خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

پدیده «داعش» یا ظهور تفکر ویرانگر

نگارش از Euronews
پدیده «داعش» یا ظهور تفکر ویرانگر
اندازه متن Aa Aa

از دو ماه پیش ائتلاف بین المللی ضد داعش، نبرد برای بازپس گیری موصل را آغاز کرده است. موصل آخرین سنگر گروه موسوم به «دولت اسلامی» در خاک عراق است. این حمله ابعاد وسیعی دارد و تمام کشورهای عضو این ائتلاف از مدتها پیش خود را برای این نبرد استراتژیک آماده کرده اند. هدف، نابودی حکومت ابوبکر بغدادی است.
از سوی دیگر، و برغم بمبارانهای شدید نیروی هوایی روسیه علیه مواضع داعش، این گروه تروریستی کنترل شهر پالمیرا در استان حُمص سوریه را بار دیگر در دست گرفته است. در حالیکه نیروهای ارتش سوریه در ماه مارس ۲۰۱۶ طی چند هفته توانسته بودند، نیروهای داعش را وادار به عقب نشینی از این شهر کنند.

حکومت اسلامی از نظر البغدادی

از نظر ارسطو، فیلسوف یونانی اساس سیاست، شهر و اجتماع سیاسی است. اما در ادبیات داعش، اساس شهر (دولتشهر)، اطاعت از حاکم است. در دولتشهر داعش، منظور از جامعه سیاسی، امتی است که با هدف تبليغات سياسي يا پروپاگاندا برای بازگرداندن عظمت اسلام تشکیل می شود.

از یک دیدگاه دورکهایمی ظهور داعش برای محافل دانشگاهی چیز تازه ای است که هنوز فرصت درکش را نداشته اند. استراتژی داعش بر اساس مفهوم «جهاد» تداوم اندیشه های افراطی و ویرانگر قرن سیزدهم میلادی است. شکلهای مختلفی که داعش در صحنه بین المللی ظاهر می شود و توان ضربه های رسانه ای داعش از طریق خبرگزاری «اعماق» برای همه تعجب آور بوده است. طنین این خبرگزاری هم از نظر سیاسی، و هم از نظر استراتژیک چالش برانگیز است. از سال ۲۰۱۳ میلادی، این سازمان تروریستی وجود خود را بر دستور کار قدرتهای بین المللی تحمیل کرده است و تخم وحشت را در اروپا کاشته است.

ابوبکر بغدادی، که خود را خلیفه دولت اسلامی نامیده است، از اینکه طرفدرانش او مانند یک بت می پرستند، لذت می برد. او خواهان اطاعت است و می خواهد که با او بیعت کنند. ابوبکر بغدادی بر اندیشه معدود متفکران تاریخ اسلام که از مفهوم «جهاد» و بکارگیری نیروی مسلحانه دفاع کرده اند، تکیه می کند. این جریانات فکری از قرن یازدهم میلادی و طی ادوار مختلف پدیدار شدند. اما در هر کدام از این دوره ها،استفاده از ابزار زور، به خاطر تلاش برای خنثی کردن ظرفیتهای تاریخی با شکست مواجه شد.

در دیدگاه البغدادی که بر مخالفت با هر نوع اصلاح در تفکر عربی اسلامی تأکید دارد، سوء تفاهم تاریخی عمیقی وجود دارد. البغدادی اصل شورا را فراموش می کند و به مفهوم «فتنه» متوسل می شود. برای او هر نوع شورش و اصلاح، بخشی از توطئه علیه اسلام است و راه حل، جهاد علیه مسیحیان و مسلمانان دیگر است که از نظر او سرچشمه کفر هستند.

نگرش افراطی ابن تیمیه، زمینه ساز وهابیت

البغدادی دخالت نظامی ایالات متحده آمریکا در عراق را که در زمان دولت جورج دبلیو بوش رخ داد، نقطه آغاز بسیج هم پیمانانش می داند. او به این منظور، بر جریانات فکری ای در تاریخ اسلام تکیه می کند که بویژه در قرون یازدهم، سیزدهم و هجدهم میلادی استفاده می شد.

در قرن یازدهم میلادی، عمر خیام، شاعر و ریاضیدان ایرانی اشعاری در مدح شراب و زنان می نوشت که در «رباعیاتش» جاودانه شده است. در مقابل او، حسن صباح فرقه هایی را سازمان داد که هدفشان پراکندن ترس و وحشت بین بزرگان و وزرا بود. او مأمورانش را برای مسموم کردن یا خفه کردن کارگزاران حکومت می فرستاد. این مأموران به مصرف حشیش شهرت داشتند و در عربی به آنها «حشاشین» می گفتند که منشأ لغت «assassin» در زبانهای غربی است.

در میانه قرن سیزدهم میلادی ارتش مغول از شرق آسیا حمله و ایران را اشغال کرد. در سال ۱۲۵۸ میلادی، مغولها از جنوب روسیه و شمال چین به بغداد حمله، و این شهر را اشغال کردند. پس از آن، دمشق و قاهره هم در معرض خطر حمله مغولها قرار گرفت.

با اعدام آخرین خلیفه عباسی، سلسله خلفای عباسی که از سال ۷۵۰ میلادی آغاز شده بود، به پایان رسید. در دوران حکومت عباسیها فرهنگ اعراب بسیار گسترده شد و عواملی از فرهنگ پارسیها و یونانی ها را در خود ادغام کرد.

وقتی بغداد تسلیم مغولها شد، ارتش هلاکو خان، نواده چنگیز به تنوع فرهنگی که پنج قرن دوام آورده بود خاتمه داد. در واقع شخصیتی تاریخی به نام «ابن تیمیه» با استفاده از حمله مغول در برابر این پیشرفت روشمند قد علم کرد. او شروع به تبلیغ آیینی کرد که که تنها وتنها یک تفسیر از دین را می پذیرفت.

عباسیهایی که می خواستند علیه مغولها نیرو بسیج کنند به ممالیک متوسل می شوند. ابن تیمیه از ترکیه عازم دمشق بود، از جنگ بین ممالیک و مغولها استفاده کرد. ممالیک، تشنه قدرت، نفود ابن تیمیه و آموزه های او در تشویق جهاد را بکار گرفتند.

فردی به نام سیف الدین قطز که در جوانی اسیرمغولها بود و در سوریه به بردگی فروخته شده بود، با ارتشی عظیم از قاهره به سوریه بازگشت تا اولین کسی باشد که مغولها را شکست می دهد. به این ترتیب اولین شکست مغولها و به دنبال آن عقب نشینی امپراطوری آنها در خاک سوریه رخ داد.

این پیروزی، منجر به اشاعه افکار ابن تیمیه شد. او با هر نوع بدعت یعنی نوآوری و اضافه کردن در دین مخالف بود. ابن تیمیه طرفدار اطاعت از حاکم بود. بنا بر آموزه های او هر نوع مخالف اعم از مسلمان یا مسیحی را باید از میان برداشت.

ابن تیمیه همچنین به عقاید بسیاری از متفکران پیش از خود، از جمله فارابی، ابن سینا، الکندی و زکریای رازی شدت حمله کرد و ابن عربی را کافر می دانست. نگرش تعصب آميز و جنجالی ابن تیمیه مناقشات زیادی در بر داشت و باعث شد که او بارها توسط مملوک به زندان بیفتد و در آخر هم زندان جان سپرد. مرگ او در واقع پایان اولین موج تفکرات «جهادی» در قرن سیزدهم میلادی بود.

افکار عبد بن الوهاب، نقطه عطف سلفی گری

مفهوم «جهاد» از نظر ابن تیمیه منجر به رجعت فرهنگی در پایتخت کشورهای عربی از جمله قاهره شد. ابتدا تحت حکومت ممالیک و سپس در دوران امپراتوری عثمانی، رجعت فرهنگی باعث سوء استفاده های مذهبی شد. در این اوضاع در عربستان محمد بن عبدالوهاب (بینانگذار وهابیگری در قرن هجدهم) ظاهر می شود.

عبدالوهاب در سال ۱۷۰۳ میلادی به دنیا آمد و بازگشت به ریشه ها و پرهیز از اعمالی را تبلیغ کرد که از نظر او مصداق شرک بودند. به دلایل سیاسی، ابن سعود بنیانگذار اولین دولت سعودی، بر این موج نوین ارتجاع مذهبی تکیه کرد: خواستِ تشکیل دولت، باعث بسیج مردم نمی شد به این دلیل ابن سعود به مواعظ عبدالوهاب متوسل شد تا مردم را به جهاد در برابر آزادی فکری بخواند.

اهداف سیاسی ابن سعودهمچنین باعث شد که روایت جدیدی از واژه «شهادت» نیز به تعالیم دین اسلام افزوده شود. ظهور اسلام سیاسی و تولد آیین وهابیت به این شکل رخ داد. بر اساس این آیین، تنها و تنها یک تفسیر برای تمام کتب مقدس وجود دارد، و برای اداره افراد و خانواده اطاعت از اولیای امور واجب است.

وهابی ها اندیشه های ابن تیمیه را احیا می کنند که بر اساس آنها هر کس می تواند غیر را از شریعت اسلام پیروی نمی کند، مرتد اعلام کند. در اوایل قرن نوزدهم میلادی در سال ۱۸۰۲، وهابیها وارد شهر کربلا شدند و اکثر ساکنان شهر را کشتند. مساجد را ویران و هر چه را در آنها بود غارت کردند. در سال ۱۸۰۳ میلادی به شهر طائف حمله کردند. مردها را قتل عام کردند و زنان و کودکان را به بردگی گرفتند. بین سالهای ۱۸۱۱ و ۱۸۱۸ میلادی ارتشی از قاهره فرستاده شد تا با وهابیها بجنگد. این ارتش در شهر درعیه که مرکز وهابیها بود، با آنها روبرو شد.

بدنبال این حمله، شهر ویران و امیر السعود اعدام شد. با کشه شدن او اولین موج خیزش وهابیت به پایان رسید. به همین دلیل هم عده ای حمله ائتلاف جهانی ضد داعش برای آزاد کردن شهر موصل را به ارتش سلطان مصر در ۱۸۱۱ تشبیه می کنند که درعیه را ویران کرد تا به کشتارهایی که به دست وهابی ها انجام می شد پایان دهد.

ظهور داعش، رستاخیز حسن صباح؟

فقدان الگوی اندیشه سیاسی در کشورهای عرب ظرفیت آنها برای مقابله با اندیشه های افراطی را تضعیف می کند. در اندیشه اسلامی اغلب مفهوم «جهاد» مطرح می شود که بر خشونت تأکید دارد. جهاد مفهموم مهم دیگر را نادیده می گیرد و آن مفهوم «اجتهاد» است که قرنهاست از فرهنگ لغات اسلام سنی حذف شده و متضمن ابتکار عمل از طریق تفکر و دانش است.

جهادگرایی در قرن بیست و یکم از همان تبلیغاتی بهره می برد که در قرون سیزدهم و هجدهم مشوق این اندیشه بوده اند. اما در کنار مساجد و مدارس قرآن در هزاره سوم، بُعد ارتباطی تازه ای نیز در صحنه ظاهر شده است: اینترنت و شبکه های اجتماعی.
البغدادی ساعت رولکس را به دست راستش می بندد و برای پایان توطئه ای که امتش را تهدید می کند خواهان «قیام القیامه» است. آموزش پیروانش با کشف «حقیقت» و با معنای مخفی آیات قرآن آغاز می شود.

اما واقعیت البغدادی، یادآور حسن صباح در قرن یازدهم است. داعش با توسل به مفهوم «جهاد» جنگی تازه برای برپایی دوباره خلافت را رهبری می کند. مخالفت ابوبکر بغدادی، با لائیسیته، احیاگر روایت ابن تیمیه و عبدالوهاب از دین، یعنی جهاد علیه «غیر»است. از این منظر، «شهادت» نیز در به معنای قربانی کردن خود در راه «جهاد» هدف نهایی هر داعشی است.