خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

مستند جورج استیونس، روایتی رنگین از لحظات حساس جنگ جهانی دوم

نظرها
مستند جورج استیونس، روایتی رنگین از لحظات حساس جنگ جهانی دوم
اندازه متن Aa Aa

هنگامیکه ناو جنگی اچ ام اس بلفاست اولین گلوله را روز ۶ ژوئن سال ۱۹۴۴ موقع پیاده شدن قوای متفقین در ساحل نورماندی شلیک کرد، مسافری داشت که کمی عجیب به نظر می رسید، وی جورج استیونس، کارگردانی از هالیوود بود.

نیروهای متفقین آماده بودند به سواحل نورماندی در فرانسه ای که در اشغال نازی ها بود هجوم ببرند و استیونس روی عرشه کشتی مشغول ساختن فیلم رنگی ۱۶ میلی متری از وقایع آن روز بود.

استیونس که در سال ۱۹۴۳میلادی به سپاه پیام رسانی ارتش ایالات متحده پیوسته بود، مسئول یگان ویژه فیلمهای سینمایی بود و مأمور شده بود که وقایع حمله به ساحل نورماندی را همراه با ارتش ششم آلمان دنبال کند و از عملیات نظامی برای حفظ در آرشیو فیلمبرداری کند.

حلقه های این فیلم بعدها در ایالات متحده ظاهر شدند، اما استیونس سالها آنها را انبار کرد و کسی سراغ آنها نرفت.

تا اینکه پسرش جورج استیونس کوچک که حرفه پدر را دنبال کرده بود، تصمیم گرفت فیلمی مستند درباره زندگی پدر بسازد و از فیلم هایی که پیدا کرد، حیرت زده شد.

وی می گوید: «احساس کردم چشمهایم اولین چشمهایی است که صحنه های آن روز را به صورت رنگی می بیند. فیلم را نگاه کردم. سربازها را می دیدم با جلیقه های نجات و پر از حس انتظار. دیدم از گوشه کشتی شخص دیگری با کلاه وجلیقه می آید. دوربین چهره او را از نزدیک نشان داد. این شخص پدر من بود در ۳۷ سالگی. واقعا هیجان انگیز بود.»

این فیلم مستند در سال ۱۹۹۴ به نمایش گذاشته شد. جورج استیونس پسر می گوید: «آن زمان فکر می کردیم این تنها فیلم رنگی از جنگ جهانی دوم در اروپاست که به جا مانده است. اما بعد معلوم شد که چند فیلم آلمانی هم وجود دارد که هنوز پیدا نشده بودند. اما این فیلم مجموعه بسیار خوبی است و جنگ جهانی دوم، جنگی سیاه وسفید بود. ما جنگ را این طور دیده ایم و این طور می بیینم و حالا ناگهان روایتی از آن روی صحنه می آید که رنگ دارد و بُعد دیگری به جنگ جهانی دوم می دهد.»

این فیلم مستند که تا کنون سه بار جایزه امی را از آن خود کرده است، روایتی واقعی از وقایع هولناک جنگ جهانی دوم در خط مقدم جبهه است. در مستند پرتاثیر استینونس وقایعی چون حمله به ساحل نرماندی، نابودی چند روستای فرانسه، آزادی پاریس در ۲۵ اوت ۱۹۴۴و آزادی اردوگاه مرگ داخائو در ۲۹ آوریل سال بعد ضبط شده اند.