خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

نمایش و نقد فیلم خاک با حضور مسعود کیمیایی

نمایش و نقد فیلم خاک با حضور مسعود کیمیایی
اندازه متن Aa Aa

فیلم خاک در سینما تک خانه هنرمندان

فیلم خاک، ساخته مسعود کیمیایی با حضور کارگردان آن در سینما تک خانه هنرمندان تهران به نمایش درآمد.

خاک که در سال ۱۳۵۲ بر اساس قصه ای از محمود دولت آبادی و با شرکت بهروز وثوقی، فرامرز قریبیان، فرزانه تاییدی، جلال پیشواییان و جعفر والی ساخته شد، داستان مردی به نام باباسبحان و دو پسر اوست که ارباب فرنگی روستا، قصد دارد به کمک مباشر شرورش غلام، زمین مزروعی آنها را به زور از چنگشان درآورد. اما صالح و مسیب(فرزندان باباسبحان) امتناع کرده و با غلام درگیر می شوند. مسیب در نزاع با غلام و نوچه هایش کشته شده و صالح نیز زخمی می‌شود و به خاطر اصابت ضربه‌ بیل بر سرش، تعادل روانی خود را از دست داده و کارش به جنون می کشد.

سینما تک خانه هنرمندان تهران اخیرا اقدام به نمایش برخی از فیلم های قدیمی سینمای ایران کرده است. این فیلم ها که پیش از انقلاب ساخته شده، عمدتا متعلق به فیلمسازان غیرمتعارف و جریان هنری سینمای ایران است که به دلایل ممیزی از جمله حضور بازیگران ممنوع التصویر مثل بهروز وثوقی امکان نمایش عمومی در ایران را ندارند.

نقد فیلم خاک و اقتباس ادبی در سینما
بعد از نمایش فیلم خاک، جلسه نقد و بررسی این فیلم با حضور فیلمساز (مسعود کیمیایی) و دو منتقد فیلم یعنی جواد طوسی و کیوان کثیریان برگزار شد.

در آغاز این نشست، جواد طوسی با اشاره به موضوع اقتباس ادبی در سینمای ایران گفت: «خاک را می توان نمونه مناسبی برای بحث در خصوص اقتباس ادبی در سینما دانست. از این طریق می توان به تفاوت های اقتباس ادبی در کار کیمیایی با دیگر فیلمسازان هم دوره اش مانند داریوش مهرجویی نیز پی برد. مرور سینمای ایران نشان می دهد وام گرفتن از ادبیات داستانی و نمایشی بسیار محدود بوده است و این عدم استقبال، بیشتر به فضای فرهنگی جامعه برمی گردد؛ به نظر می رسد سوء تفاهمات پایان ناپذیر بین فیلمسازان و نویسندگان باعث شده راهی به سمت اقتباس ادبی گشوده نشود و مسائل مربوط به ممیزی نیز بر مشکلات افزوده اند.»


جواد طوسی

شیوه اقتباس کیمیایی از داستان آوسنه باباسبحان نوشتۀ محمود دولت آبادی در فیلم خاک، باعث اعتراض این نویسنده شد و جنجال‌آفرين شد. کیمیایی در اقتباس از داستان دولت آبادی، شخصیت های اصلی را حفظ کرده اما با تغییر شخصیت های فرعی مثل جایگزین کردن ارباب زن فرنگی به جای عادله خانم(بیوه مالک ده) و یا تغییر مناسبات میان شخصیت ها، خواسته است جنبه دراماتیک تری به داستان دولت آبادی بدهد اما این کار با اعتراض نویسنده مواجه شد.

اختلاف کیمیایی و دولت‌آبادی بر سر اقتباس از داستان نویسنده
جواد طوسی در مورد اختلاف بین کیمیایی و دولت آبادی بر سر فیلم خاک گفت: «زمانی که فیلم “خاک” ساخته شد، محمود دولت آبادی ابتدا از تاثیرگذاری فیلم گفت ولی در ادامه انتقاداتی به فیلم وارد کرد که از نظر رفتارشناسی حرفه ای متقاعدکننده نبود. زمانی که انعطاف پذیری از جانب نویسندگان وجود ندارد، حتی با وجود متریال مناسب، فیلمساز آنقدر منفعل و بی انگیزه می شود که برای پرهیز از جنجال های بعدی قید اقتباس ادبی را می زند.»

به اعتقاد این منتقد سینمایی، این حق فیلمساز است که پس از توافق اولیه با نویسنده، امکان دخل و تصرف و بازنگری در متن را داشته باشد.

جواد طوسی، فیلم “خاک” را یکی از چند فیلم برتر در کارنامه فیلمسازی مسعود کیمیایی دانسته و گفت: «در این فیلم شاهد یکی از بهترین تعاملات سینمایی کیمیایی و نعمت حقیقی هستیم؛ تفاهم کارگردان و فیلمبردار در میزانسن “خاک” عملا به نمونه ای قابل استناد بدل شده است. نورپردازی های درست و حرکت دوربین در خدمت ضرباهنگ برانگیزاننده فیلم به خوبی خود را نشان می دهد. اینگونه است که دوربین نامنفعل توانسته تماشاگر را با شخصیت های فیلم همدل و همراه کند. موسیقی عالی فیلم که برگرفته از مرثیه های ایام محرم است نیز در همین مسیر قرار می گیرد.»


جلسه نقد و بررسی فیلم خاک با حضور مسعود کیمیایی

مسعود کيميايی که زمان اکران فیلم خاک در برابر اعتراض دولت آبادی سکوت کرده و چیزی نگفته بود، در پاسخ به سوال کیوان کثیریان در خصوص نحوه اقتباس ادبی در فیلم هایش گفت: «دنیای واژه و تصویر متفاوت است و زمانی که شما واژه را عکس نویسی می کنید عملا نگاه خود را وارد می کنید. اما حتی اگر به حرف کلمات هم گوش دهیم، باز هم از دنیای نویسنده آن فراتر می رود. از نگاه من، فیلمساز، مستخدم نویسنده نیست، حتی اگر نویسنده ی متن خودِ فیلمساز باشد. در همه اقتباس های ادبی که داشتم با مشکلاتی مواجه بودم اما سخت ترین آنها همین فیلم “خاک” بود. چرا که محمود دولت آبادی خود از نویسندگی تا سینما و تئاتر در همه جا سر داشت. اوایل هم یکی دوبار فیلم را دید و خوشش آمد و تظاهراتی هم داشت، منتها در ادامه در آن جزوه مخالفت هایش را هم گفت که بیشتر به شخصیت زن فرنگی فیلم مربوط می شد. اما به هر حال در آن دوره برای گفتن از تصرف زمین لازم بود که این شخصیت خارجی باشد، فارغ از اینکه اهل کجا باشد. هر زمان با نویسنده ای به توافق می رسم، بر سر اقتباس آزاد توافق می کنم و از این بابت تکلیفم روشن است که می توانم نگاهی آزاد به اثر داشته باشم. ضمن اینکه چند اثر که قصد اقتباس از آنها داشتم را کنار گذاشتم چرا که گذر از آنها با سینما دشوار بود.»

سرگذشت فیلم خاک از زبان کارگردان
کیمیایی در مورد علت انتخاب اسم “خاک” و نقش فریدون گله در این انتخاب گفت: «در آن زمان طرح خوبی داشتم که اسم آن “زخم معصوم” بود. مرحوم گله به من گفت این سناریو را به من بده و من یک اسم خوب به تو می دهم. قبول نکردم تا اول اسم را بگوید، که گفت “خاک” و من هم گفتم خیلی خوب است. من هم آن طرح را به او دادم که تبدیل شد به فیلم کندو.»

مسعود کیمیایی، فیلم خاک را یکی از پرمخاطره ترین فیلم های خود خواند و در مورد منابع الهام بخش سینمایی و تاریخی اش گفت: «ما با فیلم های وسترن بزرگ شدیم و این قضیه در شکل گیری ذهنیت ما و نحوه ترسیم قهرمان و شکست و پیروزی تاثیرگذار بود. در وسترن آدم را داریم وطبیعت، و رویارویی خوب و بد و سیاه و سفید. اما زمانی که فیلم ساختم تلاش کردم فیلمم ایرانی و راجع به مسائل خودمان باشد. مسائل زیادی داشتیم که از کنارش می گذشتند و به آن نگاه نمی کردند، پس سعی کردیم این بی مسئولیتی را در آن سالها نقد کنیم. ما در دوران کودتای ۳۲ رشد کردیم، دورانی که جایی برای آدم متوسط باقی نمی گذاشت. تصمیمات در خیابان و جایی مثل میدان بهارستان گرفته می شد، در این فضا شما نمی توانستید بی عقیده باشید. آدم های مختلف با عقاید گوناگون می آمدند تا خود را به یکدیگر اثبات کنند، ما هم در سنین جوانی بودیم و باید تصمیم می گرفتیم که به کدام سو حرکت کنیم.»


مسعود کیمیایی

کیمیایی همچنین در مورد بازی زنده یاد جعفر والی(بازیگر تئاتر و سینما که چند روز قبل درگذشت) در فیلم خاک گفت: «مرحوم والی آدم آگاه و شش دانگی در عرصه تئاتر بود. اما بازی سینما را سخت انجام می داد چرا که overact داشت و مدام باید او را آرام می کردیم. در تئاتر به دلیل فاصله موجود میان تماشاگر و بازیگر، شما ناچارید به گونه ای بازی کنید که این فاصله در آن لحاظ شود. نگاه شما دیده نمی شود و این بدن شماست که نگاه را بازی می کند. اما والی در فیلم “خاک” به خوبی اینها را اندازه کرد. اگرچه در اوایل فیلم می بینیم بازی “بابا سبحان” کمی تند است، اما به تدریج بهتر می شود.»

کیمیایی: سینما دارد از دست می رود
مسعود کیمیایی، در پایان این جلسه در انتقاد از وضعیت سینمای امروز جهان گفت: « به نظر می رسد خودِ سینما دارد از دست می رود، اتفاقی که به عنوان مثال برای موسیقی یا نقاشی نیفتاده است. امروز هر فردی با یک موبایل می تواند جهانی خلق کند که شبیه مابقی محصولات تولید شده در این عرصه است؛ اما می بینیم خلاقیت و ذهنیت فردی آدم ها در آن کمرنگ شده است. این حرف ها بر علیه مدرنیته و دنیای دیجیتال نیست، اما به هر حال دارد سینما را با خودش می برد. روزی هم فرا می رسد که باید جان بکنیم تا خودمان را از این دستگاه موبایل پس بگیریم.»

کیمیایی، در دفاع از سینمای اجتماعی گفت: «باید در حادثه بود و حرف از حادثه زد، نمی شود بیرون حادثه ایستاد و در مورد آن چیزی گفت. من نمی توانم از این سرزمین بروم و بعد بخواهم از تاریخ این دوره ی سرزمینم حرف بزنم. باید درون حادثه باشم و طعم آن و کوچه پس کوچه ها را حس کنم. من نمی توانم از سینمای اجتماعی دور باشم، چون در آن زندگی می کنم و با من کار دارد و من هم با آن کار دارم و هستی ام به آن گره خورده است. نمی توانم از سینمای اجتماعی و پیاده رو و سینمای مردم و سینمای لهجه شهری دور شوم.»