محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

«سی پرفورمنس، سی هنرمند، سی روز»، در موزه هنرهای معاصر تهران

Access to the comments نظرها
نگارش از Euronews
«سی پرفورمنس، سی هنرمند، سی روز»، در موزه هنرهای معاصر تهران

«سی پرفورمنس، سی هنرمند، سی روز» نام فستیوالی است که ششمین دوره اش هم اکنون در موزه هنرهای معاصر تهران در حال برگزاری است.

به گفته امیر راد مدیر کانون نیومدیا که پایه گذار و برگزارکننده این فستیوال است، این فستیوال تجسمی، تنها فستیوال تخصصی پرفورمنس آرت در ایران است که هر سال میزبان ۳۰ هنرمند از حوزه‌های گوناگون هنری است. به گفته راد، این فستیوال در هر کدام از دوره‌های گذشته، در بخش عملی و تئوری بر یکی از ویژگی‌های پرفورمنس‌آرت متمرکز بوده‌ و در این دوره نیز تمرکز فستیوال بر رابطه مکان و فضا در پرفورمنس‌آرت خواهد بود.

مدیر کانون نیومدیای موزه هنرهای معاصر در توضیح بیشتر این موضوع گفت: «در سال اول ما به مسئله مخاطب و نقش او در پرفورمنس آرت توجه کردیم. در سال دوم راجع به مکان واقعی صحبت کردیم و سال بعد راجع به زمان صحبت کردیم و سال گذشته درباره پروسه پرفورمنس آرت صحبت کردیم و امسال نیز چنین رویه ای را مد نظر داریم.»

هنرمندانی چون محمدباقر ضیایی، علیرضا امیرحاجبی، امیر راد، اصغر دشتی، رامین اعتمادی بزرگ، آنیما احتیاط، رضا غیور، فراز فلاحی، مینا بزرگمهر، با کارهایشان در این فستیوال حضور دارند و هر هنرمند در مدت ۳۰ روز یک پرفورمنس‌آرت اجرا خواهد کرد.

یکی از پرفورمنس های این فستیوال، کار کسری بردبار بود که در پرفورمنس خود به نقد وضعیت اجراهای نمایشی در تماشاخانه‌ها پرداخت. در این اجرا، میزی در وسط صحنه قرار داشت که دورتا دور آن با مخروط‌های زنجیر شده ورود ممنوع پوشیده شده بود. تعداد زیادی نمایشنامه بر روی این میز قرار داشت و در کنار این نمایش‌نامه‌ها مقدار زیادی غذا چیده شده بود و چهار پرفورمر در کنار میز نشسته بودند. اکثر نمایشنامه‌هایی که بر روی میز قرار داشت، از آثار نمایشی معروف مثل در انتظار گودو بود که این روزها بیش از سایر آثار نمایشی در تماشاخانه‌های تهران اجرا می شوند.

کسری بردبار در این کار سعی کرده بود، از طریق مقایسه اجرای بی رویه و سطحی نمایش ها در ایران با خوردن غذا و زندگی مصرفی، وضعیت بلبشوی تئاتر در ایران را مورد انتقاد قرار دهد. او در مورد مضمون کار خود می گوید: «من دانشجوی تئاتر هستم و به عنوان مخاطب تئاتر پا به سالن نمایش می‌گذارم. الان روزانه بین ۱۰۵ تا ۱۲۰ نمایش در تهران اجرا می‌شود که اغلب آن‌ها قابل دیدن نیست. امروز این قدر دم‌دستی با نمایش و تئاتر برخورد می‌شود که عوامل اجرا فرقی با عوامل طبخ ندارند و یک نمایش در حد غذا خوردن پایین می‌آید. این قدر این فضا بی‌معنی شده که هر کسی به راحتی می‌تواند تئاتر کار کند. امروز با گذاشتن ۱۲ صندلی “دوازده مرد خشمگین” و با دو سطل آشغال “بازی یک و دو” بکت را کار می‌کنند.»

پرفورمنس گروه آلفا نیز مربوط به تغییر فضا با نور، موسیقی و حرکت بود. همزمان با سخنرانی امیر راد، شش پرفورمنس آرتیست گروه آلفا شروع به پخش لیوان‌هایی در میان تماشاگران کردند و با چیدن پک‌های آب میوه و شیرینی بر روی یک میز در گالری شماره ۵ موزه فضا را به گونه‌ای رقم زدند که انگار قرار است مهمانی ترتیب داده شود. با اضافه شدن موسیقی به زمینه صحبت‌های راد، شش پرفورمنس آرتیست در جای خود فیکس شده و همزمان با تغییر ملودی، پرژکتورهایی که نور ماوراء بنفش منعکس می‌کردند فضای گالری را تسخیر کردند. لیوان‌ها و برخی از اشیائی که اعضای گروه از آن استفاده می‌کردند به گونه‌ای بود که بر اثر تابش این نور، نور ویژه ای تولید کرده که همین اتفاق، فضایی غیرواقعی را به وجود آورده بود.

علیرضا امیر حاجبی نیز یکی دیگر از هنرمندان شرکت کننده در این فستیوال بود که در پرفورمنس خود، بر اساس دو الگو از جان کیج و لامونت یانگ، ۲۷ نت را در ۲۷ دقیقه خوانش کرد. امیر حاجبی در توضیح اجرای خود گفت: «این اجرا بر مبنای دو الگو از دو هنرمند شکل گرفته است. الگوی اول تا حد امکان آهسته جان کیج است که ششصد و چهل سال طول می کشد که قطعه اجرا شود و سال ۲۰۰۰ شروع شده و در سال ۲۶۴۰ در یک کلیسا هالبراشتات آلمان به اتمام می رسد. من همان ایده را کوچک کردم برای سه خط موسیقی. این سه خط می توانست در عرض یک دقیقه تمام شود که شامل بیست و هفت نت بود و من در اصل بیست و هفت دقیقه آن را اجرا کردم.»

این هنرمند پرفورمنس در مورد الگوی دوم کار خود گفت: «الگوی دوم، الگوی یک آهنگساز مینیمالیست آمریکایی به نام لامونت یانگ بود که دوستش دارم و از کارهایش تقلید می کنم. او در یک قطعه ای به نام اترنال تیاتر، تکنیکی را که من اینجا اجرا کردم را خیلی گسترده تر و با وکالیست های درجه یک هندی کار می کند و آن یک نت است که به شکل های مختلف با تلفظ های مختلف ارائه می شود.، با سر با گلو با دندان و سینه. من این دو تا ایده را میکس کردم و این ایده را ارائه دادم.»

امیر حاجبی همچنین درباره واکنش ها به اجرایش گفت: از زندگی روزمره و ترافیک و شلوغی به اینجا رسیدن سخت است. امروزه برای افراد همه چیز زود تمام می شود. این که تو بشینی و صبر کنی و از وضعیت عادی زندگی خارج شوی و گوش بدهی به تک تک این نت ها. اعوجاج های بدن پرفورمر را نگاه کنی. خوب معلوم است که این ها کمی سخت است اما شاید احتیاج است که موزیسین های ما، موزیسن های حرفه ای ما یک کارهایی در این حیطه انجام بدهند که یک مقدار صبر مخاطب تغییر کنید.

به گفته این هنرمند؛ «لامونت یانگ، سه ساعت قطعه دارد بر چهار نت و چهار هارمونی. من نمی گویم همه بیایند این جوری گوش بدهند ، موسیقی پاپ احتیاج هست ، موسیقی راک و جز، هم احتیاج هست اما این ها یک کم از موسیقی جلوتر است. بعد از موسیقی است چرا که تو با هنر شنیدن سر و کار داری تا تولید صدا.»

در یکی دیگر از اجراها- پرفورمنس آنیما احتیاط- پیش از ورود مخاطبان به گالری شماره پنج که محل اجرای پرفورمنس بود به هر مخاطبی یک شماره داده می شد که به نوعی هویت او برای ورود به اجرا محسوب می‌شد. مخاطب پس از ورود به گالری با زنی مواجه می‌شد که دو سطل بزرگ جلوی خود قرار داده بود که در یکی از آن‌ها مقدار زیادی تخمه آفتاب گردان ریخته شده بود و زن شروع به خوردن این تخمه‌ها می کرد. بعد از مدتی که همه مخاطبان در محل نشستند، اجرا کننده با خواندن شماره‌هایی که پیش از این به مخاطب داده بود هر یک از افراد را به گوشه‌ای برده و از آن‌ها می‌خواست که دست خود را به داخل دریچه‌ای وارد کنند و زمانی که او دستش را از دریچه وارد می‌کرد، مهری که نقشی از یک پرنده داشت بر روی دستش نقش می‌بست و یا بر روی آن نقاشی کشیده می‌شد. پس از آن، آنیما احتیاط، مخاطب را برای نشان دادن کتابی به بیرون از فضای گالری می‌برد و در نهایت کتابی را به دست مخاطب می‌داد و از او می خواست که کتاب را نگه دارد.

آنیما احتیاط در توضیح شیوه پرفورمنس خود گفت: «نکته‌ای که در این اجرا اهمیت داشت آن است که به هیچ وجه این پرفورمنس، اجرایی مشارکتی نیست. در حقیقت مخاطب نمی‌تواند در خارج و بیرون از چارچوب خواست گروه کاری را انجام دهد و من این نکته را در پیش از اجرا به مخاطب عنوان کردم.» به گفته این هنرمند، او با این کار می‌خواست واکنش مخاطبان را مشاهده کند.

پارسا صمدپور نیز در پرفورمنس خود با الهام از تصویری از یک فیلم بلاتار، سینماگر مجار، مخاطبان را به صف کرد و آنها را در مقابل تصویری از مردم جنگ‌زده اروپا قرار داد. در نهایت، مخاطب هنگام خروج از گالری، با تصویری از خود که در صف ایستاده بود مواجه می‌شد و گواهی ای نیز به دست او داده می‌شد که در آن نوشته شده بود: «گواهی شرکت در تماشای “اسب تورین” اثر بلا تار.»

امسال بخش جدیدی نیز به نام «ویدیو پرفورمنس» هم به فستیوال «سی پرفورمنس، سی هنرمند، سی روز» اضافه شد که طی آن تعدادی از ویدیو پرفورمنس ها برای نخستین بار در این فستیوال به نمایش درمی‌آید. «ویدئو پرفورمنس» یک شیوه بیانی جدید است که برای نخستین بار در ایران معرفی می شود.

ششمین «فستیوال سی پرفورمنس، سی هنرمند، سی روز» همه روزه تا سی ام دی‌ماه در موزه هنرهای معاصر تهران برپاست.