محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

«تاریخ جامع ایران»، تاریخ فلات ایران است

Access to the comments نظرها
نگارش از Parviz Jahed
«تاریخ جامع ایران»، تاریخ فلات ایران است

گفتگو با تورج دریایی، مورخ و پژوهشگر تاریخ ایران باستان

اخیراً مجموعه کتاب ۲۰ جلدی تاریخ جامع ایران به وسیلۀ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی در ایران منتشر شده است.

این مجموعه در برگیرندۀ تاریخ سیاسی، اجتماعی، هنری، علمی و ادبی سرزمین ایران از پیش از آریایی ها تا انقراض سلسلۀ قاجار است و بیش از ۱۷۰ مورخ ایرانی و خارجی در تهیه آن مشارکت داشته اند و در طول ۱۴ سال گردآوری شده است.

فتح‌الله مجتبایی، صادق سجادی‌، سیدجواد طباطبایی‌ و محمود جعفری دهقی، سر ویراستاران این مجموعه را تشکیل داده و محققانی چون مرحوم ایرج افشار، مرحوم شرف‌الدین خراسانی و مرحوم عنایت‌الله رضا، در تدوین آن نقش داشته اند. سرویراستاری دورۀ ایران باستان آن به عهدۀ حسن رضایی باغ‌بیدی و محمود جعفری دهقی و سرویراستاری دوره اسلامی آن به عهدۀ صادق سجادی بوده است.

علاوه بر ۱۴۳ نویسنده ایرانی، ۲۵ نویسنده و مورخ غیر ایرانی از جمله آنتونیو پانائینو؛ تاریخ‌دان و خاورشناس ایتالیایی، کلیفورد ادموند بوزورث؛ شرق‌شناس انگلیسی، کارلو جیوانو چِرِتی؛ پروفسور ایران‌شناس در دانشگاه رم، فیلیپ کِرِینْبروک؛ ایران‌شناس اهل هلند و رئیس مرکز مطالعات ایرانی دانشگاه گوتینگن در آلمان، جان پری؛ تاریخدان از دانشگاه شیکاگو، ونسا مارتین؛ پژوهشگر و استاد تاریخ معاصر خاورمیانۀ دانشگاه لندن، مارگارت خاچیکیان؛ تاریخ‌نگار از ارمنستان، گراتزیا جوویناتزو؛ استاد زبان عیلامی دانشگاه ناپل، جان شلدن؛ محقق انگلیسی، ریکا گیزلن؛ ایران شناس بلژیکی و پی‌یر فرانچسکو کالیه‌ری؛ پژوهشگر ایتالیایی از دانشگاه بولونیا، با این مجموعه همکاری داشته‌اند.

محمد کاظم موسوی بجنوردی، رئیس بنیاد دائره‌المعارف اسلامی و مدیر اجرایی این مجموعه، این اثر را «مهم‌ترین سند هویت ملی ایرانیان» دانسته است. به گفتۀ آقای بجنوردی، «تاریخ جامع ایران»، تاریخ سیاسی، اجتماعی‌ و فرهنگی ایران است که تمام رفتارها، پندارها‌ و زندگی ایرانیان در طول سه‌هزار سال را به تصویر می‌کشد.

به گفتۀ فتح‌الله مجتبایی، مورخ و از ویراستاران اصلی این مجموعه، بنیاد دائره‌المعارف اسلامی با تدوین «تاریخ جامع ایران»، خلأ بزرگی را که در زمینۀ تاریخ و فرهنگ ایران وجود داشت پر کرده است.

پنج جلدِ نخست «تاریخ جامع ایران» به تاریخ ایران باستان و پیش از اسلام اختصاص دارد. دکتر تورج دریایی، مورخ و استاد رشتۀ «تاریخ ایران و جوامع پارسی‌زبان» در دانشگاه کالیفرنیا، از جمله مورخانی است که در تدوین بخش ایران باستان کتابِ «تاریخ جامع ایران» (فصل «ارتش در ایران باستان» و فصل «اوضاع اداری در ایران باستان») مشارکت داشته است. دریایی، متخصص تاریخ ایران باستان به ویژه دوره ساسانیان است و کتاب ها و مقاله های آکادمیک و معتبر بسیاری از او در این زمینه منتشر شده است. با تورج دریایی، به مناسبت انتشار مجموعۀ «تاریخ جامع ایران» گفتگویی کرده ایم که می خوانید:

اهمیت کتاب «تاریخ جامع ایران» در چیست؟ آقای بجنوردی رئیس بنیاد دائره‌المعارف اسلامی و ناشر این کتاب گفته است که این کتاب، «مهم ترین سند هویت ملی ایرانیان» است. آیا واقعا چنین است؟

اهمیت این کتاب بیست جلدی از آنجاست که برای اولین بار در تاریخ مملکتمان تعدادی از محققین و تاریخدانان ایرانی و فرنگی با هم جمع شده اند و یا بهتر بگویم آقای بجنوردی توانسته آنها را جمع کند که تاریخ فلات ایران و ایرانیان را بچاپ رسانند. اهمیت دیگر این کتاب این است که به زبان فارسی نوشته شده است و مقالات نویسندگان فرنگی هم به فارسی ترجمه شده است. در کشور ما هنوز کتاب مشیرالدوله که اول قرن پیش نوشته شده بود خوانده می شود و گاهی هم در دانشگاه ها تدریس می شود؛ هرچند این کتاب برای زمان خود مهم بوده و هست اما علم تاریخ پیشرفت کرده است و باید دوباره تاریخ این مملکت و دنیای ایرانی بازبینی شود. بخاطر این است که فکر می کنم آقای بجنوردی تا حدود زیادی صحیح می فرمایند و اکنون ما یک متن خوب از تاریخ ایران زمین داریم که هر کسی می تواند آنرا بخواند.


تورج دریایی

به نظر شما مهم ترین تفاوت این مجموعه با تاریخ هایی که تا کنون به زبان فارسی تالیف یا ترجمه شده اند در چیست؟

اگر کتابی دربارۀ تمام تاریخ ایران نوشته شده، معمولاً یکنفره نوشته شده است و دیدی است کلی اما کتاب «تاریخ جامع ایران»، داستان متفاوتی است. هر فصل آن را یک نفر نوشته که به موضوع آن فصل آشنایی خوبی دارد. در ضمن فکر کنم این طولانی ترین و قطور ترین کتاب تاریخ ایران باشد. برای همین فکر نمی کنم کتابی مانند آن وجود داشته باشد. تاریخ کامبریج ایران نیز در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی نوشته شده بود و این بیشتر فرنگی ها بودند که تاریخ ما را نوشته بودند اما این کتاب از دید ایرانیان نوشته شده است. البته محققان فرنگی هم فصل هایی از آنرا نوشته اند.

رویکرد ناشر و مورخان در این کتاب چه بوده و مثلا چه تفاوتی با رویکرد مورخانی مثل پیرنیا یا مورخان اتحاد جماهیر شوروی و نیز مورخان بریتانیایی از جمله مورخان دانشگاه کمبریج دارد؟

من کتاب را هنوز مطالعه نکرده ام چون همین هفتۀ گذشته در تهران به چاپ رسیده است. اما همانطور که گوشزد کردم کتاب پیرنیا برای زمان خود خیلی هم خوب بوده و مفید. اما در قرن بیست و یک ما نمی توانیم با علم اوایل قرن بیستم زندگی کنیم. انگار که دکتری فقط کتاب های طبی صد سال گذشته را بخواند و بخواهد طبابت کند. این کتاب به هرحال دید ایرانی به تاریخ مملکت و تمدن خودش دارد. در ایران تصمیم به نوشتن آن گرفته شده است. این ایرانیان بوده اند که بیشتر فصل های آنرا نوشته اند. این خوب است که از دیدگاه های متفاوت به تاریخ نظر انداخته شود.

دیدگاهی در میان برخی مورخان مستقل ایرانی وجود دارد که معتقدند در ایران امروز با توجه به نگرش سیاسی حاکم و محدودیت های ممیزی، اصولاً تدوین تاریخ ایران بدون تحریف رویدادها و شخصیت های تاریخی ممکن نیست. شما تا چه حد با این نظر موافقید؟

هر کتابی در هر جای دنیا که به چاپ برسد، محدودیتهایی دارد. در کشور هایی مانند ایران همیشه آنچه نوشته شده باید از زیر نظر دولت می گذشته. ممیزی نخستین را شاید مربوط به اعتماد السلطنه در زمان ناصر الدین شاه دانست و در دوران پهلوی و جمهوری اسلامی هم این روند ادامه پیدا کرده است. اگر فردِ خواننده، تاریخ دان باشد با دانستن نام نویسندۀ هر فصل، به خوبی می تواند بداند که دید این نویسنده چیست و آن فصل چه کم و کاستی هایی دارد.

نقدی که بر سنت تاریخ نویسی در ایران بعد از انقلاب وجود دارد این است که سیاست حاکم در سال های بعد از انقلاب، بازنویسی و روایت تاریخ بر اساس ایدئولوژی اسلامی و لذا یک جانبه و هدفدار بوده و این سیاست حتی در تدوین کتاب های درسی تاریخ نیز اعمال شده و این کار به معنی تحریف تاریخ به ویژه تاریخ سلسله های پادشاهی ایران به ویژه تاریخ معاصر بوده است. آیا این نقد شامل «تاریخ جامع ایران» هم می شود؟

متاسفانه هر حکومتی که روی کار آمده سلسله قبلی را یا کوبیده و یا سعی در فراموشی تاریخ گذشته کرده است. این کار جدیدی نیست. برای مثال این دید ملت ما دربارۀ سلسله قاجار، نتیجه پروپاگاند و نوشته های تاریخی دوران پهلوی است که قاجارها را عقب مانده و پهلوی را پیشرونده و ناسیونالیست جلوه دهند. در این دوره هم جمهوری اسلامی مانند دولت های گذشته سعی در همین کار کرده. یعنی پایین آوردن دولت پهلوی و آنچه که کرده است و بالا بردن خود. این کار لازم نیست، چون هر سلسله ای و دولتی، یکسری کارهای مفید و همچنین اشتباهاتی انجام می دهند. تاریخ نباید این چنین نوشته شود ولی در ایران این سنت ما بوده است. اما کتاب «تاریخ جامع ایران» شاید کمی متفاوت تر باشد. اقلاً قسمت تاریخ دوران باستان آن باید خوب باشد و بدون زیاده روی های بیهوده. حتماً فصل های مربوط به فتوحات اسلام و یا دوران صفوی و مذهب در آن دوره به گونۀ دیگری تعبیر شده است که باید آنرا با دقت مطالعه و با نوشته های دیگر مقایسه کرد.

به اعتقاد شما تفاوت اصلی بین تاریخ نگاری غربی در مورد تاریخ ایران و تاریخ نگاری مورخان ایرانی مثل کسروی، پیرنیا یا فریدون آدمیت، چیست؟

من فکر می کنم تاریخ نگاری ایران نیز به روز شده و جای خوشحالی است. تاریخ دانان، کارهای فرنگی ها را نیز می خوانند. دیدهای متفاوت را می شناسند و با تئوری های روز هم آگاه هستند. ولی خوب ما در نقطه بخصوصی در جهان زیست می کنیم و آنچه بر ما گذشه متفاوت از آن چیزی است که بر سرِ فرنگی ها آمده است. نظام آموزشی ما متفاوت است و جهانبینی ما. در میان ما هم دیدهای متفاوت وجود دارد. پیرنیا از اولین ها بود که به علم تاریخ نگاری غربی و متون ترجمه شده یونانی و لاتین و فرانسه و انگلیسی آشنایی و به آنها دسترسی داشت. برای همین، کتابِ «تاریخ باستان» او بسیار خوب است.

مجموعه ۲۰ جلدی «تاریخ جامع ایران» گویا سه هزار سال تاریخ ایران تا اواخر دوره قاجار را دربر می گیرد. آیا قرار است این مجموعه، تاریخ معاصر ایران را هم دربر بگیرد؟ چگونه؟

من خوشحالم که این کتاب تا پایان دورۀ قاجار نوشته شده چون برای ارزیابی دوران پهلوی هنوز زمان نیاز است تا از آن دور شویم و منصفانه دربارۀ آن اظهار نظر کنیم.
من اطلاعی از این موضوع(انتشار تاریخ معاصر ایران) ندارم ولی امیدوارم که دوران پهلوی و جمهوری اسلامی نوشته نشود چون می تواند از اهمیت این کتاب بکاهد. باید از آقای بجنوردی تشکر کرد که تصمیم گرفتند این دوران را در این کتاب تاریخ فعلا نگنجانند. اینکار را شاید ۲۰ سال دیگر بتوان انجام داد.