خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

شیدا جاهد؛ صدایی که خاموش شد

نظرها
شیدا جاهد؛ صدایی که خاموش شد
اندازه متن Aa Aa

نگارش: مهرانگیز قوامی

امجد الملوک جاهدیان معروف به شیدا جاهد، خوانندۀ موسیقی سنتی و اصیل ایرانی، بعد از چند سال مبارزه با سرطان، سرانجام در روز یکشنبه ۹ اسفند ماه در بیمارستان لاله تهران درگذشت. شیدا در پی تشدید بیماری سرطان، چند روز قبل از مرگ، در وضعیت کُما قرار داشت.

امجدالملوک جاهدیان که با نام هنری شیدا فعالیت می کرد، از بنیانگذاران گروه موسیقی کرشمه بود و در اغلب آثار خود، با همسرش مسعود جاهد، آهنگساز و نوازندۀ سرشناس نی همخوانی می‌کرد. فعالیت آوازخوانی شیدا جاهد در دوران محمود احمدی نژاد، همانند بسیاری از هنرمندان دیگر، متوقف شد. مسئولان وزارت ارشاد در دولت سابق جلوی انتشار آلبوم های شیدا و اجرای کنسرت های او برای بانوان را گرفتند.

مسعود جاهد دربارۀ مرگ همسرش گفت: «شیدا برای همیشه رفت؛ شیدا خیر ندید. شیدا را روی صحنه نرفتن به این روز انداخت. ممنوع‌الکاری این بلا را سر شیدا آورد؛ اما خب دلم به این آرام است که هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق و شیدا عاشق بود. عاشق هنرش و عاشق مردم.»

به گفتۀ این آهنگساز؛ «در دولت گذشته به شیدا ظلم شد. فشارهای روحی و روانی، تنهایی چندساله، دوری از همه و … بیش از هر چیز شیدا را درگیر بیمارستان کرد. مسئولان وقت ارشاد به او توجه نکردند. به هر حال هنرمند آسیب پذیر و شکننده است. هنرمند دوست دارد حمایت شود و مورد توجه قرار گیرد.»

اما در سال های اخیر و در دولت جدید، مسئولان واحد موسیقی وزارت ارشاد سعی کردند که با دلجویی از شیدا، بخشی از جفاهای گذشته در حق این هنرمند را جبران کنند.
علی مرادخانی، معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با انتشار پیامی ضمن ابراز تاسف از درگذشت شیدا جاهد، نوشت: « خبر درگذشت سرکار خانم شیدا جاهد، هنرمند ارجمند موسیقی کشور موجب تاسف گردید. اینجانب این واقعه را به جامعه هنری به ویژه همسر هنرمندشان آقای مسعود جاهد تسلیت می‌گویم. بدون تردید خدمات ارزنده ایشان در عرصه موسیقی ماندگار و آثار به جا مانده از ایشان برای همیشه یاد و خاطره ایشان را زنده نگه خواهد داشت.»

سیدعباس سجادی، از مسئولان هنری وزارت ارشاد نیز بعد از درگذشت شیدا در مورد او گفت: «مرحوم شیدا جاهد از جمله هنرمندان شریف حوزه موسیقی بود. او با همه فراز و نشیب هایی که در این حوزه وجود داشت تمام تلاش خود را برای حفظ موسیقی اصیل ایرانی انجام داد و با وجود اینکه در طول عمر ارزشمند خود پیشنهادهایی از سوی کشورهای خارجی داشت در ایران ماند و آثار جاودانه ای را همراه با همسر خود مسعود جاهد خلق کرد.»

به دنبال درگذشت شیدا، وزارت ارشاد ابتدا اعلام کرد که مراسم تشییع جنازۀ این خواننده از مقابل تالار وحدت تهران به سمت قطعۀ هنرمندان در بهشت زهرا انجام خواهد شد اما بعد به دلایلی نامعلوم، این برنامه تغییر کرد و پیکر این هنرمند، در سکوتی غمبار از مقابل بیمارستان لاله تهران به سمت بهشت زهرا تشییع شد و سرانجام به دستور علی مرادخانی، معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در گوری مشترک در کنار مهری مهرنیا، بازیگر سرشناس سینمای ایران، به خاک سپرده شد.

مسعود جاهد در گفتگو با هنرآنلاین، ضمن قدردانی از تلاش ها و همدردی مسئولان بخش موسیقی وزارت ارشاد، گفت: «جای شیدا جاهد در موسیقی، مخصوصاً موسیقی بانوان بسیار خالی است… یادم می‌آید در آن روزهایی که مجوز کارها صادر شد همسرم با وجود بیماری سختی که داشت از شرایط راضی بود و دائم منتظر این بود که حالش بهتر شود.»

اسدالله امرایی، نویسنده و مترجم سرشناس در صفحۀ فیس بوک اش در واکنش به درگذشت شیدا نوشت: «امجدالملوک جاهدیان مشهور به شیدا جاهد، خوانندۀ موسیقی سنتی ایران در‌گذشت .این بانوی هنرمند که متاسفانه به دلیل برخی ممنوعیت‌ها ومحدودیت‌ها نتوانست در وطن چنانچه شایسته است هنر خود را عرضه کند، با کمک همسر آهنگساز و نوازنده‌اش مسعود جاهد، از حداقل امکانات موجود بهره برد و مورد استقبال مردم قرار گرفت. قرار بود پیکر او را از مقابل تالار رودکی تشییع کنند که نشد. البته چه فرقی می‌کند از کجا تشییع شود. احترام به متوفی، احترام به زندگان است. محلش هم فرقی نمی‌کند. تالار رودکی یا تالار وحدت و خانه هنرمندان اگر اعتباری داشته باشد از هنرمندان است وگرنه با میدان تره بار و بارانداز فرقی ندارد. امروز پیکر شیدا جاهد غریبانه از مقابل بیمارستان لاله تشییع شد و باز هم دم آقای مرادخانی گرم و عمر با عزتش به دنیا که دستور داد کنار مهری مهرنیا پیکر او را به خاک بسپارند.»

شیدا جاهد، خواننده ای بود که فعالیت موسیقی و آوازخوانی اش را بعد از انقلاب و در دورانی شروع کرد که تک خوانی زنان در موسیقی ایران ممنوع بود و دیگر عرصۀ مناسبی برای فعالیت آوازخوانی هنرمندانی مثل او وجود نداشت. طبق فتوای علمای مذهبی و بخشنامه های وزارت ارشاد اسلامی، تنها شکل فعالیت مجاز خوانندگان زن در این دوره، همخوانی و یا اجرای کنسرت به صورت محدود برای بانوان بود. با این حال شیدا، از این وضعیت ناامید و سرخورده نشد و به جای گوشه گیری و خانه نشینی و یا مهاجرت از ایران، تصمیم گرفت در داخل کشور بماند و با کمک همسر آهنگساز و نوازنده اش، صدایش را هرچند محدود و نارسا، به گوش علاقمندان موسیقی سنتی ایرانی برساند.

امجد الملوک جاهدیان، آواز خوانی را در محضر اساتیدی چون محمدرضا شجریان، صدیق تعریف و احمد ابراهیمی فرا گرفت. او از دوران کودکی به موسیقی و آوازخوانی علاقه داشت و تحت تاثیر ترانه هایی که از گرامافون پدرش پخش می شد و نیز زمزمه های مادرش که تصنیف های قمر را نجوا می‌کرد، با موسیقی سنتی ایران آشنا شد و علاقه اش را به آوازخوانی در دوران تحصیلی اش و به ویژه در اردوهای دانش آموزی که در شهرستان نوشهر برگزار می‌شد نشان داد و به اجرای برنامه های هنری پرداخت. او در سال ۱۳۷۴ با مسعود جاهد، آهنگساز و نوازندۀ‌ نی ازدواج کرد و از همین زمان به صورت رسمی با همکاری همسرش وارد عرصه‌ موسیقی ایرانی شد و گروه موسیقی بانوان «کرشمه» را تشکیل داد و کنسرت هایی نیز در تهران برای بانوان اجرا کرد.

نخستین آلبوم این گروه، آلبوم «سر گیسو» یا « به یاد قمر» و بازخوانی ترانه های قمرالملوک وزیری بود که به خاطر تک خوانی صدای شیدا هرگز در ایران منتشر نشد. اما در طول سال های گذشته، از شیدا جاهد آلبوم هایی به صورت همخوانی با همسرش منتشر شد که از میان آنها آلبوم «در فکر تو بودم» که بازخوانی برخی از تصنیف‌های علی اکبر خان شیدا بود، مورد استقبال گستردۀ مردم قرار گرفت و باعث شهرت این خواننده شد. «پنجره باز می شود»، «کوچه های بی نشان» و «خسته ام از این کویر» نیز از آلبوم های دیگر شیدا جاهد است.

شیدا جاهد در دوران دولت احمدی نژاد، به خاطر انتشار آلبوم «خسته ام از این کویر» و به بهانۀ آنچه به تشخیص وزارت ارشاد، بالا بودن صدای زن در این آلبوم عنوان شده بود، چند سال ممنوع‌الکار شد اما این ممنوعیت در زمان دولت روحانی برطرف شد و به چند آلبوم مشترک او با همسرش از جمله آلبوم های «سرخوشان»، «زلف» و «مجنون» اجازه انتشار داده شد. هرچند این زمان کوتاه بود و این بار بیماری سرطان، جلوی فعالیت‌های هنری‌ شیدا را گرفت و او را خانه نشین و گرفتار تخت بیمارستان کرد و در نهایت نیز او را از پا درآورد.

مسعود جاهد، در گفت و گو با سایت موسیقی ما در این باره گفته بود:‌ «معتقد بودند که صدای خانم شیدا به صورت همخوانی شنیده نشده است و حکم تکخوان دارد و به همان شکل هم ضبط شده است در صورتی که آن کار همخوانی است و صدای من هم در آن شنیده می‌شود.»

مسعود جاهد در مورد تاثیر این ممنوعیت بر فعالیت هنری شان گفته بود:‌ «هیچ وقت دلیل این ممنوع‌الکاری را برایمان توضیح ندادند؛ اما همین ماجرا یک سکوت دردآوری در زندگی هنری من ایجاد کرد. در این سال‌ها علاوه بر آنکه نتوانستم اثری را به انتشار درآورم، هیچ اثری نیز خلق نکردم و این ممنوع‌الکاری به نوعی من را در سکوتی مطلق فرو برد.»

به گفتۀ پری ملکی، خوانندۀ سرشناس و پیشکسوت موسیقی سنتی، «شیدا جاهد را بی مهری از بین برد نه بیماری.» پری ملکی که در داخل ایران و در وضعیتی مشابه شیدا فعالیت می کند، در گفت‌وگو با ایسنا در واکنش به درگذشت این هنرمند گفت: «رفتن شیدا خیلی غم‌انگیز است. از وقتی این خبر را شنیده‌ام، بغض کرده‌ام. حیف است، این هنرمندان یکی پس از دیگری می‌روند. او بی‌مهری دید. بی‌مهری که ما سالیان سال است که تجربه‌اش می‌کنیم. بدون اینکه کسی سر سوزنی به ما توجه کند. من متاسفم که آدم‌هایی مثل شیدا یا مثل همسر من (منصور ملکی) در خانه خانه‌نشین می‌شوند و می‌میرند. رنج بی‌مهری سخت‌تر از رنج بیماری است؛ شیدا را رنج بی‌مهری از بین برد؛ نه بیماری.»

به گزارش ایسنا، پری ملکی که از درگذشت شیدا جاهد متاثر بود و اشک می‌ریخت، افزود: «برای شیدا خیلی کارها می‌شد کرد. می‌شد که به شیدا کمک کنیم. آن ممنوع‌الکاری که او در دولت قبل تحمل کرد، باعث از بین رفتنش شد. شیدا خوانندۀ بسیار خوبی بود. از همان اولین سال‌هایی که خانم‌ها توانستند، فعالیت رسمی‌شان را شروع کنند، او حضور داشت. من خیلی متاسفم. جای شیدا خالی است. متاسفانه این هنرمندان یکی پس از دیگری از دنیا می‌روند و هیچ‌کس نمی‌تواند، جایشان را بگیرد.»