محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

ایرج کریمی، منتقد و کارگردان سینما درگذشت

Access to the comments نظرها
نگارش از Parviz Jahed
ایرج کریمی، منتقد و کارگردان سینما درگذشت

ایرج کریمی، کارگردان، فیلمنامه نویس و منتقد قدیمی سینمای ایران بر اثر ابتلا به بیماری سرطان خون در سن ۶۲ سالگی درگذشت. ایرج کریمی متولد سال ۱۳۳۲ تهران و فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) بود.

درگذشت ایرج کریمی، با توجه به بیماری مهلکش اگرچه اتفاق غیرمنتظره‌ای نبود اما بسیاری از همکاران منتقد و فیلمسازش را غافلگیر و اندوهگین کرد. کریمی، از نویسندگان و منتقدان قدیمی، باتجربه و تیزبین سینما بود که سال ها در نشریاتی مثل آیندگان، فیلم، سینمای نوین و فیلم و سینما قلم زد و با نقدها و نوشته های عمیق و متفکرانه اش دربارۀ سینما و ادبیات، سهم مهمی در ارتقای دانش سینمایی و تحول جریان نقد فیلم در سینمای ایران داشت. بسیاری از منتقدان نسل امروز، بعد از شنیدن خبر درگذشت ایرج کریمی، در شبکه های اجتماعی مثل توئیتر، فیس بوک و اینستاگرام، با ابراز اندوه از درگذشت این منتقد ارزشمند سینمای ایران، خود را مدیون نوشته ها و نقدهای او دانستند.
کیوان کثیریان، منتقد سینمایی، در صفحه فیس بوک اش دربارۀ او نوشت: «باور نکردنی است درگذشت منتقد با سواد و با شخصیت سینما، ایرج کریمی. بی شک نقدهای او معلم من و نسل من بود و یکی از اساسی‌ترین دلایل ما برای ورود به عرصه نوشتن درباره سینما. ایرج کریمی جایگزین ندارد. روحش شاد.»

مجید اسلامی، منتقد سرشناس سینما و از همکاران ایرج کریمی در ماهنامه فیلم نیزدر صفحه فیس بوک اش درباره او چنین نوشت: « ایرج کریمی را با همان لبخندی به یاد می‌آورم که بار اول روی چهره‌اش دیده بودم، چند سال بعد از آن که نوشته‌هایش را به عنوان خواننده تعقیب می‌کردم. خبر مرگش غم‌انگیز است. خیلی.»

کریمی، منتقد نخبه گرایی بود و عادت نداشت که در مورد هر فیلمی که اکران می شد یا می دید نقد بنویسد. گرایش او به سینمای روشنفکرانه اروپا و آثار فیلمسازانی مثل برگمن، کیشلوفسکی و برسون در نوشته ها و فیلم هایش محسوس اند. احمد طالبی نژاد، منتقد سینما و همکار کریمی در مجله فیلم و فیلم و سینما، در گفتگو با خبرآنلاین در مورد این ویژگی او می گوید: « متاسفانه از ظرفیت‌های نامحدودی که این آدم داشت مطبوعات سینمایی استفاده نکردند. البته یک دلیلش هم این بود که خود ایرج بسیار نخبه‌گرا بود و برای هر فیلم و هر کارگردانی نقد نمی‌نوشت. او به سینمای روشنفکر اروپا و کمی هم سینمای امریکا گرایش داشت و به نظر با نقدهایی که نوشت بسیار تاثیرگذار بود. در نوشته‌های به خود منتقدین درس‌هایی می‌داد که بسیار ارزشمند بودند و من خودم از نقدهایش خیلی چیزها یاد گرفتم. در واقع او به نوعی منتقد الگوی من بود. بسیار نگاه دقیق و ذهن تحلیلگری داشت و معانی نهفته در آثار ارزشمند را به خوبی درک می‌کرد.»

کریمی خود سال ها قبل در گفتگویی با نشریۀ «فیلم و سینما» دربارۀ گرایش های سینمایی اش گفته بود: «بیشترین علاقه ام این است که در فیلم ها، دنبال مکانیسم جذابیت فیلم هایی بگردم که برای مردم جاذبه دارند. فیلمسازان مورد علاقه ام کلود سوته و الیا کازان هستند که نسبت به کسانی مثل تارکوفسکی یا برسون اصلا فیلمسازان نخبه ای نیستند. سینمای مورد علاقۀ من ترکیبی از سینمای برگمن و جان فورد است که البته شاید ترکیب مضحکی به نظر بیاید.»

به اعتقاد کریمی، « وقتی داری فیلمی را تحلیل می کنی، انگار در کُنه جهان وارد می شوی نه فقط در کُنه یک اثر هنری.»

کریمی دربارۀ دوران نقدنویسی اش در مجله فیلم گفته است: « واقعیت این است که از راه نقد نویسی نمی‌توانی زندگی ات را بچرخانی. با اینکه ماهنامه فیلم به طور نسبی بیش‌ترین دستمزد را به من می پرداخت ولی عملا همیشه در تنگنای مالی قرار داشتم. بنابراین در کنار نقدنویسی، دائم فیلمنامه می نوشتم و به این طرف و آن طرف می دادم ولی به تصویب نمی رسید و من ناچار به منتقد تمام وقت تبدیل شدم.»

ایرج کریمی علاوه بر نقد فیلم، در زمینه فیلمسازی هم فعال بود و چند فیلم با تم عاشقانه نیز ساخته است که از میان آنها باید به فیلم های «باغ کندلوس»، «چند تار مو»، «از کنار هم می‌گذریم»، «نسل جادویی» و «نیمرخ‌ها»، اشاره کرد. او همچنین فیلمنامه «سفر جادویی» را برای ابوالحسن داودی و «بهترین بابای دنیا» را برای داریوش فرهنگ نوشت.
کریمی کارش را به عنوان فیلمساز با دستیاری برای فریدون گله و همکاری در نوشتن فیلمنامه برای او در فیلم «ماه عسل» و بعد هم ساختن فیلم های کوتاه در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد. کریمی دربارۀ فعالیت‌هایش به عنوان فیلمساز نیمه وقت و منتقد تمام وقت گفته است: « کیارستمی زمانی به من می گفت یا نقد بنویس یا فیلم بساز. نمی دانم چرا این نکته را گفت ولی فکر می کنم توصیۀ او جنبه فنی داشت. من فکر می کنم که این دو کار، ماهیتاً با هم متفاوت اند. امیر نادری می گفت وقتی پشت دوربین قرار می گیری، نه برگمن، نه فورد و نه پازولینی هیچ کدام به فریادت نمی رسند.»

آخرین فیلم ایرج کریمی با عنوان «نیمرخ‌ها»، ملودرامی عاشقانه و دربارۀ زندگی مردی است که به دلیل بیماری سرطان، روزهای آخر عمر خود را سپری می‌کند و از این نظر شاید بتوان آن را اثری اتوبیوگرافیک و پیش‌گویانه دانست.

«عباس کیارستمی، سینماگر رئالیست»، «ادبیات از چشم سینما» (مجموعه مقاله هایش دربارۀ رابطۀ سینما و ادبیات در مجله فیلم) و ترجمه «شناخت سینما» اثر لوئیس جانتی از کتاب های به جا مانده از ایرج کریمی است.