محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

علل افزایش آمار طلاق در جامعه ایران

Access to the comments نظرها
نگارش از Pantea ‌Bahrami
علل افزایش آمار طلاق در جامعه ایران

مشاهده ۵ سال آمار طلاق در ایران از زاویه آماری افزایشی خطی را نشان می دهد. از زاویه اجتماعی نگرانی مسئولان را آشکار کرده است تا آنجا که علی اکبر محزون، مدیر کل اطلاعات و آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال در ۱۲ مرداد ماه به خبرگزاری ایسنا گفته که آمار طلاق در ایران به اندازه کافی بیان شده است و «ارائه آمار صرف دردی را دوا نمی کند. از این پس آمار طلاق در کشور را اعلام نمی کنیم.» البته با برخورد وسیع رسانه ها این گفته بعدا پس گرفته شد.

آمار طلاق یک واقعیت اجتماعی

اگر آمار سازمان ثبت احوال را در ۵ سال اخیر از سال ۹۰ تا سال ۹۴ مورد مشاهده قرار دهیم، نگرانی مسئولان را با دیدگاه خودشان بی مورد نمی بیننم. این آمار از سال ۹۰ که حدود ۱۴۲هزار مورد طلاق گزارش شده است به ۱۵۰ هزار در سال ۹۱ رسیده است. دوباره در سال ۹۲ شاهد حدود ۱۵۵ مورد هزار طلاق هستیم، یعنی افزایش خطی رو به بالا هستیم. سال بعد از آن این رقم به ۱۶۳ هزار افزایش یافته است و بالاخره در سال ۹۴ نیز شاهد رشد، یعنی حدود ۲۰۰ مورد بیش تر از سال قبل از آن هستیم.

به عبارت دیگر هر سال این آمار رشد داشته است. ولی پرسش اینجاست که آیا این تغییر اجتماعی واقعا باید جای نگرانی باشد یا نشانه ای از تغییر الگوهای خانواده و ترک خوردن روابط قدرت در ساختار خانواده است؟

ترک خوردن روابط سنتی درنهاد خانواده

افزایش آمار طلاق در ایران با توجه به روند جهانی آن و همچنین افزایش ارزش فرد و فردیت بجای تقدس خانواده هماهنگ است. نسرین افضلی پژوهش گر مسائل زنان و کنشگر حقوق زنان معتقد است آمار طلاق اساسا آنگونه که گفته می شود تکان دهنده نیست.

وی بر این باور است که همانگونه که دو فرد عاقل و بالغ ازدواج می کنند، به همان ترتیب باید به طلاق و جدایی آنان حالا با رضایت یک طرف یا دوطرف احترام گذاشت.

خانم افضلی در گفتگو با یورونیوز ادامه می دهد: «آقای محزون همانگونه که درصحبت هایشان پیداست، به طلاق به عنوان یک درد نگاه می کنند. به نظرم نگران کننده جایی است که برای این روند اجتماعی برنامه ریزی نشود. چه بسا اتفاق خوبی است زیرا نشان دهنده این است که موانع فرهنگی و بعضا مذهبی برداشته می شود و فردیت اهمیت بیشتری پیدا می کند و قبح و منفی بودن طلاق تغییر یافته است.»

به نظر می رسد که واحد خانواده در جامعه ایران در دوران گذار بسر می برد. ارزش نهاد خانواده در جامعه مدرن از آن تقدسی برخوردار نیست که درجامعه سنتی برخوردار است.

دکتر مهرداد درویش پور جامعه شناس معتقد است بخشی از اجتماعی کردن ارزش های پیشین از طریق خانوداه پیش می رود. وی در گفتگو با یورونیوز می گوید: «در فرهنگ بومی خانواده نهاد مقدس است. مثل دولت قدرتمند و سنت که بعنوان مظاهر اقتدار اهمیت دارند. ادیان و از جمله دین اسلام از خانواده مقدس بشدت دفاع می کند که بخشی از ایدئولوژی پدر سالار نیز هست. اشکال عقب مانده پدرسالاری در ایران بسیار قدرتمند است.» بنابراین بخش های سنتی و محافظه کار جامعه بشدت نگران تضعیف نهاد خانوداه و مشروعیت آن هستند.


مهرداد درویش پور جامعه شناس

پشت سر گذاشتن الگوهای سنتی

روند طلاق را باید در یک بستر تاریخی بررسی کرد. نسرین افضلی فعال حقوق زنان معتقد است، از زاویه بیولوژی انسان ها چه زن و چه مرد تمایل به چند همسری و ارتباط پس از یک جفت با جفت دیگر وجود دارد.

وی می افزاید: «از زمان شروع مالکیت خصوصی ، مالکیت زنها و کودکان هم شکل گرفت. زنها برای بزرگ کردن بچه ها به نان آور خانه نیاز داشتند.» اما دوران مدرن این چرخه را متوقف کرد. زنی که خود نان آور خانه است، دلیلی نمی بیند که بدون علاقه و عشق در یک رابطه بماند.

نسرین افضلی می افزاید: «پیشرفت پزشکی و وامکانات پیشگیری از باروری های ناخواسته دست زنها را در جدایی بازگذاشت. اینکه زنها طلاق می گیرند از فردیت خودشان حمایت می کنند وحق خواهی شان افزایش می یابد.» در دوران مدرن از آنجا که دیگر خانواده مقدس نیست. طلاق نیز تابو و زشتی دوران گذشته را ندارد.

عواقب عدم انتشارآمار طلاق

آمار طلاق معمولا برای اجرای سیاست های جمعیتی کاربرد دارد. افزون بر آن نشان دهنده ساختار الگوهای خانواده است. مهرداد درویش پور جامعه شناس معتقد است، واقعیت های کاهش ازدواج ها، پایین آمدن باروری ها سال بسال نقطه مقابل تبلیغات حکومت و بویژه شعاررهبری است که دائم بر ضرورت خانواده مقدس و گسترش باروری تاکید می کند.

او اضافه می کند: «این آمار یک ضربه روانی به اقتدار رهبری و به چالش کشیدن سیاست های تنظیم خانواده است و ناخرسندی مردم را از این سیاست ها نشان می دهد. دومین علل عدم انتشار آمار هراس از این واقعیت است که طلاق بعنوان عرف اجتماعی برسمیت شناخته شود و مشوقی شود برای دیگران و تابوی طلاق و نکوهیدن آن در جامعه شکسته شود. »

آقای درویش پور بر این باور است که با عدم انتشار آمار طلاق ما حوزه سانسور را از دگراندیشان و رسانه ها به حوزه سانسور در پیش پا افتاده ترین واقعیت های اجتماعی می کشانیم.

وی می افزاید: «نکته مثبت آن برای حکومت این است که این آمار بی آبرویی سیاست های رهبری را لاپوشی می کند.»

پیامدهای اعلام آمار طلاق

واقعیت این است که طلاق زلزله است که ساختار خانوداده را تکان داده است و روابط قدرت در خانوداده و چارچوب ها را زیر پرسش برده است. نسرین افضلی فعال حقوق زنان می گوید: پیامدهای مثبت انتشار آمار آن است که به انجام تحقیقات کارشناسان و سیاستگذاران خانواده آمار را تجزیه و تحلیل و بر اساس آن سیاستگذاری می کنند و عدم انتشار آن اتفاقی خواهد بود که برای موضوع ایدز در ایران افتاد و وضعیت بدتر شد.


نسرین افضلی فعال حقوق زنان

او ادامه می دهد :«این آمار به کنشگران حقوق زن و فعالان مدنی برای تغییر قوانین، مثل قوانین حضانت، حق دیدار مادر با فرزند کمک می کند. ۸۰ درصد زنانی که جدا می شوند، فقیر تر می گردند. بخاطر طلاق مهریه نمی گیرند. گاهی مجبورند وارد روابط ناسالم شوند.»

این فعال حقوق زنان می افزاید: این آمار کمک می کند که دولت برای زنان مطلقه، برنامه های آموزشی برای ورود به بازار کار فراهم کند. همچنین برای کودکان این مادران امتیازات دیگری مثل استفاده از مهد کودک ها و مدارس متناسب با درآمدشان بوجود آورد. در مجموع انتشار این آمار کارشناسان و جامعه را با الگوهای جدید مثل بالارفتن سن ازدواج، کم شدن تعداد فرزندان، نوع زندگی خارج از ازدواج، جدایی ها به علل مختلف آشنا می کند. بالاخره ذهنیت جمعی جامعه را برای پذیرش فرهنگ مدرن خانواده آماده می سازد.