محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

گفتگو با خانواده های سه زندانی سیاسی در اعتصاب غذا: کبودوند، مازندرانی و عظیم زاده

Access to the comments نظرها
نگارش از فرشته قاضی
گفتگو با خانواده های سه زندانی سیاسی در اعتصاب غذا: کبودوند، مازندرانی و عظیم زاده

سه زندانی سیاسی در ایران در اعتصاب غذا هستند و خانواده‌هایشان می‌گویند که آخرین راه برای اعتراض و بیان خواسته‌های قانونی‌ این افراد اعتصاب بوده و چاره دیگری نداشته‌اند. هرچند که به گفته آنها تاکنون مسئولان قضایی و همچنین مسئولان زندان اوین کمترین توجهی به این خواسته‌ها و دلیل اعتصاب غذای این سه زندانی سیاسی نشان نداده‌اند.

محمدصدیق کبودوند، از فعالان کرد و دبیر سازمان حقوق بشر کردستان که بیش از ۹ سال است در زندان به سر می‌برد از ۱۹ اردیبهشت‌ماه در اعتصاب غذا است. پریناز باغبان حسنی، همسر آقای کبودوند در گفتگو با یورونیوز می‌گوید که اعتصاب غذای این زندانی سیاسی نامحدود است و در ملاقات با خانواده گفته تا رسیدن به خواسته‌هایش اعتصاب را ادامه خواهد داد.

او از احضارهای جدید همسرش از زندان به دادسرای اوین و همچنین محاکمه او خبر می‌دهد و می‌گوید: «از قبل از عید ۳ بار ایشان را به دادسرای اوین احضار کرده و هر سه دفعه اتهام جدیدی به او تفهیم کرده‌اند. اتهام اول گفته‌اند ارسال نامه و تبریک شادباش برای کوبانی بوده و درخواست صلح ترکیه با کردها. دفعه دوم که برده‌اند دادسرا گفته‌اند تبلیغ علیه نظام کرده‌ای. دفعه سوم بعد عید بوده که گفته‌اند پایان‌نامه دانشگاهی که داری آماده می‌کنی نقض حقوق زندانیان در جمهوری اسلامی است درحالیکه موضوع پایان‌نامه آقای کبودوند اقلیت‌ها است. بعد هم که بازجو گفته اطلاعات خواستار تبعید آقای کبودوند به جنوب کشور شده است.»

او به تشکیل دادگاه جدید برای همسرش اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: «دادگاه در راستای همین پرونده‌سازی‌های اخیر بود. گفته‌اند تبلیغ علیه نظام کرده‌ای. دیروز دادیار به من گفت که حکم دادگاه تبرئه است ولی چون ما دسترسی به آقای کبودوند نداشتیم این چند روز و به صورت شفاهی به ما گفته‌اند نمی‌دانیم که آیا صحت دارد یا ندارد و به آقای کبودوند ابلاغ شده یا نشده. فقط امیدواریم که همین‌طور بوده باشد.»

آقای کبودوند در بند ۳۵۰ زندان اوین زندانی است، خانم حسینی می‌گوید: «ما خیلی پیگیر اعمال قانون تجمیع احکام بودیم. آقای کبودوند را برده‌اند دادسرا و گفته‌اند این قانون برای شما اعمال می‌شود چند روز بعد اما گفته‌اند که نه خیر نمی‌شود. همه اینها باعث شده او دست به اعتصاب بزند.»

محمدصدیق کبودوند طی ۹ سالی که زندانی است تنها یک‌بار به مرخصی آمده که به گفته همسرش این مرخصی هم بعد از ۶۰ روز اعتصاب غذا و برای دیدار با فرزندش که بیمار بوده صورت گرفته است. او می‌گوید: «به خاطر همان اعتصاب غذا دچار ناراحتی عفونت کلیه و گوارشی شده بود و هنوز آن ناراحتی‌ها ادامه دارد. مسئله پروستات هم هست که دو سه بار بردند دکتر بیرون از زندان و دکترها اعلام کردند احتمال سرطانی بودن دارد. قرار بود ببرند برای آزمایش که ایشان دست به اعتصاب غذا زد و و وضعیتش وخیم شد. به بیمارستان طالقانی منتقل کردند و فقط آزمایش[ها] و اسکن‌ها و ام آر آی و کارهایی که مربوط به قلب و دستگاه گوارش بوده انجام شد. سه روز پیش هم او را به زندان برگرداندند.»

در چنین شرایطی چرا اعتصاب غذا؟ خانم کبودوند می‌گوید: «در ملاقات سعی کردیم [این کار را] نکند. گفتیم این مسئله خیلی صدمه می زند و.. خیلی سعی کردیم مانع شویم ولی گفت تنها راهی که بتوانم اعتراض خودم را اعلام کنم همین است؛ تنها این راه برای من مانده چون کسی جوابگو نیست. بارها نامه نوشتیم به دادستان و مسئولان مختلف، پیگیری کردیم خودش نوشت و.. اما نتیجه‌ای نگرفتیم. الآن هم ۳۴ روز است که در اعتصاب غذا است و هیچ کدام از مسئولان سراغ ایشان نرفته که ببیند مشکل چیست. ما هم که از دادستانی پیگیر بودیم جوابی نتوانستیم بگیریم فقط می‌گویند باید دست از اعتصاب بردارد اما رسیدگی یا جوابی درباره خواسته‌ای ایشان نمی‌دهند.»

حکم ۱۰ سال و شش ماه زندان آقای کبودوند آبان سال ۹۶ به پایان خواهد رسید اما خانواده او می‌گویند که نگران پرونده‌سازی‌های جدید هستند. همسر آقای کبودوند می‌گوید: «خواسته همسرم عدم پرونده‌سازی و پایان دادن به آزار و اذیت‌ها و همچنین اعمال قانون تجمیع احکام و نهایتاً هم آزادی است. مشکل و نگرانی ما این است که تا یک هفته نمی‌دانیم در چه وضعی هستند امکان خطر قلبی است.»


اعتصاب غذای دبیر هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران

جعفر عظیم زاده، فعال کارگری و دبیر هیئت‌مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران هم وضعیت جسمانی مساعدی ندارد. او در بند ۸ زندان اوین زندانی است. اکرم رحیم پور، همسر آقای عظیم زاده در گفتگو با یورونیوز می‌گوید: «اصلاً وضعیت جسمی خوبی ندارد. چهل و سومین روز اعتصاب غذایشان بود امروز. دچار فشار پایین، بی‌حالی، درد مثانه و درد کلیه شده و هفته گذشته او را به بیمارستان منتقل کردند. گفتند بستری می‌کنیم. یک سرم به او وصل کردند با وجود اینکه چایی و آب می‌خورد با وجود اینکه سرم به او وصل کردند در سونوگرافی، مثانه‌اش خالی خالی بود یعنی نتوانستند سونوگرافی بکنند ببینند مشکل مثانه از چیست. مثانه باید پر می‌شد با این وجود در بیمارستان نگه نداشتند. نگذاشتند بماند ببینند علت درد و ناراحتی‌اش از چیست نصف شب برگرداندند زندان.»

خانم رحیم پور هم اعتصاب غذا را آخرین چاره همسرش عنوان می‌کند و در عین حال می‌گوید که تاکنون هیچ یک از مسئولان سراغ او نرفته‌اند که ببینند خواسته‌اش چیست. وی می‌گوید: «آخر راه دیگری نمانده. حکم که در دادگاه تجدیدنظر تأیید شده و جایی نمانده دیگر که بتواند کار دیگری بکند. ما حتی حکم تجدیدنظر را ندیدیم و بدون اینکه ابلاغ شود یک احضاریه آمد که ظرف ۵ روز خودت را به اجرای احکام معرفی کن. رفت زندان و حالا اعتصاب غذا کرده که شاید یکی بیاید سراغش بگوید که چرا شش سال به خاطر کاری که نکرده حکم داده‌اند. اما تا حالا هیچ‌کسی از مسئولان سراغ او نرفته‌اند و ما خیلی نگران وضعیت اش هستیم.»

جعفر عظیم زاده به به شش سال زندان و دو سال محرومیت از عضویت در احزاب و فعالیت در فضای مجازی و رسانه‌ها محکوم شده است.


این زندانی سیاسی در نامه‌ای که در رسانه‌ها منتشر شد اعلام کرده بود «در اعتراض به امنیتی کردن فعالیت‌های صنفی و تجمعات و اعتصابات کارگران و معلمان، دستمزدهای زیر خط فقر، ممنوعیت برگزاری مستقلانه و آزادانه روز جهانی کارگر و روز جهانی معلم، عدم شفافیت و عمل مؤثر سازمان جهانی کار (ILO) در قبال نقض حقوق بنیادین کارگران و معلمان ایران و با خواست خارج کردن اتهام «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور» و دیگر اتهامات امنیتی از پرونده‌های مفتوح کارگران و معلمان معترض و برداشتن این‌گونه اتهامات جعلی و ساختگی از پرونده‌های خود و دیگر فعالین کارگری و معلمان زندانی» از دهم اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذا زده است.

همسر آقای عظیم زاده می‌گوید: «گفته تا زمانی که به خواسته‌اش رسیدگی نشود، دست از اعتصاب بر نمی‌دارد. هرچقدر هم که ما نگرانیم، خانواده، من، دوستان، همه نگران وضعیت سلامتی‌اش هستیم به او می گوییم دست از اعتصاب بردار می‌گوید تا زمانی که به خواسته‌هایم توجهی نشود نمی‌کنم.»

احسان مازندرانی در بیمارستان

احسان مازندرانی، روزنامه‌نگار و مدیر مسئول سابق روزنامه فرهیختگان، دیگر زندانی سیاسی است که از ۲۸ اردیبهشت‌ماه در اعتصاب غذا به سر می‌برد. او از چهارشنبه هفته گذشته در بیمارستان سینا بستری است. سام حسینی، برادر همسر آقای مازندرانی در گفتگو با یورونیوز می‌گوید که همزمان با انتقال این روزنامه‌نگار از بند عمومی زندان اوین به بند ۲ الف سپاه او دست به اعتصاب غذا زده است. وی درباره دلیل این اعتراض می‌گوید: «احسان نامه‌ای به مقامات عالی کشور نوشته و خواستار رسیدگی به پرونده و برگرداندن پرونده به ضابط اصلی یعنی وزارت اطلاعات شده بود. از او خواستند این نامه را تکذیب کند و حرف دیگری بزند که نپذیرفت. منتقل کردند بند ۲ الف سپاه و او هم اعتصاب کرد.»

به گفته آقای حسینی، پرونده احسان مازندرانی مربوط به سال ۹۱ است. او توضیح می‌دهد: «سال ۹۱ وزارت اطلاعات دولت محمود احمدی نژاد برای احسان پرونده تشکیل داد. این بار ولی سپاه احسان را به خاطر همان پرونده بازداشت کرده درحالی‌که وزارت اطلاعات از ادامه پرونده احسان انصراف داده بود و حالا احسان خواسته‌اش این است که پرونده از دست سپاه خارج و به ضابط اصلی یعنی وزارت اطلاعات داده شود. او همچنین خواستار رسیدگی مجدد و علنی به پرونده‌اش و آزادی با قرار وثیقه است.»

بااین‌حال تاکنون هیچ یک از مسئولان پیگیر دلایل اعتصاب غذا یا خواسته‌های آقای مازندرانی نشده‌اند. آقای حسینی می‌گوید: «هیچیک از مسئولان تاکنون نرفته‌اند بپرسند که خواسته‌ات چیست. وضعیت جسمانی‌اش هم متأسفانه خوب نیست. ۲۶ روز ابتدایی بند ۲ الف با مشکلات ریه مواجه شده بود. این اعتصاب غذا هم دال بر علت بوده که باید سریعاً به بیمارستان منتقل می‌شد.»

احسان مازندرانی به هفت سال زندان محکوم شده است. او دست به اعتصاب غذای خشک زده بود که به گفته آقای حسینی بعد از پیام سیدمحمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی که خواستار شکستن اعتصاب غذای او بوده‌اند، اعتصاب غذای خشک را تبدیل به اعتصاب‌ِ تر کرده است.


اعتصاب غذای این سه زندانی سیاسی و نگرانی خانواده‌های آنها از وضعیت نامساعد جسمانی آنها در شرایطی است که هدی صابر، فعال ملی مذهبی چهار سال پیش در زندان اوین درگذشت. او در اعتراض یه جان باختن هاله سحابی، دختر عزت‌الله سحابی در جریان تشییع پیکر پدرش دست به اعتصاب غذا زده بود. اعتصابی که در نهایت با بی‌توجهی مسئولان و عدم رسیدگی به موقع، به مرگ او منتهی شد.