خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

استاد چنگیز؛ از شیطنت‌های کودکانه در ایران تا آموزش انگلیسی به نسل پس از جنگ

Access to the comments نظرها
استاد چنگیز؛ از شیطنت‌های کودکانه در ایران تا آموزش انگلیسی به نسل پس از جنگ
اندازه متن Aa Aa

«روزی که به افغانستان آمدم اندیشه‌های آرمانی زیادی در سر می پروراندم، تصور می‌کردم که به‌عنوان یکی از رهبران آینده، تغییرات اساسی در جامعه بوجود آورم اما برای اولین‌بار در زندگیم با جامعه پس از منازعه‌ای روبه‌رو شدم که در آن، بسیاری از ارزش‌های فرهنگی و اخلاقی فرو ریخته و نوعی از اخلاق خشونت محور حاکم بود و مهارت‌های زندگی بهتر به فراموشی سپرده شده بود. تعلیم و تربیت، تنها راه حل مشکلات اساسی جامعه بود از این خاطر، شغل معملی را انتخاب کردم.»

نسل پس از جنگ

این مطلب را علیرضا یاسا می‌گوید؛ کسی که او را همه با نام استاد چنگیز می‌شناسند. یک نسل از جوانان زبان آموز بعد از جنگ، از کلاسهای درس استاد چنگیز برخاسته اند و برای تحصیل راهی کشورهای اروپایی، آمریکایی و آسیایی شده اند.

به‌گفته وی، او و بسیاری از تحصیلکردگانی – که در سالهای آغازین تشکیل حکومت پس از طالبان از دیار مهاجرت به افغانستان بازگشتند- اعتقاد داشتند برای اینکه جامعه افغانستان، تجارب تلخ گذشته را تکرار نکند باید درهای خود را به سوی جهان باز کند و با جامعه جهانی برای بازسازی زیرساخت‌های ویران شده جنگ‌های سی ساله، همراه و همسو شود. از این خاطر یادگیری زبان بین‌المللی برای نسل جوان بعد از جنگ، یک نیاز ضروری بود.

در همان سال‌ها، سازمان بین‌المللی مهاجرت، برنامه بازگشت داوطلبانه متخصصان و نیمه متخصصان به افغانستان را از کشورهای ایران و پاکستان آغاز کرد و همین برنامه زمینه بازگشت گروهیِ تحصیلکردگان زن و مرد به افغانستان را فراهم کرد و همین متخصصان تعدادی از مراکز فرهنگی، علمی و تحقیقاتی را در افغانستان بنیان گذاشتند و گروه های دیگری از تحصیلکردگان هم، بدون اینکه در برنامه سازمان بین المللی مهاجرت شرکت کنند، به همراه خانواده‌هایشان به افغانستان بازگشتند و علیرضا یاسا یکی از همین گروه بود.

سی و شش هزار فارغ التحصیل

از آن زمان بیش از ۱۰ سال می گذرد و علیرضا یاسا می‌گوید که طی این مدت، در موسسه زبان خود، برای سی و شش هزار جوان، گواهی فارغ التحصیلی زبان انگلیسی داده است و از این تعداد هشتاد و هفت نفرشان در امریکا بورس شده اند و صدها تن دیگر در دانشگاه‌های اروپایی و آسیایی پذیرفته شده اند.

علیرضا یاسا می گوید: «در کنار فعالیت‌های آموزشی، به همراه تعدادی از فعالان فرهنگی و تحصیلکردگان، برخی برنامه‌های فرهنگی شامل برگزاری نمایشگاه‌ها، برنامه‌های سالگرد، شب شعرها، را در کابل برگزار کردیم. کمتر، وقتی برای خوابیدن داشتیم گاهی به خانواده‌های محروم، کمک مالی می‌کردیم و گاهی برای دانشگاه‌های خصوصی تازه شکل گرفته امکانات تدریسی و مالی فراهم می‌کردیم.»


استاد چنگیز از نسل مهاجرانی است که در دوره جنگ‌های سی ساله افغانستان، در دیار مهاجرت به‌ دنیا آمده و کودکی را در ایران به سر برده است و بعد از اخراج اجباری مهاجرین، سال‌های آغازین جوانی را در کویته پاکستان گذرانده و از انجا به افغانستان بازگشته است.

به گفته خودش، دوره کودکی او در ایران به‌خاطر برخورد تحقیرآمیز جامعه میزبان با مهاجران افغانستان، با شرارت‌های کودکانه و تنبیه‌های مداوم در مدرسه همراه بوده و آشنایی وی با زبان انگلیسی در پاکستان یک “توفیق اجباری” بوده است. چون زبان فارسی در مدارس پاکستان، به رسمیت شناخته نمی‌شد و به ناچار، کودکان باید زبان‌های انگلیسی یا اردو می آموختند تا بتوانند در مدارس پاکستان تحصیل کنند.

از تدریس زبان در سلمانی تا…

علیرضا یاسا، در دیار مهاجرت اولین کلاس درس زبان انگلیسی را در یک سلمانی/ آرایشگاه با سه شاگرد تشکیل داد بعد از آن کلاس درسش را به زیرزمین خانه پدری منتقل کرد. بعد از مدتی، آن زیرزمین را تبدیل به زبانسرا کرد و چند سالی را هم به تدریس و اداره موسسات زبان گذراند و وقتی به افغانستان بازگشت هیچ وقت فکر نمی‌کرد که تا سال ۲۰۱۶ میلادی، معلم زبان بماند و موسسه زبانش را اداره کند.

نشریه‌های ترجمه

او به یاد می‌آورد که در آن سال‌ها با همسن و سال‌هایش کتاب‌های متعددی را مطالعه می‌کردند و سرگذشت مبارزان راه آزادی را می‌خواندند و مدتی هم به افکار چپی گرایش پیدا کردند اما آقای یاسا وقتی به خانه بازگشت، با جامعه پسامنازعه افغانستان روبه‌رو شد و فهمید که افکار چپی یا حرکت‌های مبارزانی که در کتاب‌ها می خوانده است، نمی تواند پاسخگوی نیازهای جامعه افغانستان باشد. از همین رو، راه تدریس را ادامه داد و حالا در کنار تدریس، هفته‌نامه‌ای به زبان انگلیسی دارد که مخاطبانش کسانی است که می خواهند زبان بیاموزند یا آموخته اند. او ادامه می دهد: «مجله ای برای ترجمه ادبی از زبان‌های خارجی راه اندازی کرده است تا نسلی که امروز به زبان تسلط یافته است بتواند با ترجمه ادبی، ثمره آموخته‌های خود را برای رشد ادبیات فارسی در بین ادبا و جمعیت ادب دوست افغانستان بکار ببندد و به خلق ایده و اندیشه‌های نو در نوشته‌های ادبای افغانستان کمک کند و از این طریق، آثار مهمی که به زبان‌های خارجی تاکنون به ادبیات فارسی راه نیافته است با ترجمه، برای جمعیت کتابخوان افغانستان در دسترس قرار گیرد.» تا پیش از این، در افغانستان، هفته نامه به زبان انگلیسی و یا نشریه ترجمه ادبی منتشر نشده بود.

چنگیز، لقبی است که علیرضا یاسا از دیار مهاجرت در پاکستان به ارث برده است. او می گوید: «فقط در ایران، از نام چنگیز خونریزی و خشونت برداشت می شود در حالیکه، در کشورهای آسیای میانه، هند و پاکستان نام چنگیز به یاد آورنده یک تمدن بوده است.» او با گرایش به این برداشت، لقب چنگیز را برای خود ترجیح می دهد.