خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

تئاتر زیرزمینی و نظارت دولتی بر نمایش در ایران

Access to the comments نظرها
نگارش از Parviz Jahed
تئاتر زیرزمینی و نظارت دولتی بر نمایش در ایران
اندازه متن Aa Aa

چندی پیش علی جنتی،‌ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، اعلام کرد که گروه های تئاتر موسوم به زیرزمینی، مجاز به فعالیت نیستند و دستگاه های انتظامی باید با آنها برخورد کنند. آقای جنتی همچنین گفت که وظیفه نیروی انتظامی این است که مقابل این گروه ها بایستد چرا که وظیفه نیروی انتظامی، ارشادی نیز هست. اما باید دید منظور آقای وزیر از تئاتر زیرزمینی چیست و این چه نوع تئاترهایی است که باید جلوی آنها گرفته شود.

از سوی دیگر، حسین موذن، سرپرست شورای ارزشیابی و نظارت ادارۀ کل هنرهای نمایشی، نیز گفته است هرگونه اجرای نمایش در هر قالبی و به هر شکلی، نیازمند دریافت مجوز از اداره کل هنرهای نمایشی استان یا مرکز است و «کسانی که تلاش دارند از فضای تئاتر کشور سو‌ء استفاده کنند، مورد پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت.»

آنچه که در ایران به عنوان هنر زیرزمینی شناخته می شود، اعم از سینما، موسیقی و تئاتر، نوعی از هنر و اندیشه است که با تعریف های رسمی دولتی از هنر منطبق نیست و امکان عرضه و ارائه آن به صورت آزاد و تحت نظارت دولت وجود ندارد. به عبارتی می توان گفت نمایش زیرزمینی، همانند فیلم، یا کنسرت زیرزمینی، نمایشی است که معمولاً از نظر محتوی و فرم اجرایی، با ضوابط نمایشی حاکم بر عرصه تئاتر نمی خواند و امکانی برای اجرای آن بر صحنه های رسمی تئاتر که تحت نظارت وزارت ارشاد اند، وجود ندارد و بنابراین دور از چشم مقامات دولتی، در محافل خصوصی و زیرزمین خانه های شخصی برای عده محدودی از تماشاگران تئاتر اجرا می شود.

روزنامه جوان وابسته به نیروهای سیاسی تندرو در ایران به تازگی از اجرای نمایش «داستان‌هایی از بارش مهر و مرگ» نوشته عباس نعلبندیان و به کارگردانی رضا رضایی‌راد در زیرزمین منزلی شخصی در تهران خبر داده است. نمایشی که به خاطر بیان جسورانه و درونمایۀ جنسی اش، امکان اجرای آن به صورت رسمی و در فضای عمومی کنونی ایران وجود ندارد.

باز شدن موضوع «تئاتر زیرزمینی» در ایران بار دیگر، موجب طرح پرسش های مهمی در زمینۀ نظارت دولتی بر تئاتر، ممیزی و سانسور، خصوصی شدن تئاتر و وضعیت تئاتر مستقل در ایران شده است.
پرسش هایی از قبیل اینکه این نوع تئاترهای محفلی و زیرزمینی تا چه حد اصالت دارند؟ استقلال تئاتر در ایران به چه معناست و وابستگی تئاتر ایران به دولت تا چه حد است؟ تئاتر خصوصی در ایران چه وضعیتی دارد و چقدر به استقلال واقعی تئاتر در ایران کمک کرده است؟


باران کوثری در نمایش «داستان‌هایی از بارش مهر و مرگ» نوشته عباس نعلبندیان

تئاتر آلترناتیو در برابر تئاتر رسمی

یکی از دلایل شکل گیری تئاتر زیرزمینی، بدون شک، اعمال سانسور و ممیزی در تئاتر است. در سال های اخیر، به دلیل قوانین سخت ممیزی، برخی از گروه های تئاتری، ناامید از صدور مجوز ارشاد و یا در اختیار داشتن سالن نمایش برای اجرا، تنها راه چاره را در اجرای نمایش هایشان در فضایی خصوصی و محدود مثل زیرزمین خانه ها با تماشاگرانی محدود، دیده اند.

در سال های اخیر، عملکرد وزارت ارشاد در زمینۀ صدور مجوز برای اجراهای تئاتری، مورد انتقاد کارگردان ها و گروه های تئاتری بوده است. همچنین اجرای برخی از نمایش ها نیز به رغم داشتن مجوز ارشاد، پس از چند شب ماندن روی صحنه، با حکم قوه قضائیه متوقف شد.

سعید طلاجوی، پژوهش گر هنرهای نمایشی و استاد ادبیات تطبیقی در دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند در مورد ماهیت تئاتر های محفلی و اجراهای زیرزمینی در ایران به یورونیوز می گوید: « تئاتر محفلی هم مانند بسیاری از فعالیت هایی که در عرصۀ نیمه عمومی ایران در حال جریان هستند انواع گوناگون دارد. برخی از این اجراهای زیرزمینی بیشتر دنبال جذب تماشاگر آلترناتیو هستند و مایه های نمایشی، هنری و اجرایی خاصی ندارند. یعنی اینکه بیشتر به دنبال قلقلک دادن تماشاگر خاص در ابعاد زبان گستاخانه و تابوشکنی فرهنگی یا گاهی کمی جنسی هستند. ولی برخی از آنها با اجرای نمایشنامه های برجسته با روش های خلاقانه به ارائۀ پرسش های مهم اجتماعی و فرهنگی و بسط دادن مفاهیم و سبک های هنری در عرصۀ عمومی می پردازند. البته همانطور که گفتم فضای اجرایی این کارها نیمه عمومی است و هر اجرایی هرچقدر هم که خلاقانه، چالشگر و نکته بین باشد با مخاطب عمومی ارتباط برقرار نمی کند و در عمل نمی تواند تاثیر چندانی بر عرصۀ عمومی و بحث های اجتماعی بگذارد.»

به اعتقاد طلاجوی، افراد درگیر در تئاتر، می توانند با دیدن اجراهای زیرزمینی، از شیوه های خلاقانۀ این اجراها یا ویژگی های برجستۀ آثاری که آنان به نمایش می گذارند الهام بگیرند و آثار دیگری بوجود بیاورند. طلاجوی در مجموع، وجود و استمرار تئاتر زیرزمینی را مثبت ارزیابی کرده و در این مورد می گوید: «به گمان من وجود این نوع تئاتر آلترناتیو نشان دهندۀ نوعی پایداری فرهنگی است که می تواند آثار مثبتی بر تئاتر ایران داشته باشد.»
به گفته محمد آقازاده، روزنامه نگار و منتقد حوزۀ تئاتر، این گروه های زیرزمینی و آلترناتیو، در محافل کوچک کار می کنند اما جریانی هم وجود دارد که می خواهد این اتفاق ها را هم به انحصار خود در آورد.

موقعیت تئاتر مستقل

در کشورهایی که نظارت دولتی بر تئاتر وجود ندارد، خصوصی بودن تئاتر، یکی از عوامل استقلال گروه های تئاتری است اما در ایران، خصوصی شدن تئاتر به خاطر نظارت همه جانبۀ وزارت ارشاد بر متن ها و اجراهای نمایشی، نه تنها ضامن استقلال تئاتر نبوده بلکه باعث تقویت روحیۀ کاسبکارانه در تئاتر، رانت خواری هنری و گسترش تئاتر عامه پسند شده و بسیاری از چهره های مستقل و معتبر تئاتر را به انزوا کشانده و یا مجبور به مهاجرت کرده است. مهاجرت بهرام بیضایی، یکی از برجسته ترین نمایشنامه نویسان و کارگردانان تئاتر ایران در سال های اخیر، نتیجۀ نظارت و سانسور دولتی از یک سو و خصوصی شدن تئاتر و نفوذ و قدرت گرفتن گروه های مافیایی در تئاتر از سوی دیگر است که عرصه را برای اندیشه های مستقل و غیرمتعارف تنگ کرده است.

به اعتقاد محمد آقازاده ما در ایران تئاتر مستقل نداریم اما تلاش هایی برای ایجاد تئاتر آلتوتاتیو و مستقل به عمل می آید که حالا وزیر ارشاد از پلیس خواست جلویشان را بگیرد.

به اعتقاد سعید طلاجوی نیز، ما در عرصۀ عمومی ایران، تئاتر مستقل نداریم اما این به معنی وابسته بودن تئاتر ایران به حکومت نیست. طلاجوی در توضیح این نظر خود می گوید: «تئاتر ایران در مفهوم وسیع کلمه، به حکومت وابسته نیست و هنرمندان تئاتری از نخستین روزهای فعالیت خود بعد از استقرار جمهوری اسلامی هرگاه مجالی یافته اند برای بسط دادن عرصۀ عمومی و مطرح کردن مشکلات و دیدگاه های بدیع و بدیل و به کار بردن سبک های هنری نامتعارف کوشیده اند. در چنین فضایی خواه ناخواه آنان که با احتیاط بیشتری به خطوط قرمز نزدیک شده اند راحت تر از دیگران به کار خود ادامه داده اند ولی این به معنی وابسته بودن آنان نیست چون بسیاری از آنها هم هرگاه شرایط را مناسب دیده اند در جهت بسط عرصۀ عمومی و بهتر کردن مناسبت سیاسی، هنری و اجتماعی کوشیده اند.»

طلاجوی، دربارۀ وابستگی تئاتر ایران به دولت می گوید: «به گمان من به کار بردن کلمۀ “وابسته” به خاطر بار سیاسی این واژه تا حد زیادی بحث را از مسیر درست خارج می کند. تئاتر ایران مثل تمام فعالیت های فرهنگی ایران زیر نظارت دائمی است و برای ادامه حیات مجبور به پذیرفتن محدودیت های گوناگون و تطبیق دادن گونه های اجرایی و موضوعات خود با خطوط قرمز حکومت و گروههای تندروی حامی حکومت ایران است. ولی در عین حال بخش هایی از حکومت که از ضرورت تجربه گرایی در فعالیت های نمایشی-هنری آگاهند و ادامۀ فعالیت های فرهنگی را در عین فشارهای اقتصادی بر مردم و هنرمندان ضروری می دانند برای تئاتر و دیگر فضاهای هنری تسهیلاتی فراهم می کنند و از طریق توزیع ناعادلانۀ این تسهیلات نظرات خود را بر برخی از دست اندرکاران تئاتر تحمیل می کنند. این امر باعث می شود که هر نمایشی به ناچار در تعامل با مناسبات سیاسی و اجتماعی و مالی گوناگونی که در ارتباط مستقیم با دولت هستند اجرا شود.»

خصوصی شدن تئاتر و نظارت دولت

در حالی که بسیاری از کارگردان ها و دست اندرکاران تئاتر، معضل کنونی تئاتر ایران را دولتی بودن آن دانسته و خصوصی کردن آن را تنها راه گریز از این وضعیت می‌دانند، اما به اعتقاد برخی از منتقدان تئاتر، خصوصی شدن تئاتر در ایران خود تهدید بزرگی برای تئاتر مستقل ایران به حساب می آید چرا که به اعتقاد آنها خصوصی شدن تئاتر بر مبنای مناسبات سالمی شکل نگرفته و بر رانت خوری، زد و بندها و روابط پشت پرده دولتی استوار است. به اعتقاد این دسته از منتقدان، خصوصی شدن تئاتر، پای بسیاری از سرمایه داران و سودجویان را که از هنر تئاتر بویی نبرده اند و تنها به منفعت مالی و بازگشت سرمایه خود فکر می کنند، به تئاتر باز کرده و باعث رشد ابتذال و عامه گرایی در تئاتر ایران شده است.

محمد آقازاده منتقد تئاتر در مورد خصوصی شدن تئاتر و نظارت دولت بر آن به یورونیوز چنین می گوید: «تئاتر در ایران به طور کامل توسط دولت کنترل و ممیزی می شود و از سوی دیگر بدون کاهش این کنترل تلاش می کنند تئاتر از بودجه دولت رها بشود و جایش را اسپانسرهایی می گیرند که وابسته به کانون های ثروت اند. یعنی هم کنترل دولت و هم کنترل سرمایه. این فشار مضاعف تئاتر را نابود می کند.»

روشن است تئاتری که متکی به سرمایه های بخش خصوصی و یا اسپانسرهای تجاری است، نمی تواند به جنبه های هنری و روشنفکرانه تئاتر بیندیشد و تنها به سرگرم سازی تماشاگران عامه و گیشه و سود فکر می کند.

محمد آقازاده در مورد اینکه اسپانسرهای تئاتر در ایران چه کسانی اند و با چه انگیزه ای به سراغ تئاتر می آیند می گوید: «این اسپانسرها به پشنوانه بانک های خصوصی وارد می شوند. هم قصد تجاری کردن هنر را دارند و هم از بعضی از معافیت های مالیاتی استفاده کنند.»

ایوب آقاخانی، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر نیز در انتقاد از پدیدۀ خصوصی کردن تئاتر در ایران و تفاوت آن با تئاتر خصوصی در غرب می گوید: «در تئاتر خصوصی دنیا، تمام این کارها به عهده آن مجموعه تئاتری است. آنها می‌دانند نباید متناقض با قوانین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه‌شان کار اجرا کنند. آنها قوانین کلی‌نگری دارند و به اندازه ما درگیر جزئیات نیستند و رعایت آن قوانین کار سختی نیست، اما رعایت قوانین فرهنگی سیاسی و اجتماعی در کشور ما بسیار دشوار است، برای اینکه یک بام و چند هوا در اینجا معنی پیدا می‌کند.»

اما به گفتۀ سعید طلاجوی، استقلال در امور هنری، مفهومی نسبی است و در دنیایی که در آن همه چیز در زمینۀ مناسبات تولید سرمایه داری و در چهارچوب کالا و مصرف تعریف می شود، سرمایه گذاری و گردش سرمایه یکی از اصلی ترین شرایط انجام هر کاری است و تئاتر هم از این قضیه مستثنی نیست. طلاجوی در مورد نظارت دولت بر تئاتر می گوید: «در ایران اما نظارت سیاسی و دینی هم وجود دارد که باعث پیچیده تر شدن مسائل اجرایی تئاتر می شود و گاهی هنرمندان بسیار خوب ما را دچار سرخوردگی و دلزدگی از کار فرهنگی می کند.»

در چنین فضایی و در غیبت تئاتر واقعی مستقل است که میدان برای فعالیت دلالان هنری و اسپانسرها آماده شده و ستارگان و چهره های مشهور سینما برای ایجاد جذابیت کاذب و‌ جلب مشتری و کسب درآمد بیشتر، به صحنه های تئاتر هجوم آورده و تئاتر را از حقیقت خود تهی کرده و آن را به کالایی تجاری و لوکس تبدیل می کنند.

سعید طلاجوی در مورد تاثیر منفی حضور ستاره های سینما در تئاتر ایران می گوید: «همان مصیبتی که بسیاری از کارگردانان سینمای ایران با آن مواجهند، گریبانگیر تئاتر هم شده است. به عنوان مثال در خیلی از مواقع هنرپیشه هایی که توانایی های محدودی دارند به خاطر داشتن سرمایه گذار به کارگردانان تحمیل می شوند. کارگردانان برای مردم پسند کردن کارهایشان و گردش سرمایه مجبور می شوند از شگردهای تکراری و چیدمان های خاطره برانگیز استفاده کنند یا برای کم خرج کردن کار مجبور می شوند از پیچیدگی های زبانی یا داستانی یا شیوه های روایت در روایت یا ضد روایت چشم بپوشند تا نیاز به چندین ماه تمرین نباشد.»

به اعتقاد طلاجوی، این مصیبتی است که از سال ها قبل در اکثر کشورها دامنگیر سینما، تئاتر، و موسیقی حتی شعر و داستان و هنرهای تجسمی بوده است اما به اعتقاد وی، افسارگسیختگی طبقۀ نوکیسۀ نیمه حکومتی و دامنۀ سانسور و نظارت در ایران، این موضوع را پیچیده کرده و باعث محرومیت برخی از هنرمندان بسیار خوب تئاتر ایران شده است.