خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

یارانه نقدی و جامعه ناتوان

نظرها
یارانه نقدی و جامعه ناتوان
اندازه متن Aa Aa

صندوق بین‌المللی پول، در تازه ترین گزارش خود اقدامات ایران در حذف یارانه‌ها و کنترل تورم ناشی از اجرای این برنامه را تحسین و دورنمای اقتصادی ایران را با توجه به افزایش بهای نفت واجرای طرح اصلاح یارانه‌ها مثبت ارزیابی کرد.
 
اما این حرکت تحسین آمیز از جانب صندوق بین المللی پول، در ایران نمود دیگری داشته است.
 
چندین ماه از آغاز پرداخت یارانه های نقدی در ایران می گذرد و یک تصویر تکراری ترجیع بند این موضوع اقتصادی – اجتماعی است: صف بستن و ازدحام مردم پشت در بانک ها و جلوی عابر بانک. این است صدای جمعی مردم در ارتباط با یارانه ها.
 
شاید کمتر تحلیلگری فکر می کرد که با آغاز طرح هدفمندی یارانه ها شاهد هیچ گونه اعتراض یا شورش عمومی نباشیم و در عوض رفتار جمعی جدیدی را از طبقات مختلف اجتماعی شاهد باشیم که همانا هجوم برای دریافت هر چه زودتر واریزی ماهانه دولت به حساب خانوارهاست.
 
 
اکثر تحلیل ها از جمله گزارش اخیر صندوق بین المللی پول به جنبه های اقتصادی این پدیده توجه کرده اند، تاثیر هدفمندی رایانه ها بر تورم، رکود اقتصادی، بحران در تولید و موارد مشابه . اما جنبه های فرهنگی و اجتماعی این پدیده کمتر مورد تحلیل قرار گرفته است. 
 
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران با شعار عدالت محوری و آوردن پول نفت بر سر سفره های مردم بر سر کار آمد. اما جالب توجه است که یکی از بی نظیرترین دوران آشفتگی اقتصادی – اجتماعی را برای جامعه ایران رقم زد.
 
با یک نگاه کلی دولت احمدی نژاد برنامه های اقتصادی- سیاسی مختلفی را اجرا کرد که با هدفمندی یارانه ها به مرحله جدیدی وارد شده است و این پرسش را برجسته می کند که آیا برنامه از پیش طراحی شده ای برای تضعیف جامعه مدنی نوپای ایران و سرکوب انتظارات طبقه متوسط برای تغییرات اجتماعی – سیاسی در کار بوده است؟
 
 
نگاهی به پیش زمینه هایی که به هدفمندی یارانه ها انجامید شاید ابعاد این پرسش را روشن تر کند :
اول: جهش شگفت انگیز قیمت مسکن در سال 1385.
دوم: سهمینه بندی بنزین در تابستان 1386.
سوم: تخلیه توان اعتراض عمومی با انتخابات 1388.
چهارم: اجرای هدفمندی یارانه ها در سال 1389.


 

جهش شگفت انگیز قیمت مسکن در سال 1385


 
سال 1385 قیمت مسکن در ایران جهش شگفت انگیزی را تجربه کرد. قیمت ها به یکباره شروع به افزایش کردند و تا نزدیک 100 درصد رشد نکردند از حرکت باز نایستادند. بسیاری از شواهد در این سال نشان می دهد که نهادهای حکومتی و دولتی باضافه دلالان زمین و مسکن در اتحاد نانوشته ای به دلالی زمین و مسکن دست زدند و با معاملات صوری قیمت زمین و مسکن را در مدت کوتاهی به شدت افزایش دادند. این وضعیت خانه دار شدن بسیاری از افراد طبقه متوسط را به رویا تبدیل کرد. بسیاری از اعضای طبقه متوسط که پیش از این با برنامه ریزی بر اساس میزان تورم سالیانه که در سالهای آخر دولت اصلاحات شکل باثبات تری به خود گرفته بود، در پی مالکیت خانه ای در شهر خود بودند به یکباره خود را بسیار دور از این امکان دیدند. این مسئله اولین و مهمترین بحران را برای طبقه متوسط در ایران ایجاد کرد.
 
از نگاه طبقه پایین جامعه نیز این وضعیت، فقیرتر شدن آنها را بدنبال داشت. در وضعیتی که طبقه متوسط امید به تحرک طبقاتی را از دست می داد، طبقه پایین جامعه امیدش را به راههای معمول رشد و تحرک طبقاتی را از دست داد، این وضعیت آنها را آماده بسیج سیاسی جهت حمایت از سیاست های عامه پسندانه می کرد، سیاست هایی که بعد از این رخداد ساختاری توسط محمود احمدی نژاد به مرحله اجرا گذاشته شد. در این مرحله دولت احمدی نژاد طرح مسکن مهر را به اجراگذاشت تا پاسخی برای امیدواری طبقه پایین جامعه در جهت حمایت از سیاست های عامه پسندانه خود باشد.
 

سهمیه بندی بنزین در تابستان 1386


 
در تابستان 86 دولت محمود احمدی نژاد روندی را آغاز کرد که به عنوان شروع هدفمندی یارانه تعبیر شد. دولت بنزین را سهمیه بندی کرد و در ابتدا ماهانه یکصد لیتر بنزین برای خودروهای بنزین سوز تعیین کرد. این برنامه با اعتراضات کم وسعتی در تهران و برخی شهرهای بزرگ همراه شد که سریعا کنترل شد و تبعیت مردم را بدنبال داشت. خوشحالی دولت از موفقیت در اجرای این طرح در بسیاری از مصاحبه ها و رسانه های حامی دولت به روشنی دیده می شد. جامعه ناتوان از اعتراض، نشانه بزرگی برای حاکمیت سیاسی بود که با شادی پنهان و آشکار آن را ابراز می کرد.
 
 

تخلیه توان اعتراض عمومی با انتخابات 1388


 
 
اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال 88 بصورت جسته و گریخته تا دی ماه 1388 ادامه داشت و بعد از آن روند نزولی را طی کرد. حاکمیت جمهوری اسلامی با سرکوب و کنترل بزرگترین اعتراضات شهری در طول حیات خود، تصویر قدرتمندی از خود را به نمایش گذاشت. نیروهای نظامی و امنیتی کنترل اعتراضات؛ حرفه ای تر شدند و برنامه ریزی برای کنترل اعتراضات شهری شکل منسجم تری به خود گرفت . آگاهی حاکمیت نسبت به الگوهای اعتراضات شهری افزایش یافت و همین امر به اعتماد به نفس حاکمیت افزود. با تخلیه شدن توان اعتراض عمومی شهر نشینان این امیدواری پیدا شد که می توان سیاست هایی که تا پیش از این از ترس مخالفت های عمومی کنار گذاشته شده بود را اجرا کرد و هدفمندی یارانه ها مهمترین این سیاست ها بود. سیاستی که دولت اصلاحات از ورود به آن به شکل ضربتی دوری می کرد.
 
 

اجرای هدفمندی یارانه ها در سال 1389


 
از هم پاشیدن نظم ذهنی طبقه متوسط و درگیر شدن این طبقه با مشکلات اقتصادی هر روزه خصوصا با افزایش بی سابقه قیمت مسکن، اجرای موفق سهمیه بندی بنزین و تخلیه توان اعتراضات شهری شجاعت دولت را برای اجرای مهمترین برنامه اقتصادی تاریخ جمهوری اسلامی بالا برد.

حکومت در جهت مخالف توصیه های کارشناسان عمل کرد، کارشناسان توصیه می کردند که دولت باید در وضعیت وحدت ملی و وضعیتی که دولت از بالاترین سطح مشروعیت برخوردار است دست به کار تغییرات اقتصادی ساختاری شود تا همراهی همه قشرهای اجتماعی را برای این جراحی سخت با خود داشته باشد، اما دولت کاملا در جهت مخالف عمل کرد و در وضعیتی که به نظر می رسید در شکننده ترین وضعیت مشروعیت خود قرار دارد این طرح را به اجرا گذاشت.
 
دولت ابتدا با پرسشنامه خود اظهار از مردم اطلاعات اقتصادی آنها راجمع آوری و مردم را در سه خوشه طبقه بندی کرد تا یارانه ها، بطور هدفمند در اختیار طبقات پایین جامعه قرار گیرد. اما اعتراضات بسیاری از مردم حتی از طبقات بالای جامعه باضافه تحلیل هایی که این حرکت دولت را برسمیت شناختن طبقات مرفه و فقیر در جامعه می دانست و عملا ایدئولوژی توده ای حاکمیت را دچار مشکل می کرد باعث شد دولت این خوشه بندی را کنار بگذارد و برای همه افراد 40500 تومان یارانه ماهانه تعیین کند. که مدتی بعد با افزده شدن یارانه نان این مبلغ اندکی افزایش یافت.
پیش از آغاز و در حین اجرای این طرح تحلیل گران اقتصادی و اجتماعی نسبت به وقوع رویدادهای اقتصادی مانند: تورم ، رکود و بیکاری و رویدادهای اجتماعی مانند: شورش های شهری و .. بعنوان پیامدهای این طرح هشدار دادند. با اینکه به نظر می رسد هشدارهای اقتصادی کم و بیش صحیح بوده اند اما پیش بینی های اجتماعی هیچ گونه مصداق خارجی پیدا نکرد.
 
در واقعیت بعد از هدفمندی یارانه ها و گران شدن قیمت بسیاری از کالاها و خدمات شاهد هیچ گونه اعتراض جمعی یا شورش شهری در ایران نبودیم. بسیاری پیش بینی می کردند که با اجرای سیاست هدفمندی یارانه ها شاهد “شورش های شهری” باشیم. این پیش بینی بر اساس سابقه اجرای این سیاست در کشورهای دیگر مطرح می شد.
 
اما در ایران در مقطع آغاز طرح هدفمندی نه تنها شاهد شورش های شهری نبودیم بلگه شاهد صف کشیدن مردم پشت در بانک ها و جلوی عابر بانک بودیم گویی شورش خیابانی به هجوم فردی تغییرکرد و مردم ترجیح دادند بجای شورش ومخالفت جمعی کلاه کوچک خود را بچسبند و به منفعت شخصی خود توجه کنند.
 
در این باره با دکتر سعید معیدفر، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران گفتگویی انجام داده ایم و از ایشان پرسیده ایم که چرا برخلاف انتظارات شاهد اعتراضات اجتماعی به این طرح نبوده ایم و چه پیش بینی می توان از رخدادهای اجتماعی آینده داشت؟
 
 
گفتگو را اینجا بشنوید:

سال جهاد اقتصادی، پایان سرخوشی یارانه ها

سال 1390 از سوی رهبر جمهوری اسلامی ایران سال “جهاد اقتصادی” نام گرفته است. اصطلاح جهاد در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی برای وضعیت های دشوار بکار رفته است. به نظر می رسد این نامگذاری با واقعیت های رخ داده در چهار ماه اول این سال و پیش بینی اقتصاد دانان برای هشت ماه باقیمانده بی ارتباط نباشد.

در چهار ماه اول این سال با افزایش قیمت بسیاری از کالاها و خدمات در ایران روبرو بوده ایم. بسیاری از کالاها از پانزده تا چهل درصد افزایش قیمت را تجربه کرده اند. از سوی دیگر کرایه حمل و نقل عمومی بین بیست تا پنجاه درصد افزایش یافته است. این افزایش ارزش یارانه های دریافتی را در این چهار ماه کمتر کرده است و پیش بینی می شود با افزایش تورم و حذف صفر از پول ملی ارزش یارانه ها کمتر و کمتر خواهد شد.

از سوی دیگر در پرداخت یارانه ها مبلغ مورد نظر به عنوان مبلغ ثابت در نظر گرفته شده است و هیچ مکانیسمی برای افزایش این یارانه با افزایش تورم در نظر گرفته نشده است . عملا باید گفت بعد از مدت زمان مشخصی با افزایش سطح عمومی قیمت ها، افزایش بیکاری، حذف صفر از پول ملی، فرایند عمومی قیمت ها به سمتی می رود که هر روز پول دریافتی از یارانه ها ارزش خود را از دست می دهد و این فرایند از هر سو به سود دولت تمام می شود. دولت از یک سو با نقدی کردن یارانه ها خود را از مسوولت ثبات بازار کنار گشیده است و هر نوع افزایش قیمتی را به دریافت یارانه ها از سوی مردم عودت می دهد و از سوی دیگر با بالا بردن سطح قیمت ها و اجازه دادن به تولید کننده ها برای افزایش قیمت محصولات خود درآمد خود را افزایش می دهد.

دولت ایران در حالی سیاست های آزاد سازی را پیش می برد که تئوری اقتصادی روشنی را دنبال نمی کند و حتی همواره تاکید کرده که با مبانی اقتصاد آزاد مخالف است. این خود باعث تعجب بسیاری از ناظران شد که دولتی اصول گرا و مخالف بازار آزاد، مهمترین سیاست بازار آزاد را ارائه کرده است.

به هر حال، در عمل، بیشترین استقبال از سوی طبقات پایین و طبقه متوسط رخ داد و حتی طبقه بالای جامعه ابتدا به عدم دریافت یارانه واکنش منفی نشان داد و همین امر باعث شد که دولت گروه بندی جامعه را برای دریافت یارانه ها کنار بگذارد و به همه طبقات به یکسان توزیع کند.

واقعیت این بود که طبقه پایین جامعه خصوصا در شهرهای کوچک و روستاها از نفع برندگان توزیع نقدی یارانه ها بودند. بسیاری از اعضای طبقه پایین جامعه با بیکاری های مستمر یا مشاغل فصلی، دست و پنجه نرم می کنند، برای این گروه توزیع یارانه های نقدی به نوعی دریافت مستمری ثابت ماهانه ای بود که علی رغم افزایش قیمت قبض های برق و گاز و آب ، از دریافت آن ابراز خوشحالی می کنند. این طبقه دو رویکرد را در ارتباط با هزینه های قبوض انتخاب کردند: اول : دست کاری کنتورهای برق و گاز و دوم: صرفه جویی.

در این وضعیت طبقات پایین و متوسط جامعه به تنظیم مجدد ساز و کار زندگی خود و خانواده دست می زنند و به نظر می رسد اولین کالاهایی که در این تنظیم مجدد از سبد کالاهای خانواد حذف می شود: کالاهای فرهنگی، آموزشی و فراغتی است.

معترضان اقتصادی تنها مانده اند ؟

بعد از اعتراضات انتخابات 1388 شمار اعتراضات و اعتصابات کارگری در مقایسه با دوره های قبل کاهش قابل ملاحظه ای یافته است. با اینکه بیکاری و حقوق معوق مانده کارگران در این دوره بیشتر بوده است اما پتانسیل اعتراضی به دلیل وضعیت اقتصادی کم رمق تر شده است.

به نظر می رسد اعتراض به وضعیت اقتصادی یا باید به یک جریان و جهت گیری سیاسی پیوند بخورد و یا اینکه همچون شعله های کوچک و ناتوانی هر از گاهی زبانه بکشند و در عزلت و تک افتادگی خاموش شوند.

اگر معترضانی در راه باشند، این معترضان از حمایت سندیکایی و گروهی برخوردار نخواهند بود. بنابراین می توان پیش بینی کرد که این نوع اعتراضات بسادگی کنترل خواهد شد و نتایج موثری را به دنبال نخواهند داشت.

ظاهرا، یارانه ها، کاتالیزور عبور به مرحله جدیدی از سازمان اقتصادی در جامعه ایران باشد. یارانه ها گرجه توهم بسیار بزرگی تولید کرده اند، اما در مقابل، اجرای برنامه اقتصادی بسیار بزرگی را در واقعیت بر عهده گرفته است. یارانه ها برای برخی از دهک های جامعه بسیار شیرین بوده است و به نظر می رسد تا مدت ها برای آنها شیرین خواهد بود، امابرای بسیاری از دهک های جامعه خصوصا در شهرهای بزرگ طعم شیرین خود را از دست خواهد داد. در پایان به نظر می رسد قشری خاص برجای خواهند ماند که توسط یارانه ها مورد حمایت قرار خواهند گرفت و در مقابل برای یک حاکمیت پوپولیست کارهای ویژه مورد نیاز را انجام خواهند داد.

گزارش از سعید بهداد