خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

مدیر سابق مایکل شوماخر: ماشین‌های فرمول۱ فنّی‌تر و راندنشان آسانتر شده

Access to the comments نظرها
euronews_icons_loading
مدیر سابق مایکل شوماخر: ماشین‌های فرمول۱ فنّی‌تر و راندنشان آسانتر شده
کپی رایت  euronews   -   Credit: Dubai Tourism
اندازه متن Aa Aa

فلاویو بریاتوره، تاجر موفق ایتالیایی و یکی از چهره‌های تأثیرگذار در توسعهٔ تجاری مسابقات فرمول۱ است. یورونیوز أوائل ماه اوت، در موناکو گفتگویی را با وی انجام داده که مشروح آن را در زیر می‌خوانید.

یورونیوز: فلاویو بریاتوره، بسیار ممنون که در گفتگو با یورونیوز شرکت کردید. از آغاز کارتان بگویید. آیا از اول می‌دانستید که می‌خواهید وارد کسب‌وکار شوید؟

فلاویو بریاتوره:‌ بله، مثل بقیه. بعضی‌ها کارشان می‌گیرد و بعضی‌ها هم نه. ولی فکر می‌کنم هر کودک،‌ یا زن و مرد جوانی می‌خواهد موفق بشود.

یورونیوز: اواخر دههٔ هفتاد بود که لوچیانو بِنِتون را دیدید. زمان تعیین‌کننده‌‌ و مهمی در کارنامه‌تان بود.

بریاتوره: می‌دانید،‌ همه به کمک احتیاج دارند. از یک نظر همه‌چیز با بنتون شروع شد!‌ لوچیانو مرد موفقی بود. اما کسی بزرگی واقعی او را نمی‌شناخت،‌ متوجه هستید؟ منظورم این است که خیلی‌ها را می‌بینید، اما دوست واقعی خیلی کم‌‌ است. و زندگی من قطعا با او عوض شد.

یورونیوز: فرمول۱ را با بنتون و رنو چطور شروع کردید؟

بریاتوره: اول اصلا نمی‌خواستم وارد فرمول ۱ بشوم. به عمرم مسابقهٔ ماشین ندیده بودم. خانوادهٔ بنتون خرج تیم‌ را می‌داد. هیچ حامی مالی هم در کار نبود. انگیزه‌شان فقط علاقهٔ شخصی بود. دو سه ماهی طول کشید تا به آنها حالی کنم که چه باید بکنند تا از این کار پول در بیاید. با این کار بخش مالی بنتون خیلی خیلی بهتر شد و لوچیانو از من خواست تا مدیر تجاری شرکت بشوم. من هم همه را اخراج کردم،‌ مدیر اجرایی و هر کس را که او با خودش آورده بود بیرون کردم. اینطور بود که توانستیم هزینهٔ تیم را به‌شکل درست تأمین کنیم. برای برنده شدن رانندهٔ طراز اول می‌خواستیم. راننده‌ها هم سراغ ما نمی‌آمدند چون برند ما تی‌شرت‌‌ساز بود. می‌ٔدانید یعنی مثلا در کنار اسمهایی نظیر فراری، مک‌لارن، ویلیامز ما بنتون بودیم که کارش لباس بود. خب، خنده‌دار بود که اسم تیم فرمول ۱ بنتون باشد.اما این زیاد طول نکشید چون زود به رقبا رسیدیم و در ۱۹۹۲ مایکل شوماخر را پیدا کردیم. اینجا دیگر تی‌شرت‌ساز نبودیم بلکه رقیب جدی بودیم. مایکل آدم بسیار خاصی بود. جدا از رانندگی هم آدم بسیار خاصی بود.

یورونیوز: در سال ۲۰۰۸ و جایزهٔ بزرگ سنگاپور‌ شما را به تقلّب متهم کردند و پایتان به دادگاه کشیده شد. تا مدتی از ادامهٔ فعالیت ورزشی باز ماندید. اگر به عقب می‌گشتید آیا کار دیگری می‌کردید؟

بریاتوره: چه در دادگاه اولیه و چه در دادگاه عالی ما برنده شدیم. تمام این محرومیت یک ماه دوام آورد چون دست کسی پشت کار بود. حالا من با رئيس سابق فدراسیون مشکلی ندارم، اما او از اول از من خوشش نمی‌آمد و با ما چپ افتاده بود. شوماخر را چهار مسابقه معلق کرد. و مدیریت فرمول۱ بازیچهٔ دست اینها شده بود، چپ و راست کسی را توبیخ می‌کردند. دادگاه عالی پاریس محرومیت ما را کلا لغو کرد و کاری کرد که فدراسیون ضرر و زیان ما را پس بدهد. من هم بعد از یک ماه سر کارم برگشتم. اگر تقلب کرده بودم که نیازی نبود اخراجش کنم، چون با او برنده شده بودیم. اما ما شانس آوردیم چون رانندگانی نظیر باریکلو و ماسنی در تیم حریف تصادف داشتند یا در تعمیرگاه بین‌مسیر زیادی گیر کردند.

یورونیوز: دلتان نمی‌خواهد دوباره به میدان برگردید؟

بریاتوره: نه،‌ نمی‌خواهم. اگر بخواهم همین فردا صبح می‌توانم برگردم. اما نمی‌خواهم، چون یکی از بهترین‌ها بودم، من اولین کسی بودم که فرمول۱ را متحول کرد. اینکه مردم چه می‌گویند مهم نیست. مردم دوست دارند حرف بزنند. من با سه‌تیم مختلف قهرمان شده‌ام. بیشتر از هم در مونت‌کارلو برنده شده‌ام. برگردم که چه بشود؟ احمقانه است!

یورونیوز: فکر می‌کنید لوییز همیلتون به رکورد قهرمانی‌های مایکل شوماخر می‌رسد؟

بریاتوره: این ورزش عوض شده. ماشین‌ها خیلی فنّی‌تر شده‌اند و راندنشان هم خیلی آسانتر شده. ولی استعداد هنوز لازم است. همیلتون را در تیم فراری بگذارید همان نتایجی را می‌گیرد که در لُکرک یا وِتِل. در زمان مایکل،‌ راننده خیلی مهمتر بود. چون ماشین‌ها تقریبا یکی بود، و راننده تفاوت را ایجاد می‌کرد. راننده گلادیاتور بود.

یورونیوز: در فوتبال هم، با رفیقتان برنی، تیمِ کویینز پارک رِنجِرز را داشتید. آیا سخت‌تر از فرمول۱ بود؟

بریتاتوره: بله، خیلی. چون در فوتبال شما با بازیکن طرف هستید، پدر و مادر و عمو و دائی و مدیر برنامه‌اش همه هستند. اما فرمول۱ تجاری‌تر است و در آن مسابقه و اجرا مطرح است. انتخاب من فرمول۱ است.

یورونیوز: شماری از بیزینس‌های خود را در دبی مستقر کرده‌اید. چطور شد که اینجا را برای سرمایه‌گذاری و برندهایتان انتخاب کردید؟

بریتاتوره: دبی عالی است. هم خود شهر و هم حال‌وهوایش. عملیات بزرگ املاک و مستغلات دنیاست. اینجا سرمایه‌گذاری می‌کنیم چون به مدیریت اینجا اعتقاد داریم. ادارهٔ رستوران‌ها بی‌نظیر است. بهترین‌ها اینجا در دوبی جمع شده‌اند.

یورونیوز: می‌توانید بیشتر دربارهٔ شرکتتان با نام «زندگی میلیاردر» (شرکتی که مدیریت رستوران‌ها، و اجرای برنامه‌های سرگرمی‌ لوکس را بر عهده دارد) بگویید؟

بریاتوره: تصمیم گرفتم دوباره سراغ کسب‌وکارِ غذا‌ و نوشیدنی‌ بروم. همکاری‌مان با مجموعه رستورانی سوموسان در بریتانیا بسیار خوب بوده،‌ با شرکت میلیاردر همین کار را در دبی می‌کنیم. در این مجموعه هم رستوران داریم و سرگرمی‌های نمایشی، نوعی نمایش وقت شام. کلید موفقیت ما در دبی همین بوده و این ایده جواب می‌دهد.

یورونیوز: ویروس کرونا دنیا را تغییر داده است. فکر می‌کنید صنعت رستوران‌داری احیا بشود؟

بریاتوره: صددرصد. این وضعیت که زندگی نیست. مردم سرگرمی و دیدار می‌خواهند کنند.

یورونیوز: از این بیماری همه‌گیر جهانی درسی می‌توانیم بگیریم؟

بریاتوره: صددرصد!

یورویونیوز: فکرمی‌کنید دلیل (وضعیت کنونی) چیست؟

بریاتوره: سیاست. آنهایی هستند که می‌خواهند سر کار بمانند. بدترین دولت تاریخ ایتالیا را در کشور خودمان داریم. همه‌اش تبلیغات است. یکی از این آقایان وزیر یک ساعت هم در عمرش کار نکرده. اینها رجال سیاسی ما هستند ... هیچ تجربه‌ای ندارند! اینها در قبل از آنکه وارد سیاست بشوند کاری نداشته‌‌اند.

یورونیوز: فکر می‌کنید بریتانیا باید بدون توافق از اروپا خارج شود؟

بریاتوره: نه اینطور نیست، چون اگر ایتالیایی‌ها و لهستانی‌ها را از بریتانیا بیرون کنید چه کسی کار آنها را می‌کند؟ تصمیم غلطی بود و امیدوارم که بریتانیا جان به‌درد ببرد،‌ چون خودمان هم آنجا کسب‌وکاری داریم. حالا باید ببینیم شکل تجارتمان چطور می‌شود، آیا باید آنجا بمانیم یا برویم.

یورونیوز: شما با دونالد ترامپ دوستید. فکر می‌کنید در انتخابات نوامر دوباره رأی بیاورد؟

بریاتوره: بله،‌ او رقیب ندارد.

یورونیوز: دوستی‌تان به‌کنار، فکر می‌کنید او مناسب این مقام هست؟

بریاتوره: بله، یعنی نزول بیکاری در آمریکا رکورد شکسته. بازار بورس هم رکورد شکسته. نمی‌دانم مردم دیگر چه می‌خواهند؟ او مدیر است، سیاستمدار نیست. او مثل خود من حرفش را روراست به شما می‌گوید.