تولد هفتاد سالگی ولادیمیر پوتین؛ آیا سیاست‌های «خود تخریبی» او به حکومت ۲۲ ساله‌‌اش پایان می‌دهد؟

Access to the comments نظرها
نگارش از یورونیوز فارسی  با استفاده از  آسوشیتدپرس
Russian Orthodox Patriarch Kirill talks to President Vladimir Putin
Russian Orthodox Patriarch Kirill talks to President Vladimir Putin   -   کپی رایت  AP Photo

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه روز جمعه ۷ اکتبر ۷۰ ساله شد. اگرچه به مناسبت این روز پاتریارک کریل، رهبر کلیسای ارتدوکس روسیه در پیامی خطاب به او گفت «خدا شما را در قدرت قرار داده»، اما به نظر نمی‌رسد که این دیدگاه از سوی همه شهروندان روسیه تایید شود.

پوتین برخلاف سال‌های گذشته که تولدش را با انجام سفرهای خارجی، پیاده‌روی در سیبری یا بازی هاکی با افراد مشهور جشن می‌گرفت، این بار روز تولدش را در محل کارش گذراند و در نشستی در سن پترزبورگ با سران کشورهای مستقل مشترک‌المنافع تحت رهبری روسیه سپری کرد.

پوتین در حالی ۷۰ ساله شده که در مقابل خود، طوفانی را می‌بیند که ساخته و پرداختۀ خودش است. ارتش او در اوکراین شکست‌های تحقیرآمیزی متحمل شده؛ صدها هزار روس در حال فرار از دستور بسیج عمومی او هستند و نظامیان او علنا به رهبران نظامی این جنگ توهین می‌کنند.

واکنش او به این تحولات این بوده که برای حفاظت از دستاوردهای روسیه در اوکراین، بارها قدرت‌های مقابل را به استفاده از سلاح‌ هسته‌ای تهدید کند؛ تهدیدی وحشتناک که در صورتی عملی شدن، ادعای «برقراری ثبات» که او بارها در جریان حکومت ۲۲ ساله‌ای تکرار کرده را بر باد خواهد داد.

آندی کولسنیکوف، پژوهشگر ارشد مرکز کارنگی در این باره می‌گوید: «این واقعاً لحظه سختی برای پوتین است، اما او نمی‌تواند دیگران را متهم کند؛ این کار را خودش انجام داده است.»

یک مکانیزم «خود تخریبی»

پوتین با به راه انداختن جنگ فاجعه‌بار در اوکراین، یعنی بزرگترین درگیری نظامی اروپا از زمان جنگ جهانی دوم، یک قرارداد اجتماعی نانوشته را نقض کرد؛ قراردادی که بر اساس آن روس‌ها بطور ضمنی پذیرفته بودند در ازای داشتن رفاه نسبی و ثبات داخلی، از آزادی‌های سیاسی بوجود آمده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی چشم‌پوشی کنند.

میخائیل زیگار، روزنامه‌نگاری که ارتباطات زیادی با نخبگان کرملین داشته و کتابی پرفروش نیز درباره پوتین و اطرافیانش منتشر کرده، می‌گوید که این حمله نه تنها برای مردم بلکه برای نزدیک‌ترین افراد به پوتین نیز غافلگیر کننده بود. 

او می‌گوید: «همه آنها در شوک فرو رفتند. هیچکدام از آنها نمی‌خواست چنین وضعیتی را ببیند زیرا با ادامه این وضع، همه چیز را از دست خواهند داد و آنها به خوبی می‌دانند که جایی برای فرار ندارند.»

استانیسلاو بلکوفسکی، یک مشاور سیاسی قدیمی با ارتباطات گسترده در میان اعضای طبقه حاکم نیز این تهاجم را یک مکانیزم «خود تخریبی» برای پوتین، رژیم او و فدراسیون روسیه توصیف می‌کند.

از نظر او، اقدام پوتین در صدور فراخوانی برای بسیج نیروهای ذخیره و الحاق چهار منطقۀ اوکراین به خاک روسیه نیز اقدامات عجولانۀ دیگری بودند که از سوی پوتین و در واکنش به عقب نشینی‌های مکرر ارتش روسیه زیر ضربات نیروهای اوکراینی مسلح به سلاح‌های غربی انجام شد و وفقط اوضاع را بدتر کرد.

به گفتۀ او، صدور این فراخوان نه‌تنها بر هرج و مرج‌ها افزود و بسیاری را مجبور به فرار از کشور و هجوم به کشورهای همسایه کرد، بلکه ارتش را نیز که پیش از این با کمبودهای تدارکاتی زیادی روبرو بود، در سازماندهی و آماده سازی سربازان تازه وارد ناتوان‌تر کرد. 

به همین دلیل است که اخبار دریافتی از داخل روسیه نشان می‌دهد به بسیاری از سربازان تازه وارد گفته شده که کیت‌های پزشکی و سایر وسایل اولیه را خودشان بخرند و در حالی که منتظر اعزام به جبهه هستند، روی زمین بخوابند.

استانیسلاو بلکوفسکی معتقد است که دستور بسیج عمومی، پایگاههای اصلی حمایت از پوتین را نیز تضعیف و زمینه را برای تحولات سیاسی احتمالی در آینده فراهم کرده است؛ زیرا «بعد از صدور فرمان بسیج عمومی، دیگر نمی‌توان به کسی توضیح داد که سیستم او همچنان دارای ثبات است».

رقابت بر سر قدرت

شکست‌های پی در پی در اوکراین همچنین باعث شد که انتقادات بسیاری بطور علنی علیه برخی از ارشدترین مقامات نظامی روسیه مطرح شود و کرملین نیز کاری برای متوقف کردن این انتقادات انجام نداد.

این گمان مطرح است که سکوت کرملین در این باره، احتمالا نشانۀ قصد پوتین برای ایجاد تغییرات عمده در بالاترین مقامات کشور و احتمالا سرزنش مقامات ارشد نظامی به عنوان عاملان وقوع شکست‌ها باشد. 

بلکوفسکی می گوید: «اختلاف میان گروههای قدرتمند اطراف پوتین نیز می‌تواند سیستم را بی‌ثبات کند و کنترل پوتین بر اوضاع کشور را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.»

این وقایع در حالی روی می‌دهد که پوتین پیش از این بارها حکومت آشفتۀ سلف خود بوریس یلتسین را سرزنش کرده و «دوران زوال» خوانده بود.

تاکتیک پوتین برای خروج از بحران

از نظر بلکوفسکی، پوتین امیدوار است از اهرم انرژی به عنوان یک «ابزار فشار» در مقابل غرب استفاده کند و به کمک روش‌هایی از جمله کاستن از صدور گاز به اروپا و انعقاد توافقی با اوپک برای کاهش تولید نفت، قیمت‌ها را بالا ببرد و بر ایالات متحده و متحدانش فشار بیاورد. تا به این ترتیب غرب به طور ضمنی وضعیت موجود در اوکراین را بپذیرد، همکاری‌های انرژی با روسیه را از سر بگیرد، تحریم‌های فلج کننده را لغو و دارایی‌های روسیه را آزاد کند.

پوتین همچنین در تلاشی بی‌پرده برای وادار کردن اوکراین و متحدان غربی‌اش به عقب‌نشینی، تهدید کرده که از «همه ابزارهای موجود» برای دفاع از سرزمین‌های تازه الحاق شدۀ اوکراین استفاده خواهد کرد.

استانیسلاو بلکوفسکی تهدیدهای هسته‌ای پوتین را بازتابی از «ناامیدی فزاینده» او می‌داند و می‌گوید: «این آخرین گام برای او است و این حرکت را باید یک خودکشی دانست. اگر او واقعا برای انجام چنین کاری آماده باشد به این معنی است که ما شاهد حکومت دیکتاتوری هستیم که حتی بدتر از استالین است.»

اگرچه برخی معتقدند که چنانچه پوتین اگر دکمه تسلیحات هسته‌ای را فشار دهد، ناتو می‌تواند با سلاح‌های متعارف به روسیه حمله کند و به همین دلیل پوتین از تهدید فراتر نمی‌رود، اما بلکوفسکی هشدار می‌دهد که پوتین قاطعانه بر این باور است که اگر روسیه از سلاح هسته‌ای با بازده انفجاری پایین استفاده کند، ایالات متحده و متحدانش جرأت نخواهند کرد که پاسخی بدهند؛ به همین دلیل هر احتمالی وجود دارد.

بلکوفسکی تاکید می‌کند که در قبال پوتین نباید تنها به معیارهای منطقی اتکا کرد؛ زیرا دلیلی که کارشناسان نتوانستند الحاق کریمه به روسیه یا تهاجم فعلی را پیش‌بینی کنند، این بود که برای پیش‌بینی رفتار پوتین، تنها به معیارهای منطقی بسنده کرده بودند.