خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

«صداها»؛ فیلم جدید مرجان ساتراپی

«صداها»؛ فیلم جدید مرجان ساتراپی
اندازه متن Aa Aa

صداها، چهارمین فیلم بلند مرجان ساتراپی کارگردان ایرانی فرانسوی و یک کمدی سیاه در فضایی فانتزی است. در این فیلم مخلوطی از خشونت، وحشت، عشق و کمدی وجود دارد. قهرمان این فیلم برغم مهربانی و روحیه لطیف به یک قاتل زنجیره ای تبدیل می شود.

صداها پس از فیلم نه چندان موفق ساتراپی به نام باند یوتا به سینما آمد. افتتاحیه فیلم روز ۱۲ اسفند در شهر لیون فرانسه انجام شد و تماشاگران از آن استقبال کردند.
صداها نخستین فیلمی است که فیلمنامه اش توسط خود ساتراپی نوشته نشده است و او آن را تجربه ای بسیار غنی می داند.

مرجان ستراپی در این مورد می گوید: «وقتی که شما سناریو را خودتان می نویسیند، وقتی که آدم داستان خودش را خودش تعریف می کند مسلما این داستان درباره چیزی است که آدم خودش خوب می شناسد و در نتیجه جنبه ناشناس وجود ندارد، امری است که به هر حال به دنیای من مربوط می شود. ولی دنیای من دنیای من است یعنی محدود به شخص من است. وقتی یک سناریویی را به شما میدهند مثل این می ماند که دنیای دیگری را به دنیای شما اضافه کرده اند و در نتیجه دنیای شما بزرگتر میشود.»

قهرمان این فیلم جری نام دارد که یک جوان شیزوفرن (روان پریش) است که صدای سگ و گربه خانگی اش را می شنود. جری عاشق فیونا می شود اما او را به قتل می رساند و سپس به تشویق صداهایی که از حیوانات می شنود به یک قاتل زنجیره ای تبدیل می شود.

شاید مهمترین شباهت صداها با سایر آثار ساتراپی فضای فانتزی فیلم باشد.

ساتراپی می گوید: «مسئله جالب برای من ساختن دنیایی است که وجود ندارد. دلیلش این است که من در دنیای واقعی زندگی می کنم و زندگی من همینی است که وجود دارد. سینما دقیقا جایی هست که شما می توانید همه چیز را بهتر، بزرگتر، رنگی تر و زیباتر بسازید. این امر برای من خیلی جذاب تر است که یک دنیای فانتزی و یک چیزی که وجود ندارد را از صفر و از اول بسازم. این مسئله برای من خیلی جالب است و در نتیجه همیشه داستان هایی که بر رویشان کار می کنم داستان هایی هستند که فانتزی زیادی دارند.»

فیلم صداها نقطه عطفی در کارنامه حرفه ای ساتراپی محسوب می شود.
ساتراپی با فیلم پرسپولیس به شهرت رسید، فیلمی که روایتی از دوران انقلاب ایران و فضای حاکم بر کشور در سالهای نخست پس از انقلاب بود.
فیلم موفق دیگر او به نام خورشت مرغ آلو نیز در ایران می گذشت. اما تفاوت اصلی فیلم اخیر او، فضای متفاوت آن است.
در صداها هیچ نشانی از ایران نیست و به نظر می رسد این کارگردان دیگر قصد ساخت فیلم با موضوع ایران را ندارد.

ساتراپی در این باره می گوید: « من یک چیزهایی در مورد ایران می خواستم درست کنم که کردم، حرفی که داشتم را زدم. وقتی شما یک حرفی را میزنید و به صورت کامل آن را تعریف می کنید، دوباره گفتن آن فقط تکرار کردن خودتان است و بعد از یک مدتی حوصله مردم سر میرود. من بیست و شش سال از عمرم را در ایران زندگی نکردم، خوب؟ در نتیجه یک چیزی برای گفتن داشتم اما سال ۱۹۹۴ این تمام میشود چرا که این همان موقعی است که من از ایران میروم.»