خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

از هولوکاست تا غزه؛ اروپای «واحد» و بحران بی‌پایان اسرائیل و فلسطین

دنیل کوهن بندیت، نماینده پیشین پارلمان اروپا پس از یک جلسه بی‌حاصل درباره محاصره غزه/ آرشیو ۲۰۱۶
دنیل کوهن بندیت، نماینده پیشین پارلمان اروپا پس از یک جلسه بی‌حاصل درباره محاصره غزه/ آرشیو ۲۰۱۶   -   کپی رایت  FREDERICK FLORIN/AFP
اندازه متن Aa Aa

واکنش اروپا به بحران اخیر در کرانه باختری و نواره غزه پیش از شروع موشک‌باران حماس و حملات هوایی و توپخانه‌ای ارتش اسرائیل، آغاز شد: پنج قدرت اروپایی، قبل از جوزپ بورل از اسرائیل خواستند تا نگذارد ماجرای شیخ جراح به یک بحران گسترده بدل شود.

واکنش دستگاه دیپلماسی اتحادیه اروپا از یک سو و کشورهای عضو اتحادیه اروپا به جنگ میان اسرائیل و فلسطینیان، چه در نوار غزه و چه در کرانه باختری نشان داد که داشتن موضع واحد در سیاست خارجی میان ۲۷ کشور عضو و نهادهای اروپایی همچنان مانند سال‌ها و دهه‌های پیش یک آرمان دستنیافتنی به نظر می‌رسد.

در حالی که جوزپ بورل، رئیس سرویس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در کنار به رسمیت شناختن حق اسرائیل به دفاع مشروع در برابر «حملات موشکی کور نوار غره»، می‌گوید که اروپا از جان باختن غیرنظامیان و به‌ویژه کودکان «برآشفته است». فرانسه و آلمان، دو قدرت برتر اروپا بیش‌تر بر حق دفاع مشروع اسرائیل تاکید می‌کنند. فرانسه، حامی سنتی «آرمان فلسطین» در اروپا حتی تظاهرات همبستگی با غزه را که برای روز شنبه برنامه ریزی شده بود، ممنوع اعلام کرد.

فارغ از قدرت‌های سنتی اروپای غربی، اسرائیل در ۱۵ سال گذشته روابط خود را با کشورهای شرق اروپا، که تاریخا به یهودی‌ستیزی مشهورند به شدت تقویت کرده است. پس از آنکه دونالد ترامپ سفارت ایالات متحده را از تل آویو به بیت‌المقدس (اورشلیم) منتقل کرد، مجارستان، جمهوری چک و رومانی مانع از صدور بیانیه شورای اتحادیه اروپا علیه این تصمیم شدند. به علاوه آلبانی و صربستان در کنار دولت ترامپ، سرزمین مقدس سه دین ابراهیمی را به‌عنوان پایتخت ابدی دولت یهود به رسمیت شناختند.

اروپا،‌ هولوکاست و راه حل یک سرزمین دو کشور

کشورهای اروپایی، با درجات کم و زیاد در هفتاد و سه سالی که از تشکیل کشور اسرائیل و آغاز مخاصمه اعراب و اسرائیل می‌گذرد و اتفاقا همین روزها سالگرد آن است، بر تئوری «یک سرزمین دو دولت» به‌عنوان تنها راه حل پایان دادن به این چالش طولانی تاکید می‌کنند.

اسرائیل پس از هولوکاست یهودیان در اروپا تشکیل شد. آلمان نازی و شخص هیتلر نه بنیان‌گذار یهودی‌ستیزی اروپایی بودند و نه تنها مجرمان سیاست پاک‌سازی اروپا از یهودیان: گتوی یهودیان ورشو، بازداشت فله‌ای یهودیان پاریس و کشتن یهودیان اوکراین با گلوله وسط خیابان‌های کی‌یف و لوید، با کوچکترین مقاومتی روبه‌رو نشد.

مارشال پتن، رئیس جمهوری ویشی فرانسه در زمانی که برای اخراج هموطنان «اسرائیلی» خود به سوی اردوگاه‌های کار اجباری آماده می‌شد گفته بود که «مساله یهودیان در اروپا، با یا بدون هیتلر باید زمانی حل شود.»

کشورهای اروپایی تحت اشغال آلمان همگی بیش‌ و کم در نسل‌کشی یهودیان شریک جرم بودند. در سال‌های پس از تاسیس اسرائیل و زمانی که مشکل حضور یهودیان در اروپا به صورت دوفاکتو حل شد، موضعگیری در برابر جنگ اعراب و اسرائیل، به سنجه‌ای برای اندازه‌گیری میزان یهودستیزی رهبران اروپایی تبدیل شد: بسیاری پافشاری شارل دوگل، نخستین رئیس جمهوری پنجم فرانسه بر لزوم تشکیل کشور فلسطین را نشانی بر ادامه آنتی‌سمیتزیم رهبران این کشور توصیف می‌کردند و می‌کنند.

سیاست خارجی فرانسه در سال‌های بعد،‌ با وجود تاکید بر راه حل «یک سرزمین، دو دولت» آرام آرام به حمایت از اسرائیل تبدیل شد. این روند به ویژه از دوره ریاست جمهوری نیکلا سارکوزی مشهود و چشمگیر است. امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه در سال ۲۰۱۷، مخالفت با صهیونیزم را مصداق نوین یهودی‌ستیزی معرفی کرد.

شرمندگی در برابر هولوکاست به‌ویژه تا دهه‌ها بعد در جمهوری فدرال آلمان (آلمان غربی تا وحدت در آغاز دهه ۱۹۹۰) همزمان با تلاش برای فراموشی نسل کشی ادامه یافت. حمایت آلمان شرقی مثل دیگر اعضای بلوک شرق از اعراب و فلسطینیان،‌ که به گواه اسناد اشتازی بسیار گسترده بوده،‌ در کنار همکاری فراکسیون ارتش سرخ آلمان (غربی) با سازمان آزادیبخش فلسطین، همچنان از سوی بسیاری ادامه یهودستیزی آلمانی و میراث هیتلر تلقی می‌شود.

نگاه اروپا به چالش اسرائیل و فلسطین را باید از دریچه همین سنت تاریخی دید. اسرائیل اگر برای کشورهای مسلمان خاورمیانه، یک مهمان ناخوانده و غریبه و یک دولت نامتعارف به شمار می‌رود، برای اروپا دست‌کم از سال ۱۹۴۸ میلادی، یک کشور مثل دیگر کشورها است که اتفاقا به سنت معاهدات وستفالی (یک کشور یک مذهب) بسیار وفادار است. از دید سیاست اروپایی، اسرائیل مانند هر کشور دیگری طبق ماده ۵۱ منشور ملل متحد حق دفاع مشروع دارد. مطابق همین نگاه، فلسطینیانی که در سال‌های آغازین تشکیل اسرائیل آواره شدند، حق اعمال خشونت علیه دولت یهود و شهروندانش را ندارند.

اسرائیل به‌ویژه پس از جنگ‌ شش روزه ۱۹۶۷ قلمرو خود را به شدت گسترش داد و علاوه بر بلندی‌های جولان و کرانه باختری، کنترل کامل بیت‌المقدس (اورشلیم) را به دست آورد. با وجود تاکید سازمان ملل و بخش عمده‌ای از جامعه جهانی برای بازگشت اسرائیل به مرزهای ۱۹۶۷ برای دستیابی به صلح، این مطالبه عملا هیچگاه اجرایی نشده و احتمالا در صورت ادامه وضع موجود هیچگاه هم اجرایی نخواهد شد.

اروپا و کمک‌های بشردوستانه و بازسازی دوره‌ای غزه تا جنگ بعدی

کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا در جریان جنگ‌های یک دهه گذشته میان غزه و اسرائیل نقش بزرگی بازی نکرده اند. هوگ لووات، کارشناس خاورمیانه تینک‌تنک (اتاق فکر) شورای روابط خارجی اروپا می‌گوید اتحادیه اروپا از سال ۲۰۱۴ به این سو یعنی از زمانی که نپذیرفت برای ایفای نقش میانجی با حماس تماس بگیرد، نقش خود را برای پادرمیانی میان اسرائیل و فلسطینیان از دست داد.

اتحادیه اروپا همواره یکی از بزرگ‌ترین اعانه دهندگان به فلسطینیان و به‌ویژه تشکیلات خودگردان مستقر در بیت‌لحم و کرانه باختری است. ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا همچنین از طرح‌های با اهداف بشردوستانه در نوار غزه نظیر احداث مراکز آموزشی و پروژه‌های انتقال آب قابل شرب حمایت مالی می‌کنند. به‌نظر می‌رسد این کمک‌ها تا زمان پابرجا بودن جنگ میان اسرائیل و فلسطینی‌ها و زمانی که بمب‌های ارتش دفاعی مواضع حماس را در متراکم‌ترین بخش جهان به هوا می‌فرستند، چندان مفید نخواهد بود.