ایلان ماسک و کیان پیرفلک؛ آیا ماهیت شبکه‌های اجتماعی در ایران تغییر کرده است؟

Access to the comments نظرها
نگارش از یورونیوز فارسی
ایلان ماسک و کیان پیرفلک
ایلان ماسک و کیان پیرفلک   -   کپی رایت  عکس ایلان ماسک از آسوشیتدپرس و عکس کیان پیرفلک از شبکه های اجتماعی   -  

واکنش «ایلان ماسک» چه خواهد بود در مقابل پاسخ «کیان پیرفلک» به سؤال معلمش که از خودش و ایلان ماسک به عنوان افراد «خوشبخت و خوشحال» دنیا نام برده بود؟ آیا اصلاً مالک جدید توئیتر که در روزهای گذشته سرگرم انجام نظرسنجی برای بازگشت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری پیشین آمریکا به این شبکه اجتماعی بود، نام این کودک را که بارها در توئیتر برده شده، شنیده است؟ آیا می‌داند که کودکی با این دیدگاه در ایران به ضرب گلوله کشته شده است؟

کیان پیرفلک ۲۵ آبان ماه در جریان اعتراض‌های ضدحکومتی در ایذه در حالی‌که با پدر، مادر و برادر کوچکترش در خودرو و در حال بازگشت به خانه‌اشان بودند،‌ توسط افراد مسلح هدف تیراندازی قرار گرفتند که در پی آن، کیان جان‌باخت و پدرش هم زخمی شد.

رسانه‌های دولتی ایران در پی این حادثه از «تروریست‌ها» به عنوان عاملان کشتار مردم ایذه از جمله کیان نام بردند اما مادر کیان در سخنانی در مراسم خاکسپاری فرزندش، «لباس‌شخصی‌ها» را عامل کشتن کیان معرفی کرد.

انتشار سخنان زینب مولایی، مادر کیان در شبکه‌های اجتماعی از جمله توئیتر باعث شد تا روایت رسمی در مقابل روایت مادر رنگ ببازد و روایت او غالب شود.

در دو ماه اخیر ماهیت شبکه‌های اجتماعی در ایران بسیار بیشتر از انتظار همگان تغییر کرده است. ایرانیان از زمان جان‌باختن مهسا امینی که در بازداشتگاه نیروی انتظامی ایران به کما رفت تا گسترش اعتراض‌ها در ایران و کشته شدن بسیاری از معترضان شاهد دورانی کم سابقه از برتری و سلطه شبکه‌های اجتماعی هستند.

سرنوشت اعتراض‌هایی که از شهریور ۱۴۰۱ در ایران شروع شده و تاکنون هم ادامه دارد، هنوز نامعلوم است. حکومت ایران در گذشته توانسته است همه اعتراض‌هایی که در کشور رخ داده بود را به نحوی مدیریت یا سرکوب کند اما این‌بار این اعتراض‌ها برای بیش از دو ماه طول کشیده است و همچنان ادامه دارد.

شواهد و مستندات گسترش اعتراض‌های مردمی روزهای گذشته در ایران نشان می‌دهند که معترضان به یک ساختار چند بعدی تعلق دارند که نسبت به سال‌های گذشته گسترده‌تر و پیچیده‌تر شده‌اند.

از همین رو ساختاری که در این روزها مسئول مقابله با اعتراض‌های مردم ایران شده است، در کنار نیروهای امنیتی، انتظامی و قضایی، بخش رسانه‌ای و تبلیغاتی خود را هم فعال‌تر و گسترده‌تر کرده است. مدافعان وضع موجود در حکومت ایران برای ایجاد بستر مناسب روانی برای سرکوب اعتراض‌ها همانند معترضان به شبکه‌های اجتماعی رو آورده‌اند.

مروری بر چگونگی برخورد نظام سیاسی ایران با رسانه‌های مستقل و در ادامه با شبکه‌های اجتماعی به هنگام اعتراض‌های خیابانی نشان می‌دهد که مسئولان قضایی، امنیتی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران از ابتدای تاسیس این حکومت در مواجهه با گردش آزاد اطلاعات یک سیاست کم و بیش یکسانی داشته است و آن، «مهار» رسانه‌های مستقل و در ادامه شبکه‌های اجتماعی برای دست بالا داشتن در روایت‌ها بوده است.

نظام رسانه‌ای ایران پیش از شهریور ۱۴۰۱

از ابتدای تاسیس نظام جمهوری اسلامی ایران، رادیو و تلویزیون یک رسانه انحصاری با سوگیری شدید سیاسی بود. همه خبرگزاری‌های ایران هم وابسته به نهادهای حکومتی و عمومی بودند که محتوای آن‌ها هم سوگیری سیاسی به نفع حاکمان داشت.

البته در میان مطبوعاتی که منتشر می‌شدند و بیشترشان به نهادهای عمومی وابسته بودند، شماری از آن‌ها خصوصی بودند.

روزنامه‌نگاری حرفه‌ای در این دوران با فراز و فرودهایی همراه بود و روزنامه‌نگاران با محدودیت‌های فراوانی روبه‌رو بودند. در این دوران، ده‌ها روزنامه و مجله توقیف و ده‌ها روزنامه‌نگار احضار و بازداشت شدند و فشارشدیدی بر روزنامه‌نگاری حرفه‌ای وارد شد تا جایی که این نگرانی به وجود آمد که روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و مستقل در ایران ادامه نخواهد یافت.

با گسترش دایره کاربران اینترنت در دهه‌های هشتاد و نود که کودکان تا سالمندان را شامل می‌شد، برای پهنای باند اینترنت محدودیت‌هایی ایجاد شد و برخی از پیام‌رسان‌ها مانند توئیتر و تلگرام فیلتر شدند. این شیوه به هنگام اعتراض‌های گسترده در سال‌های ۱۳۸۸، ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ شدیدتر اجرا شد.

نظام رسانه‌ای ایران پس از شهریور ۱۴۰۱

پس از شهریور ۱۴۰۱ نظام رسانه‌ای ایران با دگرگونی‌های گسترده‌ای مواجه شد. با منفعل شدن رسانه‌های مستقل و روزنامه‌نگاران حرفه‌ای در داخل کشور، صدا و سیما و رسانه‌های متعلق به حکومت، میدان‌دار شدند و به شکلی یک‌طرفه به گزارش حوادث پرداختند. اما این رسانه‌ها از آنجا که نتوانستند به نیازهای مخاطبان خود پاسخ دهند عملاً آن‌ها را به سمت رسانه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی هدایت کردند.

در پی توجه بیشتر مردم به رسانه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی، سرعت اینترنت به شدت کاهش یافت. در این بین شماری از پیام‌رسان‌ها مانند واتس‌آپ هم فیلتر شدند.

در مقابل، کاربران اینترنت تسلیم نشدند. از همین رو میزان استفاده از فیلترشکن در سطح جامعه و به‌خصوص با گسترش اعتراض‌ها به شدت رشد کرد.

در این میان، ایلان ماسک، بنیانگذار شرکت فضایی اسپیس‌ایکس که ماموریت ارائه خدمات اینترنت ماهواره‌ایِ استارلینک را هم بر عهده دارد در پاسخ به پرسشی در مورد امکان فنی قرار دادن ایران در فهرست کشورهای دریافت کننده اینترنت ماهواره‌ای، خواستار دریافت معافیت‌های تحریمی از سوی دولت آمریکا شد، موضوعی که با چراغ سبز کاخ سفید مواجه شد.

آقای ماسک در حالی با قرار دادن نام ایران در فهرست کشورهای دریافت‌کننده اینترنت ماهواره‌ای مخالفت نکرد که مخالفان نظام سیاسی ایران از قطع اینترنت به عنوان ابزار رایج نیروهای امنیتی ایران برای ممانعت از اطلاع‌رسانی اعتراض‌ها و مخابره آزادانه اخبار و تصاویر آن یاد می‌کنند.

اینک مدت‌ها از کاهش دسترسی شهروندان ایرانی به اینترنت می‌گذرد و نشانه‌ای از بهبود اوضاع ارتباطات ایران به چشم نمی‌خورد، نه از سوی ایلان ماسک و نه از سوی دولت ایران.

مواضع مقام‌های رسمی ایران نشان می‌دهند که از دید آن‌ها رسانه‌های مستقل و شبکه‌های اجتماعی ریشه اصلی بحران کنونی هستند و تا هنگامی که این دیدگاه وجود داشته باشد، محدودیت‌های نظام رسانه‌ای و انسدادهای اینترنتی همچنان ادامه خواهد داشت.

هم‌زمان رادیو و تلویزیون ایران هم حاضر نشده است رویه‌های گذشته خود را برای جذب مخاطبان با نظرات متفاوت از دیدگاه‌های رسمی نظام سیاسی، تغییر دهد.

به توییتر یورونیوز فارسی بپیوندید

با چنین سیاستی آنچه بدیهی است، شمار زیادی از مخاطبان به رسانه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی متمایل خواهند شد. اما ایلان ماسک، ثروتمند‌ترین مرد جهان که نامش این روزها به دلیل خرید شبکه اجتماعی «توئیتر» بیش از همیشه در رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی مطرح می‌شود تاکنون اقدام خاصی در خصوص دسترسی ایرانیان به اینترنت ماهواره‌ای انجام نداده است یا دستکم اقدامات انجام شده به نتیجه عملی خاصی ختم نشده است.

مرور چگونگی رفتار مخاطبان نظام رسانه‌ای در ایران نشان می‌دهد که آن‌ها راه خود را متناسب با رفتار حاکمان و وضعیت موجود طی کرده‌اند، موضوعی که پس از شهریور ۱۴۰۱ پررنگ‌تر شده است.

با این حال این سؤال مطرح می‌شود که چرا مسئولان ایران همچنان به ایجاد محدودیت برای رسانه‌های مستقل و انسداد اینترنت ادامه می‌دهند؟ آیا آن‌ها متوجه رنگ باختن روایت رسمی از چگونه کشته شدن کیان پیرفلک در مقابل روایت مادر او نشده‌اند؟