خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

گفت‌وگو با سعید معیدفر؛ «فروپاشی اجتماعی عامل اصلی افزایش خودکشی در ایران»

نظرها
euronews_icons_loading
سعید معیدفر
سعید معیدفر   -   کپی رایت  سعید معیدفر
اندازه متن Aa Aa

مقامات وزارت بهداشت ایران در سال‌های اخیر بارها نسبت به افزایش آمار خودکشی در کشور هشدارداده‌اند.

مدیر برنامه پیشگیری از خودکشی دفتر سلامت روان وزارت بهداشت در اوائل فصل تابستان اعلام کرد که آمار خودکشی در سه ماهه اول سال ۱۳۹۹ خورشیدی ۲۳ درصد نسبت به مدت مشابه آن در سال قبل افزایش داشته است.

همچنین به‌تازگی محمد مهدی تندگویان، معاون وزارت ورزش و جوانان ایران از کاهش سن خودکشی در ایران خبرداد و گفت که اعداد نشان می‌دهد خودکشی‌ها در ایران روند رو به رشد دارد.

به گفته محمد مهدی تندگویان: «عمده خودکشی‌ها بین سنین ۱۵ تا ۳۵ سال رخ می‌دهد اما در سال ۱۳۹۹ شاهد خودکشی کودکان زیر ۱۵ سال هم بوده‌ایم.» این مقام دولت ایران می گوید «اوضاع وخیم اقتصادی ایران و عدم نظارت بر مشکلات جوانان» از جمله دلایل افزایش خودکشی‌هاست. همچنان تازه‌ترین آمار سازمان ملل نشان می دهد که ایران از منظر خودکشی زنان در صدر کشورهای خاورمیانه قرار گرفته است.

یورونیوز در همین زمینه با دکتر سعید معیدفر، جامعه ‌شناس و استاد پیشین گروه جامعه‌ شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، گفتگو کرد.

یورونیوز: با توجه به اعلام های رسمی دولت ایران، آمارهای خودکشی در دو سال اخیر با افزایش بی سابقه ای روبرو شده است، به نظر شما دلیل این افزایش چیست؟

سعید معیدفر: دورکیم جامعه شناس فرانسوی می گوید اگر چه خودکشی انتخابی است که فرد انجام می دهد و با آن به زندگی خود خاتمه می دهد، اما آن چه که اهمیت دارد در انجام این انتخاب بی تردید عوامل اجتماعی است. یعنی فرد تحت تاثیر فرآیندهای اجتماعی است که نهایتا دست به خودکشی می زند. دورکیم در همین راستا سه نوع خودکشی را از هم تفکیک و بازشناسی می کند.

یورونیوز
سعید معیدفر، جامعه شناسیورونیوز

خودکشی خودخواهانه، این خودکشی در شرایطی اتفاق می افتاد که فرد تحت تاثیرعوامل اجتماعی نمی تواند خود را با جامعه تطبیق دهد و عملا منزوی و طرد می شود و جدا از جامعه می افتد. این طردشدگی موجب خودکشی این فرد می شود. این فرد احساس می کند که دیگر هیچ موجودیتی برای بقای خودش درون جامعه ندارد و نهایتا بدین وسیله به زندگی خودش پایان می دهد.

نوع دوم خودکشی، نوعی است دیگرخواهانه. معمولا زمانی که شدت همبستگی در یک جامعه زیاد شود مثلا بر اثر جنگ یا مصیبت‌های بزرگ، در چنین شرایطی این نوع خودکشی اتفاق می افتد. بنوعی همان فداکاری‌هایست که افراد در جنگ انجام می دهند و داوطلبانه به زندگی خود خاتمه می دهند که این خود خاتمه به زندگی دادن تحت تاثیر شدت بالای همبستگی با جامعه است.

اما نوع سوم که می تواند شرایط امروز ایران را به خوبی تعریف کند، خودکشی تحت تاثیر شرایط نابسامان اجتماعی است. که به خودکشی نابسامانی مشهور است. این خودکشی زمانی اتفاق می افتد که یک جامعه درگیر یک «فروپاشی اجتماعی» است که اساسا نشان می دهد تمام عناصری که باعث پیوستگی اعضای یک جامعه به هم می شود یا سست شده یا کاملا از بین رفته است. درچنین شرایطی تعداد خودکشی ها هم به شدت افزایش پیدا می کند.

می دانید که شاهد خودکشی خودخواهانه در اکثر جوامع هستیم. با شدت و ضعف. اما خودکشی ناشی از نابسامانی را تنها در جوامعی داریم که در آنها فروپاشی اجتماعی و اقتصادی رخ داده است. فکر می کنم دلیل اصلی که خودکشی ها در۲ سال اخیردر کشور افزایش پیداکرده است، درکنار خودکشی های نوع اول که همیشه در کشور بوده است، همین نابسامانی‌هاست و اطمینان دارم که در آینده بیش از پیش شاهد این نوع از خودکشی در ایران خواهیم بود.

یورونیوز: اما آیا در زمینه مبارزه با افزایش تصاعدی میزان خودکشی، سیاست خاصی و یا استراتژی برای کاهش میزان خودکشی از سوی دولت وجود دارد؟

سعید معیدفر: زمانی که یک شرایط نابهنجار در یک کشور پدید می آید شرایط به‌گونه ای می شود که احتمال کنترل آنها به‌طور جداگانه وجود ندارد. همواره این مثال را زده ام: به شما معادله می دهند که تعداد مجهولات آن آنقدر زیاد است که نمی توانید آنرا حل کنید.

مثال دیگر و روشن وضعیت همه گیری کروناست. بسیاری از کشورها چون شرایط به‌سامان تری داشتند توانستند تا حدی با بهره گیری از سرمایه های اجتماعی و اقتصادی خودشان مساله را کنترل بکنند. وقتی کرونا وارد جامعه ای می شود که در آن نابسامانی وجود دارد و شرایط نابهنجار است، کرونا خراب می شود بر مشکلات پیشین، و راه حلی برای آن وجود ندارد.

در همین جهت می توان گفت دربحث خودکشی هیچ نوع سیاست گذاری و یا برنامه ریزی خاصی از سوی دولت وجودندارد. و اینکه در شرایط نابهنجار امکان مداخله و سیاست گذاری ها از نوع پیشین وجود ندارند. چون با یک مشکلات ساختاری و بنیادی روبرو هستیم. تا زمانی که به آنها پرداخت نشود، مجموعه مشکلات و آسیب های اجتماعی همه لاینحل باقی خواهدماند. ابتدا باید مشکلات ساختاری جامعه حل شوند.

یورونیوز: آیا آمارهای دولتی مشخصا میزان خودکشی را در مناطق و استان های مختلف مشخص ثبت کرده اند، اگر این طور است آیا می توان گفت که میزان خودکشی در مناطق محروم بیشتر است؟

سعید معیدفر: متاسفانه در بسیاری موارد شاهد مخفی کاری و عدم انتشار آمار و ارقام واقعی آسیب های اجتماعی و تفکیک شده در مناطق و استان های مختلف هستیم.

به همین دلیل نمی توان درباره وضعیت واقعی خودکشی و تفکیک آن در استان ها صحبت کنیم. امروز وضعیت اقتصادی کشور، مانند کرونا که همه کشور وضعیت قرمز گرفته است، بحرانی و یکسان است. اما به هرترتیب در مناطق محروم و مستضعف بار این بحران اقتصادی سنگین تر روی دوش افراد افتاده است.

البته نباید فراموش کرد که در شهرهای بزرگ هم که بطور متوسط محرومیت کمتری وجود دارد اما فروپاشی اجتماعی عمیق تر هست، به همین نسبت احتمال خودکشی ناشی از نابسامانی های اجتماعی افزایش می یابند. می توان گفت در مناطق حاشیه ای دلیل عمده خودکشی ها می تواند اقتصادی باشد اما در کلان شهرها نابسامانیهای عمیق اجتماعی عامل عمده خودکشی افراد هستند.

یورونیوز: گفته می شود در شرایط سقوط اقتصادی و یا اجتماعی میزان خودکشی های که به «اعتراضی» مشهور شده اند، افزایش می یابد، مثلا دست فروشی که در مقابل دیدگان همکارانش خود را به آتش می کشد، نمونه های آن را هم در ایران شاهد بوده ایم، تا چه اندازه فکر می کنید که در ماه ها و سال های آینده بیشتر شاهد این دست از خودکشی ها باشیم؟

سعید معیدفر: درباره خودکشی‌های اعتراضی باید بگویم که فکرنمی کنم «یک لحظه» بتواند فرد را برای خودکشی متقاعد کند. درست است که اسم آن خودکشی اعتراضی است، ولی قطعا فردی که در آن لحظه تصمیم به خاتمه زندگی اش می گیرد یک پیشینه طولانی دارد.

درواقع این فردی است که متناوبا با مشکلات کنارآمده و سعی کرده است برآنها توفق پیدا کند. او بارها سعی کرده است مشکلات را کناربزند تا بتواند با وجود آنها به زندگی ادامه دهد. اما اندک اندک انباشت شدن مشکلات اجتماعی، مشکلات اقتصادی و بی حمایتی ها، بی حرمتی‌ها و حتی خانواده فرد که او را به‌دلیل ناکامی هایش ملامت و سرزنش می کنند، مجموعه آنها جمع می شود و ناگهان در یک لحظه کاسه صبر فرد را لبریز می کند تا چنین اتفاقی بیفتد.

بنابراین، آن لحظه نیست که فرد تصمیم به خودکشی می گیرد بلکه این ظرف قبلا پرشده است. و در یک لحظه یک قطره افزوده آب می تواند آن‌را سرریز کند. در واقع خودکشی اعتراضی را می توان با اتفاقاتی از دست وقوع مثلا جنگ جهانی دوم مقایسه کرد. هرچند گفته می شود به این دلیل جنگ آغاز شده اما همواره باید در نظرداشت که پیش زمینه های مهمی برای وقوع جنگ طی سال ها و حتی دهه ها باعث پدید آمدن آن است. مانند همین جنگ، تصمیم برای خاتمه زندگی تصمیمی است بسیار مهم و بزرگ، بزرگترین تصمیمی است که یک فرد می تواند بگیرد. نمی توان آنرا به یک واقعه کوچک نسبت داد.

یورونیوز: در روزهای اخیر بحث های زیادی درباره صحت اقدام و دلیل خودکشی محمد موسوی زاده، دانش آموز یازده ساله بوشهری مطرح شده است، بسیاری حتی اقدام به خودکشی او را انکارکرده و می گویند «اصولا یک فرد ۱۱ ساله به این حد از اندیشه و فکر نرسیده که بخواهد اقدام به خودکشی کند»، آیا از منظر جامعه شناختی می توان خودکشی او را تشریح کرد؟

سعید معیدفر: اتفاقی که برای آن دانش آموز می افتد، اگر بیایم تحلیل کنیم و بگوییم که نه بخاطر موبایل بوده و یا نبوده، هرچه که هست واقعیت این است که دانش آموزی در یک شرایط بسیار سختی زندگی می کرده است و دائم تلاش می کرده که خود را مسلط نگاه دارد. به هر پرکاهی چنگ زده است. نهایتا قضیه موبایل می تواند یک بهانه نهایی برای انجام خودکشی باشد. قطره نهایی که در ظرف سرریز می شود.

خودکشی را نمی توان به یک واقعه کوتاه مدت و موقتی پیوند بزنیم. چنین تصمیمی در یک شرایط خطیر اتفاق می افتد. خودکشی این دانش آموز، نشان دهنده دشواری زندگی او و خانواده اش است. یک معادله چند مجهولی و متکثر که دانش آموز واقعا از حل آن عاجز است. عجز او هست که او را به چنان تصمیمی معطوف می کند.

شرایط امروز ایران در تاریخ این مرزو بوم، تقریبا یک شرایط بی نظیر است. اگردرچه این کشور در طول تاریخ، مشکلات بزرگی را تجربه کرده است اما از این نوعش تقریبا می شود گفت که سابقه نداشته است.

ما در یک نقطه تاریخی قرارگرفتیم که جامعه و ملت ایران در چنان وضعیتی بحران های پشت سرهم و متاسفانه روبه تزاید داشته است. مشکلات آنقدر زیاد هستند که تمام توان و اهتمام افراد جامعه را می گیرند، در روزها و ماه های آتی می تواند اوضاع برای مردم بسیار وخیم تر بشود. اتفاقاتی که می افتند همه مسئول امسال و پارسال نیست بلکه می توان گفت نتیجه ناکامی های بزرگی است که این ملت با آنها روبروشده است و هرچه که تلاش کرده بر آنها فائق بیاید نه تنها موفق نشده است بلکه مشکلات انباشته تر و بحران ها بیشتر از گذشته شده است. پیش بینی روزهای سخت تری را می کنم.