خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

فیلم «خشت و آینه» ابراهیم گلستان در موزۀ هنرهای مدرن نیویورک

نظرها
فیلم «خشت و آینه» ابراهیم گلستان در موزۀ هنرهای مدرن نیویورک
اندازه متن Aa Aa

موزۀ هنرهای مدرن نیویورک، نسخۀ ترمیم شدۀ فیلم «خشت و آینه» اثر ابراهیم گلستان، نویسنده و سینماگر برجستۀ ایران را به نمایش گذاشت. این فیلم در مجموعۀ آثار کلاسیک شاخص سینمای جهان در فستیوال بین المللی فیلم های ترمیم شده در موزه هنرهای مدرن نیویورک به نمایش درآمد.

در این برنامه، علاوه بر «خشت و آینه»، نسخه های ترمیم شدۀ برخی از آثار کمیاب و کمتر دیده شدۀ تاریخ سینما از جمله فیلم های نوآر کلاسیک آمریکایی مثل «مجرم» (۱۹۴۷) ساختۀ جان رینهارت و «زنان فراری» (۱۹۵۰) ساختۀ نورمن فاستر و نیز دو فیلم کوتاه کمدی تازه کشف شدۀ استن لورل و الیور هاردی قبل از اینکه آنها به صورت زوج هنری با هم همکاری کنند و نیز نسخۀ ترمیم شدۀ «شامپو» ساختۀ هال اشبی به مناسبت چهلمین سال ساخته شدن این فیلم به نمایش درمی آیند.


ابراهیم گلستان؛ عکس از پرویز جاهد

علاوه بر این ها، نمایش نسخه های دیجیتالی ترمیم شدۀ برخی از شاهکارهای سینمای مدرن اروپا مثل «ژان دیلمن» ساختۀ شانتال آکرمن (فیلمساز فمینیست بلژیکی که چندی پیش خودکشی کرد) و «آمارکورد» ساختۀ فدریکو فلینی نیز جزو برنامه های این فستیوال است.

در وب سایت موزۀ هنرهای مدرن نیویورک، در معرفی «خشت و آینه» آمده است: « تاثیر فیلم های موج نویی ایران در دهۀ شصت (میلادی) را بر فیلمسازانی مثل عباس کیارستمی، جعفر پناهی و آنالیلی امیرپور می توان دید اگرچه این آثار پیشگام در غرب غیرقابل دسترسی اند.»

البته تاثیر گلستان و فیلمی مثل «خشت و آینه» بر سینمای موج نو و فیلم های هنری سینمای ایران غیرقابل انکار است اما معلوم نیست که موزه هنرهای مدرن نیویورک، چگونه و بر چه اساسی از تاثیر این فیلم بر فیلم های کیارستمی، پناهی و آنالیلی امیرپور (از همه عجیب تر) حرف می زند.

وب سایت موزه هنرهای مدرن نیویورک در ادامۀ معرفی «خشت و آینه» می نویسد: « فیلم «خشت و آینه» ابراهیم گلستان که به تازگی مرمت شده، نقطه خوبی برای ورود به این دورۀ هیجان انگیز تاریخ سینماست (منظور دهۀ چهل شمسی است)، دوره ای که جریان مستقلی در سینمای ایران شکل گرفت که آمیخته ای از داستان گویی، تصاویر شاعرانه و نگاه مستند بود. در تهران تپندۀ قبل از انقلاب که به شکل سیاه و سفید و واید اسکرین به وسیلۀ سلیمان میناسیان فیلمبرداری شده، رانندۀ یک تاکسی، طفل نوزادی را در صندلی عقب تاکسی پیدا می کند که زنی او را جا گذاشته است. راننده تاکسی پس از آن سعی می کند به هر شکلی از دست این بچه خلاص شود. «خشت و آینه» با تاثیرپذیری از کارهای آنتونیونی، نقطۀ اوجی هراس آور و فراموش نشدنی و نقدی تمثیلی از طبقۀ روشنفکر ایرانی است؛ روشنفکرانی خوشگذران با روانی بیمار که از خطرات سرکوب سیاسی حکومت وقت غافل اند.»


زکریا هاشمی که نقش اصلی (رانندۀ تاکسی) را در «خشت و آینه» به عهده دارد، قبلاً فقط در نقش کوتاهی در فیلم «شب قوزی» اثر فرخ غفاری بازی کرده بود. همین طور پری صابری که تنها تجربۀ بازیگری او در سینما، بازی در فیلم «شب قوزی» غفاری بود.

نسخه ۳۵ میلی متری «خشت و آینه» به وسیلۀ مرکز مطالعات سینمایی دانشگاه شیکاگو، به صورت دیجیتال ترمیم شده است .ابراهیم گلستان در گفتگو با نگارنده گفته است که در جریان نمایش این فیلم در نیویورک نبود و از طرف موزۀ هنرهای مدرن نیویورک هیچ تماسی با او گرفته نشده و ایشان از طریق فردی در ایتالیا از این موضوع باخبر شده است.

به گفتۀ گلستان موزۀ هنرهای مدرن نیویورک، احتمالاً همان نسخه ای از «خشت و آینه» را دارد نشان می دهد که خود او سال ها قبل در اختیار دانشگاه شیکاگو قرار داده است. به گفتۀ گلستان، در نسخۀ شیکاگو، یکی دو صحنۀ فیلم حذف شده بود و اگر موزۀ هنرهای مدرن نیویورک با ایشان تماس گرفته بود، او می توانست نسخۀ کامل این فیلم را که با زیرنویس انگلیسی بر اساس نسخۀ سینما تک فرانسه تهیه شده و چندی قبل در فستیوال ادینبرا در اسکاتلند نمایش داده شد، در اختیار آنها قرار دهد.

گلستان همچنین گفت که از آدام صابونچیان، تدوین گر فیلم در لندن خواسته است که از طرف او، دو تکۀ حذف شدۀ فیلم را برای موزۀ هنرهای مدرن در نیویورک ارسال کند تا آن را در نسخۀ خودشان قرار دهند و او نیز این کار را کرده است اما گلستان بعد از آن هیچ پاسخی از طرف مسئولان این موزه دریافت نکرده و در نتیجه نمی داند که آیا آنها فیلم را کامل نشان داده اند یا خیر.


«خشت و آینه»، تصویری رئالیستی و تلخ از یک دوران و جامعه ای بحران زده و در حال گذار از سنت به مدرنیسم است.

پیش از این نسخۀ کامل «خشت و آینه» با زیرنویس انگلیسی در ژانویۀ ۲۰۱۳ در مدرسه سینمایی لندن با حضور ابراهیم گلستان به نمایش درآمده بود. گلستان در توضیح نسخۀ به نمایش درآمدۀ «خشت و آینه» در مدرسۀ فیلم لندن گفته بود؛ این نسخه در واقع همان نسخۀ سینماتک فرانسه است اما در اثر حادثه ای که در سینماتک روی داد، چند تکه کوتاه از فیلم پاره شده و از میان رفته بود، از جمله ترکینگ شات کریدور پرورشگاه که حذف شده بود و او خود با استفاده از کپی نماها از روی نسخه ای که در فیلمخانۀ تهران نگهداری می شود و چند سال قبل از تهران برای نمایش در پاریس آورده بودند، نسخۀ سینما تک را اصلاح و کامل کرد.

«خشت و آینه»، در سال ۱۳۴۳ در استودیو فیلم گلستان ساخته شد و بی تردید یکی از شاهکارهای تاریخ سینمای ایران است و به نوعی آغازگر جریان موج نو در سینمای ایران به حساب می آید. اما این فیلم سال ها از سوی منتقدان سینمایی غربی و مراکز سینمایی غرب نادیده گرفته شد و آنها تازه بعد از پنجاه سال که از ساخته شدن آن می گذرد، آن را کشف کرده و به ارزش های سینمایی آن پی برده اند.

بیشتر بازیگران این فیلم، از جمله جمشید مشایخی و پرویز فنی‌زاده از تئاتر آمده بودند و پیش از «خشت و آینه» در فیلم دیگری بازی نکرده بودند و با این فیلم وارد دنیای سینما شدند.

زکریا هاشمی که نقش اصلی(رانندۀ تاکسی) را در «خشت و آینه» به عهده دارد، قبلاً فقط در نقش کوتاهی در فیلم «شب قوزی» اثر فرخ غفاری بازی کرده بود. همین طور پری صابری که تنها تجربۀ بازیگری او در سینما، بازی در فیلم «شب قوزی» غفاری بود.


ابراهیم گلستان؛ عکس از پرویز جاهد

گلستان در مورد انتخاب بازیگران فیلم می گوید: «برخی از بازیگران فیلم، از دسته بازیگران تازه کاری می آمدند که پری صابری و حمید سمندریان درست کرده بودند اما بعضی از آنها از جمله زکریا هاشمی که بازیگر نقش اصلی بود، همه نابازیگر بودند که با من کار می کردند اگر چه آدمی مثل هاشمی بعدها خود کارگردان شد.»

گلستان در مورد سناریوی فیلم می گوید که که سناریو به مفهوم معمول هرگز در کار او نبوده بلکه او طرح کلی فیلم و اپیزودهای آن را در ذهن داشته و هرجا که لازم بوده با بازیگران و عوامل دیگر فیلم تمرین می کرده است.

«خشت و آینه»، فیلمی پیشرو و رادیکال در فضای سینمای عقب ماندۀ دهۀ چهل ایران است. فیلمی که از نظر روایت و ساختار سینمایی، سبک بازیگری، فیلمبرداری و تدوین با محصولات سینمایی آن زمان ایران به کلی متفاوت بود و گلستان با ساختن آن، سینمایی را معرفی کرد که پیش از آن وجود نداشت و زمینه را برای ساخته شدن فیلم های متفاوت و موج نویی در سینمای ایران مهیا کرد.

متاسفانه مدرنیسم گلستان در این فیلم، مورد توجه منتقدان سینمایی آن روز ایران قرار نگرفت و موجی از نقدهای منفی علیه گلستان و فیلم او در نشریات سینمایی آن دوره منتشر شد. اگرچه بیشتر این نقدها از روی غرض و بر اساس اختلاف های شخصی نویسندگان آنها با گلستان، نوشته می شد اما پاره ای از آنها واقعا نتوانستند با سبک روایی و تصویری مدرن فیلم ارتباط برقرار کنند و بسیاری از نقطه های قوت این فیلم را به عنوان ضعف های آن تلقی کردند.


«خشت و آینه»، در سال ۱۳۴۳ در استودیو فیلم گلستان ساخته شد و بی تردید یکی از شاهکارهای تاریخ سینمای ایران است.

به اعتقاد من اگر «خشت و آینه» مسیر طبیعی نمایش خود را طی می کرد و اگر زمینه برای فهم فیلم آماده تر بود، احتمالاً امروز با مسیر دیگری در کارنامه سینمایی آقای گلستان مواجه بودیم. اگرچه امروز که بیش از پنجاه سال از ساخته شدن «خشت و آینه» می گذرد، بسیاری از نگاه‌ها به این فیلم تغییر کرده و ارزش‌های سینمایی و هنری آن و جایگاه مهم اش در سینمای موج نو و روشنفکرانۀ ایران، بهتر درک شده و این در قیاس با سال‌های دهۀ ۱۳۴۰، بیانگر رشد فرهنگ سینمایی در ایران و تغییر معیارهای ارزیابی و نقد فیلم‌ها نزد منتقدان ایرانی است.

«خشت و آینه»، تصویری رئالیستی و تلخ از یک دوران و جامعه ای بحران زده و در حال گذار از سنت به مدرنیسم است. فیلم که یک دهه بعد از کودتای ۲۸ مرداد ساخته شده، دورانی را نشان می دهد که ترس در جان مردمان رخنه کرده و روشنفکران جامعه، به بحث‌های پوچ و بی معنی در کافه‌ها سرگرم اند.

اغلب آدم های «خشت و آینه»، دچار انفعال و فلج روحی و جسمی‌اند. مادران نازا، بچه‌های بی‌سرپرست که
در خیابان‌ها رها می‌شوند، روشنفکران سرخورده و یاوه‌گو، مردان افلیج، همسایه‌های فضول و خبرچین، زنانی که بچه‌های بی‌سر می‌زایند و مدافعان منفعل قانون (دادگستری) و نظم عمومی (پلیس) که انگیزه‌ای برای حرکت ندارند، در مجموع، فضای یأس‌آور و سیاهی را می‌سازند که در تضاد با شعارهای پرزرق و برق حکومت شاه که دم از انقلاب سفید و دروازه های تمدن بزرگ می زند قرار دارد.


موزۀ هنرهای مدرن نیویورک، نسخۀ ترمیم شدۀ فیلم «خشت و آینه» اثر ابراهیم گلستان، نویسنده و سینماگر برجستۀ ایران را به نمایش گذاشته است.

گلستان در پاسخ به این سوال من که چطور به فکر ساختن این فیلم افتاد، گفت: « برای خاطر اینکه داشتم مملکت را تماشا می کردم و می دیدم چطور به … افتاده. آدمی که حساسیت داره، فلان آدم پا می شه می ره بالای کوه تفنگ در می کنه. این تفنگ درکردن من با عکس های سینما بود.»

در «خشت و آینه» هم می توان رویکرد نئورئالیستی ویتوریو دسیکا در «دزد دوچرخه» را دید و هم بازیگوشی های فرمی و مونتاژ غیرتداومی ژان لوک گدار از نوع جامپ کات را مشاهده کرد و هم روایت اپیزودیک و پایان باز و ابهام روشنفکرانه آثار آنتونیونی را در آن جستجو کرد. اما این تاثیرپذیری های فرمی اگرچه آگاهانه است اما به هیچ وجه تحمیلی و تصنعی نیست بلکه در پیوند دقیق و ارگانیک با درونمایۀ مدرن فیلم گلستان است و از این نظر «خشت و آینه» یک اثر ممتاز و منحصر به فرد در سینمای ایران است.