خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

بزرگان موسیقی ایران از عبدالوهاب شهیدی گفتند

بزرگان موسیقی ایران از عبدالوهاب شهیدی گفتند
اندازه متن Aa Aa

در مراسم بزرگداشت عبدالوهاب شهیدی، خواننده و نوازنده سرشناس عود، محمدرضا شجریان، او را اعتبار موسیقی ایران خواند.

در شب عبدالوهاب شهیدی که شامگاه ۲۰ اردیبهشت ماه به همت علی دهباشی، سردبیر مجلۀ بخارا در تهران و با حضور برخی از چهره های سرشناس ادبیات و موسیقی ایران از جمله هوشنگ ابتهاج، محمدرضا شجریان، هوشنگ ظریف و حسن ناهید برگزار شد، آقای شجریان، طی سخنانی از عبدالوهاب شهیدی و مقام او در موسیقی ایران تجلیل کرد.

وی دربارۀ شهیدی گفت: “شهیدی یک اعتبار و یک منش انسانی و بزرگوارانه در موسیقی ما است. هرجا شهیدی بود، بالاترین عنوان هنر را داشت. چه در جشن ها و چه در حضور مردم، من همیشه پشت سر این نازنین، خودم را پنهان می کردم و از او یاد می گرفتم که رفتار هنری باید چگونه باشد.”

شجریان در مورد خاطراتش با شهیدی در رادیو تهران گفت:” از وقتی که من در رادیو بودم، مخصوصا از زمانی که جناب سایه به آنجا تشریف آوردند و برنامۀ گل های تازه و گلچین هفته را تهیه کردند، همیشه سایه به سایه در کنار ایشان بودم، چه با گروه استاد بزرگوار فرامرز پایور که حق بزرگی به گردن من دارد و چه در کنار محمدرضا لطفی و گروه شیدا، ارکستر گلها، جناب فخرالدینی و دیگر گروه هایی که در رادیو بودیم.”

شجریان همچنین گفت: “خوب یادم است که جشن هنرها، همیشه شب اول با صدای عبدالوهاب شهیدی و گروه استاد پایور آغاز می شد و ما آنجا نظاره گر بودیم و از هنرهای این بزرگمرد استفاده می کردیم. موقعی که تازه کار را در خدمت آقای مهرتاش شروع کرده بودم، ایشان با احترام بسیار از عبدالوهاب شهیدی یاد می کرد و عشق و علاقۀ شدیدی بین ایشان و آقای شهیدی بود. جناب مهرتاش می گفت که شهیدی اعتبار سازمان هنری شان «جامعه باربد» است.”

هوشنگ ظریف، تارنواز برجسته ایرانی نیز، یکی دیگر از شرکت کنندگان در این مراسم بود که درباره آشنایی و خاطراتش با شهیدی گفت: “ما خاطرات زیادی با استاد شجریان و استاد شهیدی داشتیم. هر وقت ضبط و برنامه ی کنسرت داشتیم، هیچ گرفتاری نداشتیم. ایشان به موقع می‎خواند و وقفه‎ای نمی‎انداخت. دو سه باری ما با استاد شهیدی به اروپا، آمریکا و کانادا رفتیم و وقتی آنجا کنسرت تمام می‎شد، همه دست می‎زدند و می‎ گفتند: “«زندگی» که مقدمه ‎اش را آقای پایور نوشته بود. این را که شروع می‎کردیم، مردم حاضر در سالن تشویقی می کردند غیرقابل وصف و استاد شهیدی این تصنیف را می‎ خواند. واقعا هیچ گرفتاری ای موقع ضبط و اجرای کنسرت نداشتیم.”

حس ناهید، نوازندۀ پیشکسوت نی نیز در سخنان خود به ذکر خاطرات همکاری خود با شهیدی پرداخت: “حدود ۵۲ سال است که من شاگرد استاد شهیدی هستم. چه در زمینۀ اخلاق و ادب و چه در زمینۀ هنر. خود استاد شهیدی هم در زمینۀ اخلاق و هنر خیلی به مرحوم اسماعیل مهرتاش عقیده داشت و یکی از خاطرات خوبی که ما با مرحوم مهرتاش داشتیم، این بود که روزی من و جناب شهیدی و مرحوم پایور به خانه استاد مهرتاش رفتیم، چون قرار بود، بزرگداشتی برای ایشان در تالار رودکی برگزار شود. برای آن مراسم چند کار با تنظیم استاد مهرتاش و استاد پایور ضبط کردیم و به خوبی در تالار رودکی با حضور استادان بزرگی مانند عبدالوهاب شهیدی، مرحوم پایور، هوشنگ ظریف و دیگران اجرا شد. در جشن های هنر و همۀ برنامه هایی که استاد شهیدی داشت، من هم افتخار حضور داشتم.”

ابتهاج: شهیدی می توانست بیش از این سرمشق هنرمندان باشد

هوشنگ ابتهاج، غزلسرای برجسته ایران نیز در سخنانش از شهیدی و موسیقی اش ستایش کرد: “من چیزی ندارم که در شأن آقای شهیدی باشد. قبل از این که بخت آشنایی با خود شهیدی را داشته باشم، با صدایش آشنا بودم و شیفتۀ کارش شدم. آقای شهیدی همیشه برای من یک تصویر از آرزویی بود که من دربارۀ هنرمند داشتم. با مناعت و به دور از ‎غرض ‎ورزی. بدون حقارت‎هایی که ما داریم و معمولا پشت پردۀ هنر پنهان می‎کنیم. آقای شهیدی به من امید دادند که می‎شود واقعا هنر خالص و ناب داشت. می توان انسان بود. فروتن بود. مهربان بود و کار هنری شایسته هم انجام داد.

ابتهاج در بخشی از سخنان خود ضمن اشاره به عودنوازی شهیدی گفت: “من دلم می‎خواست، اینجا اهل فن اشاره‎ای به نوازندگی آقای شهیدی می‎کردند، زیرا ایشان تنها کسی بودند که عود ایرانی می‎زدند. این ساز همیشه خودش را با لهجۀ غلیظ عربی به نوازنده‎ ها تحمیل می‎کرد. آقای شهیدی در کنار آوازشان؛ مهارتی در نوازندگی عود داشتند.”

هوشنگ ابتهاج با اشاره به برکنارماندن تحمیلی شهیدی از عرصه موسیقی در سال های پس از انقلاب گفت: “ او می ‎توانست بیش از این، سرمشق هنرمندان باشد. روزگار مساعدت نکرد. سال‎هایی که هنوز امکان کار هنری درخشان بود، آقای شهیدی برکنار ماند. حیف. همین حالا به خودم فشار آوردم، از ایشان نپرسم که آقای شهیدی هنوز عود می‎زنی؟ با نوای عودت می‎خوانی؟ گمانم، بله، نمی‎شود نخواند. این بلایی را که آقای دهباشی سر من آورد، می ‎خواهم سر آقای شهیدی بیاورم و از او بخواهم که اینجا بیاید. مرغ، مرده و زنده‎اش صد تومان است. این اصطلاحی هست که درست هم است. آن صدق و صفایی که در هنر است به هزار نیروی جوانی هم می‎چربد. بیایید آقای شهیدی.”

در پایان این مراسم، عبدالوهاب شهیدی که در مجلس حضور داشت پشت تریبون رفت و گفت: “به نام ایران. به نام مردم ایران. مردم هنرپرور ایران. به نام اساتید. اساتید چه در ادبیات و چه در موسیقی که همیشه نام شان را تکرار می‎ کنم. سلام بر حاضران. می‎دانم محبت کردید. خیلی خوشحال شدم که دوست عزیز و گرانمایۀ خودم آقای سایه را اینجا دیدم. او در گلها، همۀ آن هایی را که پراکنده شده بودند، جمع کرد و برای آن ها حقوق بیشتری تقاضا و محل استراحت خوبی برایشان تهیه کرد.”
شهیدی گفت: “هنرمندانی که در این برنامه‎ ها شرکت می‎ کنند، غنیمتی هستند که باید ارج شان نهاد.”