران که بنیانگذار کمپین ضد سنگسار است، آسیه امینی نام دارد. وی فارغ‌التحصیل سال ۷۶ روزنامه‌نگاری از دانشگاه علامه‌طباطبایی است.
 
آسیه امینی بر این باور است که حکومت با باهوشی، زیرکانه و آگاهانه بهترین روش‌ها را در سرکوب بکار می برد و نباید آن را دست کم گرفت. او استدلال می کند که همین مقابله و تلاش برای حذف رشته‌های علمی که در تئوریزه کردن و یاد دادن به نسل جوان تاثیرگذار هستند، از نمونه‌های این روش‌هاست: “دانشکده روزنامه‌نگاری قرار است چه کسانی را تربیت کند، عده‌ای پرسشگر منتقد در لباس روزنامه‌نگار که آگاهانه برای بهتر شدن وضعیت جامعه و بالارفتن حقوق و منافع عمومی آموزش می بینند. اساسا این با منافع حکومتی که منافع عمومی را با منافع خود یا عده‌ای خاص در تضاد می بینند، سازگار نیست. بنابراین به مقابله با آن می‌پردازد، اساسا چرا باید پرسشگر تربیت شود. در همین هفته‌های اخیر به مناسبت روزخبرنگار، مسولان می گویند که روزنامه‌نگار باید هوای دولت را داشته ‌باشد.در دانشکده‌های روزنامه‌نگاری دانشجو می آموزد که هوای منافع عمومی ‌و نه دولت را داشته باشند.”
 
روش طرح و پس گرفتن موضوعات چالش برانگیز
 
در سالیان گذشته روشی که حکومت ایران برای طرح و جا انداختن مسائل چالش برانگیز در پیش گرفته روش طرح کردن و پس گرفتن و درنهایت عمل کردن به آن است. بعنوان مثال، طرح تفکیک جنسیتی از سوی وزارت علوم مطرح می شود، بعد رییس دولت اعلام می کند که این طرح ناکارآمد است و با آن مخالفت می کند درنهایت اما این طرح اجرا می‌شود. در مورد حذف علوم انسانی نیز، در ابتدا ۱۳ رشته حذف شد و سپس ده تای آن دوباره از سوی وزارت علوم وارد دفترچه انتخاب رشته‌ها گردید.

آسیه امینی روزنامه نگار، می‌گوید: “جمهوری اسلامی تعادل خوبی در خود دارد. قسمتی از بدنه حکومت تند‌رو هستند و آنچه برازنده حکومت دینی هست دنبال می‌کنند و بشدت در این موضوع جدی و پیگیر است. در بسیاری از موارد نیز آنها حرف آخر را می‌زنند.
برای مثال آقای احمدی نژاد بلافاصله پس از ریاست جمهوری اعلام می کند که زنان می توانند به استادیوم‌های ورزشی بروند. با این حرف مردم فکر می‌کنند که دولت در جهت آنهاست. سپس بلافاصله از قم دستور می آید که چنین چیزی نیست و سرجایتان بنشیند.
اما به نظر من باید به خروجی این بحث ها توجه داشت و وارد بازیها و دعوای قدرت نشد. از نظر من وقتی زنان نمی‌توانند وارد استادیوم ها شوند، حرف آقای رییس جمهور بی‌مورد است چه در مورد موضوعی حرف زده‌ است که در مورد آن قدرتی نداشته است.”