خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

«سینمای مستقل در ایران یک ژست است»

نظرها
«سینمای مستقل در ایران یک ژست است»
اندازه متن Aa Aa

گفتگو با محمد شیروانی

محمد شیروانی، از شناخته شده ترین فیلمسازان مستقل یا به قول خود او آلترناتیو در سینمای ایران است. فیلم های بلند تجربی شیروانی (ناف و لرزاننده چربی) و چند فیلم کوتاه او، به رغم موفقیت در جشنواره های بین المللی، در ایران اجازه نمایش ندارند. شیروانی اخیراً به دنبال ناامیدی از نمایش فیلم هایش در ایران، در حرکتی اعتراضی، همۀ فیلم های سینمایی و مستند – توقیفی و آزاد – خود را که در طول ۱۸ سال گذشته (از ۱۳۷۶ تا کنون) ساخته، در وب سایت شخصی‌اش برای فروش به صورت آنلاین در دسترس عموم قرار داده است. پرویز جاهد با محمد شیروانی در مورد اقدام چالش برانگیزش و وضعیت سینمای مستقل و تجربی در ایران گفتگو کرده است.

در خبرها آمده که تو فیلم هایت را برای فروش به صورت آنلاین عرضه کردی و آن را یک حرکت اعتراضی خوانده ای. چرا این تصمیم را گرفتی و مشخصا به چه چیزی اعتراض داری؟

محمد شیروانی: «از سر شكم سيرى! اينجا همه چيز خوبه حوصله ام سر رفته بود اعتراض كردم!»

خیلی از فیلم هایت پروانه نمایش داشته اند و بعضی ها هم در مراکز دولتی مثل مرکز گسترش ساخته شدند. چرا این فیلم ها نمایش داده نمی شوند؟

محمد شیروانی: «من در يادداشت اولم اشاره كرده بودم همه فيلمهايم اعم از توقيفى و آزاد را منتشر مي كنم . فيلمى كه در چند فرهنگسرا و چند تك نمايش در مكان هاى مختلف و به رايگان نمايش داده شده ، به نظر تو عرضه شده ؟ فيلمهاى بدون مشكل من در ايران اغلب چنین شرايطى داشته اند. دو فيلم را هم در مرحله بعد از توليد با مركز سينماى مستند و تجربى شريك شدم تا به واسطه آنها منتشر شود كه اين راه هم جواب نداد.»

فروش فیلم به صورت آنلاین پدیده تازه ای نیست و سال هاست که در کشورهای غربی وجود دارد. بسیاری از شرکت ها مثل لاو فیلم در بریتانیا و موبی اکنون شمار وسیعی از فیلم های هنری و تجاری را از طریق آنلاین به مردم عرضه می کنند. آیا این پدیده در ایران هم جا افتاده؟

محمد شیروانی: «نه، در خبرگزارى ها خواندم كه اولين بار است كه فيلمسازى فيلمهايش را در ايران بر روى وب منتشر می كند پس يعنى موضوع تازگى داشته برايشان. براى نسل جوانتر يا آنهايي كه زندگى شان با فضاى مجازى گره خورده دانلود كردن فيلم از اينترنت به امرى طبيعى تبديل شده و مفهوم انتظار برايشان مدت زمان دانلود است .طبيعى است كه مثل هر پديده تازه اى در طول زمان فراگير خواهد شد و معمولا خراش ها را اولين ها بر مى دارند.»

استقبال مردم از فیلم هایی که برای فروش در اینترنت گذاشتی چگونه بوده؟ آیا این کار می تواند هزینه های فیلم ها را پوشش دهد و یا درآمدی برایت داشته باشد؟

محمد شیروانی: «آنهايي كه اهل فن هستند مى گويند كه اين ميزان استقبال در فضاى مجازى ايرانى بى سابقه است اما اینکه آیا این کار می تواند هزینه های فیلم هایم را پوشش دهد، نه، هزينه ها را جبران نمى كند و درآمد آن شوخى است .اما براى كسي مثل من كه قيد سرمايه فيلم ها را زده قابل هضم است .اين يك حركت خودجوش و آلترناتيو بود كه ممكن است به كار نسل جوان مستقل بيايد و از اليت شدن ذهن جلوگيرى كند. هرچند كه تاجى نيست كه بشود به آن افتخار كرد اما تاريخ ثابت كرده كه جريان اصلى و ساز و كار سرمايه هر ايده و پيشنهادى را به نفع خود مصادره مي كند.»

آیا این اقدام رادیکال پیام خاصی برای دولت و وزارت ارشاد دارد؟ اینکه مثلا بخواهی دیگر در ایران فیلم نسازی؟

محمد شیروانی: «استاد تقوايي گفته وقتى نمی تواند فيلم خودش را بسازد پس با فيلم نساختن با سينماى سخيف مبارزه مي كند اما من اگر فيلم نسازم افسرده مى شوم و از افسردگى خواهم مرد. پس بايد فيلم بسازم و به همين دليل در ايران مى مانم.»

به نظرت سینمای مستقل در ایران چه مفهومی دارد؟ دیده ام که به جای واژه مستقل از آلترناتیو استفاده می کنی که در فرهنگ جهانی فیلم همان معنی مستقل را ندارد.

محمد شیروانی: «سينماى مستقل در ايران الان ديگر يک ژست است. مستقل هاى واقعى در خانه اند. عنوان من محمد باشد يا پرويز، تاثيرى در نتيجه ندارد.»

به عنوان یک فیلمساز تجربی، موقعیت سینمای تجربی(اکسپریمنتال) در ایران را چگونه ارزیابی می کنی؟ تا چه حد واقعی و جدی است و با معیارهای سینمای تجربی جهان همخوان است؟ برخی ها فیلمی مثل «ماهی و گربه» را فیلمی تجربی می دانند در حالی که ماهی و گربه به رغم آونگاردیسمی که در آن است و جسارت های فرمی، فیلم تجربی به مفهوم واقعی کلمه محسوب نمی شود. در حالی که فیلم «لرزاننده چربی» تو یا «صحنه های خارجی» علیرضا رسولی نژاد و برخی فیلم های کوتاه ایرانی که من دیده ام به مفهوم سینمای اکسپریمنتال نزدیک ترند.

محمد شیروانی: «فيلم تجربى يعنى مطلقا آزاد اما سينماى جريان اصلى به خاطر آن وجه غالب صنعتى و ماركت اش كمتر اجازه تجربه گرايي و رفتار آزمايشگاهى را به كارگردان فيلم می دهد و صرفاً براساس روايت و متن شكل مي گيرد. امروز در ايران تنها ويدئو آرتيست ها هستند كه فرصت پيدا مى كنند تا تجربه هاى آزمايشگاهى داشته باشند. به همان اندازه كه سينما و ساز و كار سرمايه و مخاطب بازدارنده است، ويدئو آرت، مديوم آزادى ست. ويدئو آرت لزومى ندارد الگوی «شروع، وسط، پايان» را كه همه از سينما توقع دارند رعايت كند. در ويدئو آرت، تعليقى شاعرانه را تجربه مى كنيم كه گذشته و آينده در آن از نظر بُعد زمانى بى معناست و ما را در زمان حال نگه مي دارد. اما چرا از فيلم هاى كوتاه ايرانى حرفى به ميان نمى آورم، فقط بخاطر اينكه در ده سال گذشته ساختار فيلم هاى كوتاه، حرفه اى شده و بيش از پيش لباسى را به تن كرده تا خوشامد سينماى اكران باشد در صورتي كه فيلم تجربى، قراردادهاى سينمايي را به چالش مي كشد و به آن پايبند نيست. شايد عنوان سينماگر تجربه گرا را بخاطر كاراكتر بازيگوش و برخى از كارهايم به من نسبت مي دهند وگرنه معتقدم بخشي از فيلم هايم متمايل به سينماى روايتگر است و مطلقاً تجربى نيستند.
و حالا شهرام مكرى. او بسيار باهوش، بسيار اهل تعارف و مردم دار است. او سينه فيلی (cinéphile) است كه مهندسي ژانر مي داند و تم زندگى فيلم هايش بازى با زمان است و بيشتر فيلمسازى است متعلق به ژانر معمايي و با ذهن رياضى وارش گيم مي سازد. قبل از اكران عمومى فيلمش، در وُرک شاپ سينماى آلترناتيو بعد از اينكه «ماهى و گربه» را ديديم مثل يک دوست راستش را به خودش گفتم. مشكل اينجاست که اينجا همه اهل تعارفند و كسي راستش را نمى گويد. وجودش براى من كه مغتنم است.»

در این سال ها برخی از فیلمسازان در اعتراض به شرایط فیلمسازی در ایران، کشور را ترک کرده اند و به فعالیت فیلمسازی در خارج از ایران ادامه داده اند. به نظرت آنها توانسته اند موقعیت و اعتبار گذشته خود را در کشورهای دیگر حفظ کنند؟

محمد شیروانی: «همه حق انتخاب دارند.اما تجربۀ رفته ها اعتماد به نفس فيلمساز ايرانى را از او گرفته است. مهاجرت، شجاعت دوباره از صفر شروع كردن مى خواهد و يك فيلمساز مهاجر ايرانى كه از خاورميانه اى اگزوتیک و مسلمان آمده به مراتب كارش سخت تر است. او محكوم است كه خاورميانه اى بماند. او نه تنها خانه و كاشانه اش را ترك گفته بلكه امتياز نياز اورينتاليستى غرب را نسبت به سينمايش از دست داده است. اجازه بده از يك بِرَند موفق ايرانى خانم شيرين نشاط مثال بياورم. يك بار به اتفاق ايشان براى يك برنامه افتتاحيه به موزه هنر مدرن نيويورك رفتيم كه ايشان با يكى از عكس هاى فيلم «زنان بدون مردان» در آن نمايشگاه گروهى زنان هنرمند شركت كرده بود. عكس درخشانى بود متعلق به همان صحنه اى كه زن برهنه تنش را خراش مي داد اما موزه از او خواسته بود تا يكى از زنان الله اش را جايگزين كند. حالا آيا موزه هنرهاى مدرن نيويورک، كلاسيک شده بود يا آن اثر با سيماى بِرَند شدۀ شيرين نشاط همخوانى نداشت يا موزه مى خواست هواى مخاطب هاى مسلمانش را داشته باشد كه انتظار ندارند از هنرمند مسلمان خاورميانه اى چنين اثرى ببينند. به نظرم هر سه این ها بود. سانسور غرب، نرم تر است و با شامپاينى در دست به تو لبخند مى زند. فيلم هاى من على رغم حضور در بيش از ٤٠٠ رويداد بين المللى، به دليل اگزوتيک نبودن، اورينتاليست ها را اقناع نمی كند و در داخل نيز فاقد اولويت هاى مديران فرهنگى است. يا من بايد كوتاه بيايم يا من…»

تحولات تکنولوژیک و دیجیتال، تاثیر زیادی بر روند فیلمسازی گذاشته و درک سابق از تولید و عرضه فیلم ها را تغییر داده است. به نظرت با وجود این تغییرات، دولت می تواند مثل سابق کنترل خود را بر سینما و فیلمسازان مستقل اعمال کند؟

محمد شیروانی: «هر چيزى كه نو نشود ناكارامد است حتا سانسور.»

با آمدن دولت روحانی امیدهایی برای تغییر فضای فیلمسازی در ایران به وجود آمد. به نظرت تا چه حد این امیدها واقعی بود؟

محمد شیروانی: «به نتيجه توافق هسته اى و انتخابات مجلس بستگى دارد.»

عملکرد وزارت ارشاد کنونی را در مقایسه با عملکرد وزارت ارشاد دوران احمدی نژاد چگونه ارزیابی می کنی؟

محمد شیروانی: «آنها دلواپس نداشتند اينها خود دلواپسند.»