خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

پارامترهای تاثیر گذار بر رویکرد اتحادیه اروپا نسبت به حاکمیت طالبان

Access to the comments نظرها
نگارش از محمد جواد شفیعی
In this Monday, Aug. 15, 2016 photo, Mullah Emdadullah Mansoor, fifth left front, the new leader of the breakaway Taliban faction known as Mahaaz-e-Dadullah
In this Monday, Aug. 15, 2016 photo, Mullah Emdadullah Mansoor, fifth left front, the new leader of the breakaway Taliban faction known as Mahaaz-e-Dadullah   -   کپی رایت  AP Photo
اندازه متن Aa Aa

تسخیر منطقه به منطقه افغانستان به دست گروه طالبان و ورود آنها به کابل بدون درگیری، یک گروهی را که بسیاری تا پیش از این گروهی تروریستی می شناختند، به یکباره به یک واقعیت سیاسی در شاکله یک دولت تبدیل کرد. دولتی که به ناچار جامعه بین‌المللی باید مواضعش را در برابر آن روشن کند چرا که آنها به شکل دو فاکتو افغانستان را در کنترل خود دارند و ذبیح الله مجاهد، سخنگوی طالبان گفته است که این گروه خواستار روابط دیپلماتیک با تمام کشورها هستند.

اتحادیه اروپا در طول ماه اوت و متناسب با تغییر موازنه نیروهای سیاسی در افغانستان مواضع مختلفی اتخاذ کرده است. جوزپ بورل رئیس دستگاه سیاست خارجی اتحادیه اروپا یک هفته پیش از ورود طالبان به کابل به آنها هشدار داده بود که «اگر به زور به قدرت برسید درجهان منزوی خواهید شد.» با این حال طالبان به شکلی وارد کابل شدند که به دشواری می توان آنرا تسخیر قدرت «به زور» تحلیل کرد.

مناسبات پشت پرده‌ای که هنوز جزئیات آن مشخص نشده است به طالبان اجازه داد که بدون جنگ ودرگیری افغانستان را (به استثنای پنجشیر که تاکنون به تسخیر این گروه در نیامده است) تسخیر کند.

طالبان قدرت را به شیوه‌ای در کابل به دست گرفت که هیچ بهانه‌ جدیی در دست جامعه بین‌المللی برای محکوم کردن آنها وجود نداشته باشد، همین موضوع باعث شد که چند روز بعد که طالبان وارد کابل شد، رئیس دستگاه سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام کند که این اتحادیه باید با طالبان گفتگو کند زیرا آنها در جنگ پیروز شده‌اند.

جوزپ بورل در نشست وزرای خارجه اتحادیه اروپا گفت: «من نمی‌گویم که ما طالبان را به رسمیت خواهیم شناخت. من فقط می‌گویم که باید درباره همه چیز با آن‌ها صحبت کنیم، حتی در مورد مسئله حمایت از دختران و زنان افغان. برای این کار باید با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم.»

این موضع اخیر رئیس دستگاه سیاست خارجی اتحادیه اروپا برای طالبان پیروزی بزرگی به شمار می رود زیرا واقعیت حاکمیت سیاسی طالبان در افغانستان به طور تلویحی به رسمیت شناخته می شود و اکنون زمان گفتگو درباره پارامترهایی است که اتحادیه اروپا درباره آنها نگرانی‌هایی دارد تا در آینده احتمالی راه برای به شناسایی بین المللی طالبان فراهم شود.

نقشه راه اتحادیه اروپا برای تعامل با طالبان

اتحادیه اروپا می گوید تماس‌هایی که با طالبان برای خروج اتباعش از این کشور دارد به معنای گفتگوهای سیاسی برای به رسمیت شناختن آنها نیست. اروپا در حال حاضر در حال کار بر روی نقشه راهی است که این اتحادیه بتواند بر مبنای آن با طالبان تعامل کند و در صورت پذیرت تعهدات بین‌المللی از سوی این گروه، اروپا بتواند در آینده آنها را بعنوان دولت رسمی افغانستان به رسمیت بشناسد.

نکته ای که تاکنون مشخص است اینکه رهبران اروپایی گفتگو با طالبان را ضروری می دانند. از سوی دیگر برنارد باژوله، سفیر سابق فرانسه در افغانستان که در سال ۲۰۱۲ میزبان مقامات سطح بالای طالبان در پاریس بوده است می گوید که از سال ۲۰۰۱ که طالبان قدرت را در افغانستان از دست داد آنها این نکته را آموخته ‌اند که باید به الزامات بین‌المللی متعهد باشند. با این حال این مقام سابق دیپلماسی فرانسه می گوید آنچه اهمیت دارد سخنان طالبان نیست بلکه عمل آنهاست.

اروپا بطور مشخص و بر اساس آنچه رهبران و نمایندگان سیاسی آن ابراز کرده‌اند نگران چند پارامتر مهم در ارتباط با حکومت طالبان در افغانستان است که شامل: ساختار حکومت، رعایت حقوق بشر بویژه حقوق زنان، رعایت حقوق اقلیت ها، مهاجرت وتروریسم می باشد و اگر طالبان حداقل هایی را در این حوزه ها رعایت کند و به اروپا تضمین هایی را بدهد، به نظر می رسد راه برای شناسایی بین‌المللی آنها هموار خواهد شد اما مشخص نیست این پروسه چه میزان زمان ببرد.

ساختار حکومت

اتحادیه اروپا خواستار تشکیل دولت جدید افغانستان با حضور تمامی گروههای سیاسی است تا دولت فراگیر در این کشور تشکیل شود. با این حال هنوز مشخص نیست که طالبان چه ساختار سیاسی‌ایی را برای حکومت در افغانستان برپا خواهد کرد.

حضور عبدالله عبدالله و حامد کرزی در کابل و دیدارهای آنها با رهبران طالبان این امید را ایجاد کرده است که دولت آینده افغانستان بتواند فراتر از یک حکومت یک دست طالبانی شکل بگیرد. با این حال جز سخنان کلی تاکنون هیچ سیگنال مشخصی در این ارتباط از کابل مخابره نشده است. طالبان اعلام کرده است تا خروج کامل نیروهای آمریکایی از افغانستان، دولت جدید افغانستان را تشکیل نمی دهد.

اگر ۳۱ اوت آخرین روز مجاز برای امریکایی ها برای خروج از افغانستان باشد، عملا باید منتظر هفته اول سپتامبر شد تا نخستین پارامتر مهم در تشکیل دولت آینده افغانستان را از سوی طالبان شاهد باشیم.

نگرانی از سیل مهاجران افغان

پالس های رهبران اروپایی به رهبران طالبان برای گفتگو درباره موضوعاتی که نگرانی اروپایی ها را در پی دارد از سوی فعالان حقوق بشر با بدگمانی تحلیل می شود. این فعالان مظنون هستند که چهره عملگرایانه‌ای که اروپا در ارتباط با طالبان از خود نشان می دهد بیشتر به دلیل نگرانی از «موج مهاجرت» افغان ها به سوی اروپاست که می تواند بحرانی مانند بحران سال ۲۰۱۵ برای اروپا ایجاد کند.

رهبران اروپایی در تلاشند تا از هجوم گسترده مهاجران و پناهجویان افغان به اروپا جلوگیری کنند. پیامی که این رهبران به مهاجران افغان می‌فرستند این است که اگر باید از کشورتان بروید به کشورهای همسایه بروید اما اینجا، به اروپا نیایید.

رهبران اروپایی می‌گویند که آنها تنها قصد دارند به شهروندان افغان که در طول دو دهه جنگ به نیروهای غربی کمک کرده‌اند، اجازه ورود به اروپا بدهند.

حتی آلمان که در سال ۲۰۱۵ بیش از سایر کشورهای غربی، پناهجو بویژه از سوریه پذیرفت اکنون سیگنال متفاوتی ارسال می کند. آلمان هشدار داده است که نباید بحران مهاجرتی سال ۲۰۱۵ تکرار شود و امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه هم گفته است که اروپا نمی تواند به تنهایی عواقب وضعیت أفغانستان را تحمل کند و اروپا باید در برابر سیل مهاجرت غیرقانونی از خود محافظت کند.

کشورهایی مانند اتریش که سیاستمداران راستگرای افراطی را در راس قدرت دارد و یونان که در سال ۲۰۱۵ در معرض مستقیم سیل پناهجویان بود، از کشورهایی هستند که صریح تر با حرکت مهاجران أفغان مخالف کرده‌اند.

اروپا برنامه ملموسی برای کمک به شهروندان وحشت زده از حکومت طالبان ندارد. مقامات اروپایی می گویند که در پی کمک به افغان‌ها در داخل افغانستان یا در کشورهای همسایه مانند ایران و پاکستان تمرکز دارند.

رعایت حقوق بشر بویژه حقوق زنان

رعایت حقوق بشر بویژه حقوق زنان از مهمترین خواسته‌های اتحادیه اروپا از حاکمیت طالبان در افغانستان است. مهمترین نگرانی اتحادیه اروپا این است که طالبان همان قواعد سختگیرانه شریعت را که در نخست دور از حاکمیتشان در افغانستان در سالهای بین ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ علیه زنان اعمال کردند، اینبار نیز تکرار کنند.

حدود ده روز پیش اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا در بیانیه‌ای نگرانی عمیق خود را از رفتار طالبان با زنان و دختران افغان اعلام کردند. آنها تاکید کردند که نگران حق تحصیل، حق کار و آزادی رفت و آمد زنان در افغانستان هستند و خواستار آن شدند که دولت بعدی افغانستان حقوق زنان افغان را تضمین کند. این بیانیه تاکید کرده است که کشورهای امضا کننده از نزدیک رفتار دولت آینده افغانستان را در ارتباط با حقوق و آزادی های زنان افغان زیر نظر خواهند داشت.

طالبان اعلام کرده است که پوشیدن برقه که طالبان بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ برای زنان افغان اجباری کرده بود، این بار اجباری نخواهد بود و زنان می توانند از اشکال دیگر حجاب اسلامی استفاده کنند.

اظهار نظرهای مقامات طالبان درباره اجباری نبودن برقه و رعایت حق تحصیل و کار زنان در چارچوب شریعت اسلام از جمله سیگنال هایی است که طالبان به جامعه جهانی فرستاده است.

اورزولا فن در لاین، رئیس کمیسیون اروپا در واکنش به این اظهارات طالبان گفته است: « ما بیانیه طالبان را دیده ایم که تاکید می کند که زنان جایگاه مناسب خود رادر جامعه خواهند داشت و حق تحصیل و کار در چارچوب اسلام دارند اما ما همچنین گزارشاتی را دریافت می کنیم که افرادی به دلیل کار یا نظرات گذشته خود تحت تعقیب قرار گرفته‌اند و همچنین شنیده ایم که زنان وقتی به محل کار قبلی شان باز می گردند، به آنها اجازه کار داده نمی شود.»

فن در لاین گفته است که یک میلیارد یورو کمک اتحادیه اروپا برای توسعه افغانستان در ۷ سال آینده مشروط به رعایت حقوق بشر، رعایت حقوق اقلیت ها و احترام به حقوق زنان و دختران است.

نگرانی از حقوق اقلیت‌ها بویژه اتنیک‌ها

افغانستان همچون بسیاری از کشورهای همسایه‌اش، کشوری چند اتنیکی است که پشتون‌ها در آن اکثریت دارند. تجربه حاکمیت طالبان پیش از سال ۲۰۰۱ گویای خشونت و رفتار تبعیض آمیز سیستماتیک علیه برخی از اتنیک ها بویژه هزاره‌های افغانستان است که شیعه مذهب هستند.

اتحادیه اروپا در بیانیه ۱۷ اوت خود نگرانی خود را نیست به عدم رعایت حقوق اقلیت‌ها در افغانستان با روی کار آمدن طالبان اعلام کرده است.

هزاره‌های افغانستان مهمترین گروه اتنیکی هستند که همواره با انتقام گیری طالبان مواجه بوده‌اند. در روزهای اخیر نیز گروه طالبان تندیس عبدالعلی مزاری، بنیانگذار حزب وحدت اسلامی افغانستان را در بامیان ویران کردند، تندیس فردی که آنها در دهه ۹۰ ترور کردند.

تروریسم

افغانستان بعنوان پناهگاه گروههای تروریستی از جمله پناهگان بن لادن رهبر پیشین القاعده، تصویری بود که باعث شد جورج بوش و متحدانش در سال ۲۰۰۱ به افغانستان حمله کنند و طالبان را از قدرت پایین بکشند.

یکی از نگرانی ‌های اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا این است که آیا با حاکمیت طالبان در افغانستان، این کشور همچنان پذیرای گروههای تروریستی بین‌المللی همچون داعش و القاعده خواهد بود و یا طالبان راهش را از این گروهها جدا خواهد کرد.

نخستین پالسی که گروه طالبان از کابل در ارتباط با حملات تروریستی به جهان ارسال کردند، موضع آنها درباره انفجارهای انتحاری روز پنجشنبه در میدان هوایی کابل بود. این حمله تروریستی را شاخه خراسان گروه داعش برعهده گرفت و گروه طالبان با محکوم کردن این حملات اعلام کرد که اجازه نمی دهد داعش و دیگر گروههای تروریستی افغانستان را ناامن کنند.

افغانستان دهه هاست که با جنگ و حملات تروریستی روبروست و پروژههای متفاوت دولت-ملت سازی که به صلح پایدار در این کشور بیانجامد تاکنون به شکست انجامیده است. اکنون طالبان برای دومین بار قدرت را در افغانستان به دست گرفته است و باید دید این گروه اسلامگرا که تاکنون دست به ترور و وحشت افکنی در افغانستان می زد چگونه می تواند بعنوان نیروی تجمیع کننده عمل کند و آیا پروژه دولت سازی جدید طالبان با کمک ایدئولوژی اسلامگرایی افراطی در افغانستان موفق خواهد بود یا خیر.