خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

صلح طالبان با دولت افغانستان؛ مانع اصلی مذاکرات بین‌الافغان چیست؟

نظرها
مطالب بیان شده در مقاله های بخش دیدگاهها، تنها نظر شخصی نگارنده مطلب است
اندازه متن Aa Aa

طالبان پس از نهایی شدن مذاکرات‌شان با آمریکایی ها در قطر، تعهد سپردند که خشونت ها را کاهش داده و در میز مذاکره با دولت افغانستان حاضر شوند. آمریکایی ها نیز به نیابت از حکومت افغانستان تعهد سپردند تا پنج هزار زندانی طالب از زندان های این کشور آزاد شوند. تا اکنون ۴۶۸۰ زندانی طالب توسط حکومت افغانستان آزاد شده‌اند. گروه طالبان می‌گویند آنان نیز بیش از یک هزار و یکصد سرباز و نیروهای دولت افغانستان را آزاد کرده‌اند. آنچه ظاهرا مانع آغاز مذاکرات بین‌الافغان است ظاهرا آزاد نشدن ۳۲۰ زندانی باقی مانده طالب است که به جرایم سنگین محکوم بوده و کشورهایی چون استرالیا، فرانسه و آمریکا با رهایی آنها مشکل دارند. از این میان شش تن آنها در قتل سربازان فرانسوی و سه تن دیگر در حمله بر سربازان استرالیایی و آمریکایی دست داشته اند. به هر دلیل، به نظر می رسد پس از گذشت چندین ماه از امروز و فردا شدن آغاز گفتگوهای صلح میان طالبان و دولت افغانستان، طرفین درگیر هنوز حاضر نیستند رو در رو با هم گفتگو و مذاکره کنند.

آزادی ۳۰ کماندو؛ پیش شرط تازه دولت افغانستان

حکومت افغانستان به تازه گی پیش شرطی را برای آغاز مذاکرات مطرح کرده است؛ رهایی ۳۰ کماندوی افغان که هنوز در بند طالبان هستند و ظاهرا در زندانی در پاکستان به سر می برند. بر اساس مواد موافقت نامه آمریکا-طالبان، هزاران زندانی طالب و همچنین سربازان اردوی افغانستان که در اسارت طالبان به سر می‌برند، در خلال سه ماه پس از آغاز مذاکرات بین‌الافغان باید آزاد شوند. اما ظاهرا طالب ها باور به پایان جنگ از راه مذاکره و مصالحه ندارند و طولانی شدن زمان جنگ را به سود خویش محاسبه کرده است. در این میان آنچه واضح است، وجود اتفاق نظر همه افغان ها به آمدن صلح است و اینان برای پایان خشونت ها در کشور شان لحظه شماری می کنند. حال با وجود چنین اجماعی، چه موانعی بر سر راه صلح در کشور وجود دارد؟ چرا طالبان و حکومت افغانستان برای آغاز جدی و زود هنگام گفتگوها بی رمق و کم میل به نظر می رسند؟ و چرا هر بار که دم از مصالحه زده می شود، آتش جنگ شعله ور تر می گردد؟

خروج آمریکا و جسارت طالبان برای تصرف کابل

آمریکایی‌ها تحت سیاست و ریاست جمهوری دونالد ترامپ بنا دارند که از افغانستان خارج شوند. آمریکایی ها با قبول خارج کردن نظامیان خود از افغانستان، در مذاکرات شان با طالبان امتیازهای بزرگی به این گروه دادند و این باعث شد طالبان جسارت بیشتر یافته و با ادبیات آتش و جنگ با حکومت افغانستان به دیالوگ بپردازند. موضعگیری های سخن گویان این گروه بیانگر کم میلی این گروه به صلح و غرور ناشی از امتیاز های کلانی ست که به باور بعضی تحلیل گران افغان، آقای خلیلزاد به آن ها داده است. طالبان در این روز ها با آرایش نظامی تازه و نزدیک شدن به مراکز کلان شهرها، در پی آوردن فشار حد اکثری به حکومت افغانستان و ایجاد بیم و ترس در میان شهروندان این کشور است، تا از این طریق بتوانند رقیب را وادار کند تا در برابر تمام پیش شرط های شان زانو بزند. بر بنیاد بعضی گزارش ها، عده ای از نظامی های طالب باور به بر اندازی نظام داشته و هوای سقوط کابل را در سر دارند. مصداق این مدعا حضور گسترده ی افراد این گروه در ولسوالی های اطراف کابل و مانور های نظامی این گروه در این مناطق است. طالبان در ولسوالی های پغمان، شکر دره، بوت خاک و سایر مناطق اطراف شهر، مردمانی را که با حکومت کار می کنند تهدید به ترک وظیفه های شان کرده و به آنها هشدار داده، در صورت ادامه همکاری با دولت، نگران جان خود باشند. طالبان فکر می کنند با خروج آمریکایی ها، می توانند حکومت افغانستان، یا به قول خودشان « اداره کابل » را سقوط داده و چتر امارت اسلامی را بر فضای کشور بگسترانند، امری که امروز پس از بیست سال مشق مردم سالاری توسط افغان ها و حضور یک اردوی متحد در کشور، اگرچه ناممکن نیست اما زیاد هم محتمل به نظر نمی رسد.

مذاکره و صلح نیازمند مصالحه است

یکی از اصول مذاکره این است که برای رسیدن به صلح و پایان خشونت، طرف های منازعه باید از خواست های شان کوتاه بیایند و نرمش در رفتارهایشان نشان دهند، امری که در افغانستان نه طالب و نه حکومت تلاشی در آن راستا نکرده اند.

نخبگان سیاسی بر سر قدرت در کابل حاضر نیستند رهبری دم و دستگاه حکومت را بدست طالب و یا حکومت موقت بدهند. آنها تاکید دارند که طالب ها باید به حکومت افغانستان تحت پرچم حمهوریت ادغام شوند و از راه مبارزات سیاسی خود را برای حضور در صحنه سیاسی کشور آماده سازند. به باور آنها دامن جمهوریت به قدری فراخ است که طالب و غیر طالب، همه را در خود جا داده و برای همه زمینه مشارکت مساوی در قدرت سیاسی را فراهم می کند.

ولی طالب ها که از دست نشانده و غیرمستقل بودن دولت افغانستان دم می زنند، حاضر نیستند با چنین ساز و کاری به صورت کامل موافقت کنند، و تلاش می کنند به باور خودشان مدل اسلامی تری از حکومت داری را در کشور مستقر سازند، دیدگاهی که امروز بسیاری از شهروندان این کشور آن را بر نمی‌تابند.

جنگ طالبان و دولت؛ جنگ سنت و مدرنیته؟

با چنین وضعیتی عملا شاهد شکل گیری دو صف عمده سیاسی-اجتماعی در افغانستان هستیم؛ در یک طرف طالبان و گروه های اجتماعی که بیشتر سنت گرا و محافظه کار بوده و با این گروه پیوند و سنخیت فکری دارند و در صف دیگر مردمانی که طرفدار حفظ و بیشتر شدن آزادی های مدنی بوده و سبک زندگی مدرن را برگزیده اند. ریشه‌های این منازعه ی بغرنج در آستانه دامنه دارتر شدن است. دیده شود روز و روزگاری صلح در این کشور تامین خواهد شد و مردمان این سرزمین حاضر خواهند شد برای همزیستی مسالمت آمیز از بعضی خواسته های خود گام پس بکشند!؟

سر در گمی در وضعیت گفت و گوهای صلح بر نگرانی شهروندان افغان افزوده و دیده شود این کش و قوس ها تا به کجا ادامه پیدا می‌کند. خواست افغان ها از طرف‌های درگیر شر کمتر است نه خیر مطلق. اخیرا برگذاری لویه جرگه صلح در کشور و کارت سبز بالا کردن اعضای این جرگه به رها سازی ۴۰۰ زندانی باقی مانده طالب از بند حکومت، موجی از امید را در دل افغان‌ها برای شروع گفت و گوهای رو در روی صلح و کاهش خشونت‌ها ایجاد کرده بود. ولی با مطرح شدن بهانه های تازه از جانب اطراف منازعه، یک بار دیگر افق این امید ها دورتر و دورتر گردید. نزدیک شدن طرف‌های جنگ به پای میز مذاکره، هر از گاهی موجی از امید و خوش‌بینی را در ذهن شهروندان این کشور ایجاد می کند، خوش بینی‌هایی که دیری نپاییده است.