محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

آسیبهای روانی پناهجویان تنها و بی سرپرست در آلمان

Access to the comments نظرها
نگارش از Hans von der Brelie
euronews_icons_loading
آسیبهای روانی پناهجویان تنها و بی سرپرست در آلمان

امسال حدود ۳۰ هزار پناهجوی نوجوان تنها و بدون سرپرست به آلمان آمده اند. ورود انبوه پناهجویان جوان به آلمان چالشی برای این کشور شده است. چشم انداز شغلی برای این افراد خوب نیست. تنها حدود ۶۰ درصد آنها ، ۱۰ سال پس از ورود به آلمان شغل دارند. آیا این جوانان خواهند توانست در جامعه آلمان ادغام شوند؟ آیا معلم کافی برای آنها وجود دارد؟

تشیلنگه در کودکی کنگو را ترک کرده است. او از ۴ سال پیش در آلمان زندگی می کند. او یکی از معدود کسانی است که بخت یافتن یک دوره کارآموزی در نانوایی را داشته است. اولین روزهای زندگی در آلمان برای او خیلی سخت بود. اما رئیس تشیلینگه حامی اوست، تشویقش می کند و به او می گوید که بالاخره موفق خواهد شد. تشیلینگه می گوید:«مشکل اصلی زبان است. وقتی زندگی کاملا جدیدی را آغاز می کنید، برای باز کردن درهای جامعه به کلید زبان نیاز دارید. اول که اینجا آمده بودم نمی توانستیم صحبت کنیم و به خودم می گفتم خدای من به کجا آمده ام؟ تقریبا به حال گریه افتاده بودم. گریه نمی کردم، اما در اعماق وجودم اشک می ریختم. به خودم می گفتم :“چه راه بدی را انتخاب کردی”. خیلی سخت بود. حتی الان هم به این فکر می کنم خوب بعد از این چه می شود. اگر بتوانم برای خودم نانوایی داشته باشم خیلی خوب خواهد بود. اما در راه رسیدن به این وضع مشکلات زیاد وجود خواهد داشت. باید در همه این آزمون ها قبول شوم تا گواهی استاد نانوا را بگیرم و این کار خیلی سخت است.»

در آلمان قوانین بسیار محکمی برای حمایت از پناهنگان نوجوان وجود دارد. اودو اشتین، مدیراداره رفاه جوانان شهر بن از برخی تغییرات در قانون پناهندگی که از ماه نوامبر به اجرا در آمده است استقبال می کند. اینکه مثلا، پناهنده های خردسال که همراه ندارند، به شکلی متعادل تر به شهرهای مختلف فرستاده می شوند تا فشار بر ادارات شهرهای بزرگ کمتر شود.

آقای اشتین می گوید: «باید بپذیریم که بار کاری ما بیش از حد شده است. انتظار این تعداد پناهنده خردسال بدون همراه را نداشتیم. الان در یافتن سرپناه برای این پناهنده ها و همین طور در تأمین منابع انسانی لازم مثل مددکار اجتماعی و قّیم قانونی برای آنها دچار مشکل هستیم.»

یاسمین منتس، مددکار اجتماعی اهل ترکیه است که با دوازده نوجوان پناهجو که از افغانستان و سوریه به شهر بن آلمان آمده اند، کار می کند. کار او ۲۴ ساعته است، چون این پناهجویان بی سرپرست هر دقیقه نیاز به مراقبت دارند. دسترسی به امکانات پزشکی پیچیده است. بحثهایی در این زمینه وجود دارد اینکه مثلا آیا باید برای این پناهجوها کارت بهداشتی الکترونیک صادر کرد یا نه.

یاسمین منتس می گوید: «در این خانه سن افراد بین ۱۴ تا ۱۸ سال است. بیشتر چیزهایی که معمولا پدرها و مادرها انجام می دهند باید ما انجام دهیم، حتی مراجعه به پزشک که کار سختی است چون این بچه ها هنوز بیمه و کارت بیمه ندارند. چه طور می شود بدون کارت بیمه دکتر رفت؟ حتی کارت شناسایی هم ندارند. »

کلیسای پروتستان ساختمانی نزدیک ایستگاه اصلی راه آهن بن را که پیش از این، پناهگاهی برای معتادان و الکلی های خانه به دوش بوده است، تبدیل به خانه ای برای پناهجویان خردسال کرد. مراد از سوریه به اینجا آمده است. پدر و مادرش از سوریه جنگ زده به اردن گریختند و تنها پسر ۱۶ ساله شان را به این سفر طولانی به آلمان فرستادند.

مراد، پناهجوی سوری می گوید: «دوری از خانواده حس دردناکی است، اما در عین حال خوشبین هستم چون می دانم بخت این را دارم که روزی برای خودم کسی بشوم. همین فکر است که به من نیرو می دهد. می خواهم به دانشگاه بروم و بعد از اتمام تحصیلاتم در اینجا بمانم. خانواده ام را هم به آلمان خواهم آورد. آرزوی من همه همین است.»

روانشناس و مدیر این پناهگاه هم نظر مشابهی دارد. به اعتقاد او این نوجوانان پناهجو بدون پدرومادرشان در کشوری ناشناخته تنها مانده اند، نیاز به توجه و مراقبت زیاد دارند . باید به حرفهای آنها به دقت گوش داد. اما با ورود پناهجویان خردسال بیشتر این کار سخت تر و سخت تر می شود.

حسن کرد است و بتازگی تحصیل در رشته روانشناسی را تمام کرده و بعنوان مددکار اجتماعی در این پناهگاه کار می کند. او می گوید اغلب نوجوانانی که از مناطق جنگزده می آیند، از شرایط بد روحی رنج می برند و دچار آسیبهای روانی شده اند. وی می افزاید: «می ترسند، گاهی به اتاق شان می روند و اشک می ریزند. این چیزها را دیده ایم. بعضی ها، تمام شب چراغ را روشن می گذارند،چون می ترسند در تاریکی بخوابند. وضعیتهای زیادی پیش می آید که خانواده کاملا از هم پاشیده است: مادر در اردوگاهی در ترکیه است و پدر جای دیگر است، شاید می جنگد یا کشته شده است، و نوجوان پناهجو اینجا در آلمان است. دنیای آنها نابود شده است.»

برخی از خانواده ها کودکانشان را به تنهایی می فرستند تا راه را برای آنها باز کنند. تیم از حلب سوریه آمده، پدرش کشته شده شده و مادرش هنوز زنده است. او می خواهد مادرش را به آلمان بیاورد. او می گوید: «اینجا که رسیدم خوشحال بودم که به سلامت به آلمان رسیده ام. از بمب و وضعیت خطرناک شهرمان دور شده ام. آنجا برق نداشتیم. آب هم نداشتیم. خیلی از خویشاوندان من کشته شدند. حالا شاید در زندگی به جایی برسم.»

ادارات مسئول، چگونه با چالش ورود پناهنده های نوجوان روبرو می شود؟ در سراسر آلمان یافتن مدرسه مشکلتر می شود و فهرست انتظار طولانی تر. به تعداد کافی معلم زبان وجود ندارد.

پروژه هایی در حال اجراست تا این مهاجران نوجوان و بدون سرپرست راحتتر خود را با شرایط جدید زندگی تطبیق دهند. مثل پروژه “شهر بدون مرز” که کارش طراحی ، اپلی
کیشن های چند زبانه برای گوش هوشمند است که اطلاعاتی مرتبط با مسکن و مراقبتهای پزشکی و سیستم اقامت درآلمان را در اختیار این پناهندگان قرار دهد.

فیصل پناهجوی افغان که در این پناهگاه زندگی می کند، کشورش را در ۱۵ سالگی ترک کرده است. پدرش او را به قاچاقچیان انسان داده بود تا او را به اروپا بیاورند. فیصل می گوید هیچ ایده ای از زندگی درآلمان نداشته است. امروز او مسئول پروژه ای است که “استقبال” نام دارد. این برنامه به تازه واردها کمک می کند بعضی نکات اساسی، مثلا نحوه استفاده از وسایل نقلیه عمومی را یاد بگیرند. این پناهجوی ۱۸ ساله می گوید: «درخواست پناهندگی من سه سال است که رد شده است. اولین درخواست پناهندگی من رد شد اما هنوز اینجا هستم و می خواهم قرارداد کارآموزی امضا کنم. چندین بار تقاضا کردم اما هربار رد شد، چون اجازه اقامت دائم ندارم. بیشتر شرکت ها کسانی را می پذیرند که اجازه اقامت دائم داشته باشند که من ندارم.»

آینده خیلی از این پناهجویان تنها نامعلوم است: خیلی از آنها ممکن است به محل کشورشان بازگردانده شوند.

مصاحبه یورونیوز با “یاسمین منتس” مددکار اجتماعی اهل ترکیه که در شهر بن آلمان با دوازده نوجوان پناهجوی بی سرپرست افغان و سوری کار می کند. برای شنیدن متن کامل مصاحبه به زبان انگلیسی روی لینک زیر کلیک کنید:
www.euronews.com/2015/11/06/yasemin-mentes-some-refugees-dont-know-the-concept-of-women-and-men-being-equal

Reporter - underage refugees in Germany