خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

منافع جمهوری اسلامی ایران از تسلط طالبان بر افغانستان در چیست؟

Access to the comments نظرها
نگارش از مجید ایزدپناهی
مطالب بیان شده در مقاله های بخش دیدگاهها، تنها نظر شخصی نگارنده مطلب است
اندازه متن Aa Aa

نگارش از: مجید ایزدپناهی، پژوهشگر مسائل سیاست خارجی‌ ایران

خروج زودهنگام نیروهای آمریکایی‌ از افغانستان و سقوط کابل به دست طالبان، بار دیگر شرایط پرآشوب خاورمیانه و معادلات ژئوپولیتیک آن را دستخوش تغییر کرد. آنچه تا حدی شاید دور از انتظار بود، حمایت جمهوری اسلامی ایران از اسلامگرایان طالبان است. تصمیم گیرندگان سیاسی در تهران با استقبال از خروج آمریکا از افغانستان و با تغییر رویکردشان به طالبان و برغم اختلاف‌های مذهبی‌ و ایدئولوژیک، سعی‌ در به تصویر کشیدن چهره‌ای جدید از این نیروی رادیکال سنی مذهب کرده‌ا‌ند.

طالبان و ایران؛ از دشمنی تا دوستی

در دوره اول حکومت طالبان بر افغانستان در دهه ۹۰ میلادی تهران به همراه هند و برخی‌ دولت‌ها به حمایت از ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود برخاست. کشتار شیعیان افغانستان و رفتار طالبان با هزاره‌های این کشور عامل اصلی‌ اختلاف بین جمهوری اسلامی و طالبان بود. اختلاف با طالبان تا جایی‌ پیش رفت که ایران پس از قتل ۱۱ دیپلمات خود در مزار شریف به دست طالبان در سال ۱۹۹۸ میلادی در آستانه یک حمله بزرگ به افغانستان و رویارویی با این گروه افراط‌گرا قرار گرفت.

پس از حادثه ۱۱ سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان، دولت خاتمی از اقدام واشنگتن و تشکیل دولت موقت حمایت کرد، اما آنچه که جمهوری اسلامی ایران انتظار آنرا نداشت و تهران را شوکه کرد، قرار دادن نام ایران در کنار عراق و کره شمالی‌ توسط رئیس جمهور بوش در سال ۲۰۰۲ به عنوان بخشی از «محور شرارت» بود. ایران انتظار حضور ناگهانی آمریکا در مرز‌های شرقی‌ و غربی خود را نداشت و با بالا گرفتن تنش‌ها بر سر برنامه هسته‌ای و موشکی ایران، رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به اسرائیل، تنش‌ در خلیج فارس و نیز رفتار منطقه‌ای ایران، مقامات جمهوری اسلامی حضور منطقه‌ای آمریکا را تهدیدی بزرگ تلقی‌ کردند و تهران راه مقابله با دشمن دیرینه خود را در حمایت از گروه‌های آمریکاستیز یافت.

واقعیت‌ها، گزارش‌ها، و حوادث سال‌های اخیر نشانه‌های تغییر روابط جمهوری اسلامی ایران و طالبان را آشکار می‌کنند. در سال‌های اخیر آیت‌الله خامنه‌ای از طالبان هیچ انتقادی نکرده است. دستیار وزارت خارجه گروه طالبان را نیروهای امارات اسلامی نامیده و برخی‌ در تهران طالبان را جنبش اصیلی برخاسته از منطقه خوانده‌ا‌ند. گزارش‌هایی نیز در مورد آموزش و تجهیز طالبان توسط سپاه پاسداران وجود دارد که تهران همواره آن را رد کرده است.

اختر منصور که در سال ۲۰۱۶ در پاکستان در نزدیکی‌ مرز با ایران کشته شد گفته شد که از ایران وارد پاکستان شده بود. در سال ۲۰۱۸، تهران با اطلاع دولت وقت افغانستان میزبان طالبان بود. در ژانویه ۲۰۲۱ نیز یک هیأت طالبان به تهران سفر کرد و محمد جواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی از تشکیل دولت فراگیر اسلامی در افغانستان حمایت کرد. روزنامه کیهان نیز که بارها در مقالات خود از طالبان حمایت کرده است در جدیدترین مقاله خود ادعا کرده که طالبان از رهبر جمهوری اسلامی پیروی می‌کند.

آمریکاستیزی طالبان و تهران برای مشروعیت‌‌‌طلبی

آمریکاستیزی که سنگ بنای جمهوری اسلامی و ایدئولوژی اصلی‌، به ویژه بین هسته سخت قدرت و «نیروی میدان» است جمهوری اسلامی را به طالبان نزدیک کرده است. به دست گرفتن سکان وزارت خارجه جمهوری اسلامی به دست امیر عبداللهیان که یکی‌ از نیروهای سپاه قدس به حساب می‌‌آید و خود را ادامه دهنده راه سردار سلیمانی میداند در واقع تسلط کامل میدان بر دیپلماسی است که در نهایت هدف آن تقویت محور مقاومت در برابر غرب، و به ویژه آمریکا است. در این راستا، جمهوری اسلامی با تاکید بر اینکه طالبان تغییر کرده و همچون سابق عمل نمیکند و با کمک تحریف یا انکار واقعیت ظاهرا سعی‌ بر این دارد که طالبان را بخشی از محور مقاومت قلمداد کند.

با توجه به نیاز طالبان به نیروی انسانی‌ جهت بکارگیری تجهیزات آمریکایی‌ و در صورتی که جمهوری اسلامی ایران و طالبان به همکاری خود ادامه دهند، ممکن است که تهران در قبال کمک به طالبان بخشی از این تجهیزات را جهت مهندسی‌ معکوس به ایران انتقال دهد. این میتواند به تبلیغات آمریکاستیزی حاکمیت در تهران کمک کند.

افغانستان برای امنیت جمهوری اسلامی ایران از اهمیت برخوردار و تهران به دلیل امنیتی نیازمند ثبات در افغانستان تحت سلطه طالبان است. اولین دلیل امنیتی این است که طالبان و تهران هر دو داعش را دشمن خود میدانند. بنابر این احتمال این هست که هر دو برای مقابله با دشمن مشترک همکاری بیشتری داشته باشند. همچنین سیل مهاجران و پناهندگان افغان یکی‌ دیگر از معضلات جمهوری اسلامی به حساب می‌رود که طالبان میتواند جلو آنرا بگیرد.

منافع اقتصادی از دیگر زمینه‌های همکاری بین ایران و طالبان است. ایران بزرگترین صادر کننده به افغانستان به حساب می‌‌آید و به دلیل تحریم‌های بین المللی نیازمند گسترش بازارهای منطقه‌ای است. طالبان هم برای تثبیت قدرت و جلوگیری از هرج و مرج ناشی‌ از فروپاشی اقتصادی به همکاری دیگر کشورها وابسته است. تهران همچنین به پروژه راه آهن چاه‌بهار نیاز دارد. در سال ۲۰۲۱ تهران و کابل قراردادی در زمینه جریان آب از افغانستان به ایران امضا کردند که در صورت بی‌ ثباتی سیاسی در افغانستان، ایران متحمل ضرر‌های فراوان می‌شود.

چالش‌های پیش‌روی ایران

البته جمهوری اسلامی با دو چالش بزرگ هم رو به رو می‌باشد. اول اینکه، تسلط طالبان بر افغانستان و نزدیکی‌ این گروه به پاکستان، به معنی‌ کوتاه شدن دست هند از افغانستان است. بنا بر این، همکاری جمهوری اسلامی ایران با امارت اسلامی طالبان می‌تواند دهلی‌ نو را بیش از پیش نگران کند. دوم، جمهوری اسلامی خود را رهبر شیعیان جهان میداند. برخورد خشن طالبان با شیعیان و هزاره‌های افغانستان و تضییع حقوق آنان می‌تواند جمهوری اسلامی را با مشکل توجیه رابطه با طالبان به خصوص برای نیروهای وفادار خود رو برو کند.

جمهوری اسلامی علیرغم اختلافات تاریخی‌ و مذهبی‌، به دلیل احساس خطر از حضور آمریکا در همسایگی خود راه همکاری با طالبان را در پیش گرفت. ریاست جمهوری رئیسی و وزیر خارجه شدن یکی‌ از نیروهای اصلی‌ سپاه قدس، به گسترش این روابط کمک می‌کند. توجیه کردن وسیله توسط هدف می‌تواند به معنای آن باشد که جمهوری اسلامی منافع ارتباط با هند و پیوند تاریخی‌-فرهنگی ملت ایران با افغانستان را قربانی آمریکاستیزی خود کند و حملات آتی احتمالی طالبان علیه هزاره‌ها را ندیده بگیرد تا بتواند با تضعیف حضور آمریکا در منطقه از پرستیژ منطقه‌ای خود دفاع کند که از منظر تبلیغاتی به سود هسته سخت قدرت در تهران است، سناریویی که شاید در عراق هم تکرار شود.