خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

بحران بیکاری نسل ها در ایتالیا

نظرها
بحران بیکاری نسل ها در ایتالیا
اندازه متن Aa Aa

بحران اقتصادی، تعیین کننده دستور کار سیاسی در ایتالیاست. در میان اولویت های دولتی که از انتخابات آینده ایتالیا سر برآورد، مسائل عاجل عبارتند از بیکاری جوانانی که در تلاش برای یافتن شغلند و بزرگ سالانی که شغل خود را از دست می دهند و در حاشیه جامعه قرار می گیرند.

برای نمونه سالواتوره چهار زبان می داند. او در سه قاره جهان کار کرده و در اکوادور به مدیریت یک رستوران لوکس ایتالیایی پرداخته، اما اکنون بیکار است.
او از بیست ماه قبل معاش خود، همسر و فرزندش را از طریق کمک های سازمان غیر انتفاعی کاریتاس تامین می کند.

سالواتوره یکی از دو میلیون و نهصد هزار بیکاری است که برای ایتالیا در دسامبر سال 2012 رکورد تازه ای از بیکاری است. این رقم 8/1 درصد بیش از سال 2011 است و کارشناسان از عواقب این مسئله که می تواند چشم اندازی برای فروپاشی خانواده ها باشد نگرانند. یعنی بدترین وضعیتی که کشورهای حاشیه مدیترانه تا کنون برای پرهیز از آن تلاش کرده اند.

ایان روس مک میلان، مدیر مرکز تحقیقات پویایی اجتماعی می گوید: “برای کشورهایی که به طور سنتی تکیه بر خانواده را به عنوان شبکه ای از امنیت اجتماعی می دانند، مانند ایتالیا یا اسپانیا و بیشتر کشورهای مدیترانه ای، بیکاری در بین بزرگسالان یک معضل واقعی است. بیکاری بزرگسالان می تواند موجب فروپاشی تداوم سلامتی و امنیت جامعه شود.”

ورشکستگی بانک “لیمن برادرز” در سال 2008، هرآنچه را که سالواتوره در خارج ساخته بود نابود کرد و او به میلان بازگشت تا همه چیز را از نو آغاز کند. او یک رستوران زنجیره ای را مدیریت می کرد تا زمانی که بحران اقتصادی آن را فلج کرد و اکنون تجربه حرفه ای خود را مانعی برای یافتن شغل می داند.

سالواتوره: “بعضی وقت ها می گویند سن من مانع کار پیدا کردن است و گاه سوابق کارم. با داشتن بیش از بیست سال تجربه آن ها فکر می کنند به خاطر سوابق حرفه ایم باید دستمزد زیادی به من بپردازند.”

پژوهشگر دیگری در میلان، این وضعیت را وقوع یک فاجعه اقتصادی و اجتماعی در درازمدت می نامد: “جوانان امروز خواهان استقلال اقتصادی در سنینی که نسل قبل از آن ها بودند، نیستند. بنابراین همه چیز مانند: یافتن شغل ثابت، خریدن خانه، شکل گیری خانواده و داشتن بچه به تاخیر می افتد.”

جوانان ایتالیایی احساس می کنند که در کشور خودشان چشم انداز رشد ندارند و به مهاجرت می اندیشند. این به معنای اینست که ایتالیا از جوانانش تهی می شود و روحیه آنها که تلاش می کنند بمانند، تضعیف می گردد.

رکورد بیکاری در منطقه کامپانیا در جنوب، چهل و چهار درصد است و این دو برابر نرخ بیکاری مثلا در لمباردی در شمال است. این موجب نابرابری دستمزد ها می شود و برای کارفرمایان زمینه رقابت ایجاد می کند. به این معنا که پرداخت ها در کامپانیا هفده درصد کمتر از شمال است. رافائلا دارای چنین وضعیتی است در حالی که فارغ التحصیل ریاضی از دانشگاه است.

رافائلا می گوید: “من برای هفت ماه در یک مدرسه خصوصی کار کردم وماهانه ششصد یورو دریافت کردم. اخیرا یک آزمون گزینش برگزار شد، اما مختص کسانی بود که در سال 2002 فارغ التحصیل شده و قبلا تایید شده بودند. ما واجد شرایط تشخیص داده نشدیم.”

بین سال های 2007 تا 2011، نرخ بیکاری برای فارغ التحصیلان، درست یک سال پس از فارغ التحصیلی شان به نوزده درصد رسید. به طوری که روبرتا، دوست هم دانشگاهی رافائلا مجبور بود هر کاری که به دست می آورد انجام دهد.

روبرتا: “من با قبولی رتبه بالا در رشته ریاضی باید هر کاری را قبول می کردم و بنابراین مجبور شدم دو سال در یک باشگاه شبانه کار کنم.

در سال 2011، شرکت ها تنها دوازده و نیم درصد از فارغ التحصیلان دانشگاه را استخدام کردند. این میزان استخدام تا پایان امسال فقط اندکی افزایش خواهد یافت، اما هنوز بسیاری مانند رافائلا و روبرتا و مانند هشتاد و پنج درصد جوانان ایتالیایی تحصیل کرده، در هراس از بیکاری به سر می برند.