محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

تجربه کاوه بغدادچی در نمایشگاه تجسمی پرتره

تجربه کاوه بغدادچی  در نمایشگاه تجسمی پرتره
نگارش از Pantea Bahrami

نمایشگاه تجسمی پرتره در نگارخانه «فیلیس وستون» در ایالت اوهایو آمریکا با حضور ۱۹ هنرمند شکل گرفت. به جز یک هنرمند هندی و یک ایرانی، بقیه هنرمندان حاضر در این رویداد آمریکایی هستند. در این نمایشگاه آثار منتخب نقاشی، طراحی، عکاسی، چیدمان و آثار حجمی و چاپ نیز دیده می شد. این نمایشگاه تا ۷ ژانویه ۲۰۱۶ برای علاقمندان دایر است.

کاوه بغدادچی عکاس ایرانی با سه اثر در این نمایشگاه حضور دارد. «شاید جایی دیگر، شاید وقتی دیگر» نشانگر دغدغه مشترک بغدادچی و بسیاری از عکاسان است:ارتباط عکاسی با واقعیت و نحوه بازنمایی واقعیت مقابل دوربین. «شاید جایی دیگر، شاید وقتی دیگر» عکسی سیاه و سفید است که در آن مردی تنها و پشت به دوربین در یک کادر به یک تابلو می نگرد. کاوه بغدادچی درباره این اثر به یورونیوز می گوید: «ایده اصلی اینگونه خلق شد که چگونه یک عکس می تواند در آن واحد به دو واقعیت متضاد (مربوط به دو زمان و مکان متفاوت) اشاره کند. عکس ها می توانند برعکس تصور عمومی و رایج به بیش از یک زمان و مکان اشاره داشته باشند و دید مخاطب را به چالش بکشند. این حالت در عکس ها همیشه به صورت دستکاری محسوس به چشم نمی آید و در بسیاری از مواقع این عکس ها در نگاه اول همچون عکسی مستند به ذهن می رسند.»


شاید جایی دیگر، شاید وقتی دیگر»

چرخش از مستند به آثار هنری

کاوه بغدادچی کار عکاسی مستند در ایران را در کارنامه خود دارد. در هر سه اثر او در این نمایشگاه چرخشی از مستند به آثار هنری به چشم می خورد. عکس های او تکامل تدریجی را نشان می دهد. بغدادچیان خود را عکاسی خودآموخته و تجربی می داند و مدتی است که برآورده شدن انتظارات و ایده آل های عکاسی به ویژه دغدغه های تئوریک و ذهنی وی، با محدودیت های عکاسی مستند سازگار نیست و نیاز به تمرکز بر ژانرهای دیگر هنری داشت تا در اجرا و فرم بیانی با محدودیت روبرو نباشد و در حقیقت تکنیک تابعی از محتوا قرار گیرد. وی در مورد تجربه های نوینش می گوید: «کارهایی که امروز در دانشکده هنر سینسیناتی روی آنها کار می کنم از نظر دغدغه اجرایی بسیار شبیه همین کارها هستند با این تفاوت که نقش محتوا در کارهای من مدام در حال کم رنگ تر شدن است و خود «عکاسی به عنوان یک مدیوم» تبدیل به محتوای کارهایم شده است. در واقع روی نوعی فراعکاسی کار می کنم، عکاسی فارغ از سوژه. این سه عکس نیز که در پیوند با سال های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳هستند به نوعی اولین تلاش هایم برای رسیدن به چنین رویکردی در عکاسی بوده است.»

حس نوستالژیک

حلقه ای که هر سه اثر را به هم پیوند می زند، حس نوستالژیکی است که در همه آنها وجود دارد. بغدادچی معتقد است که شرقی ها بیشتر با این حس و با گذشته درگیر هستند و از آنجا که عکس به مفهوم کلاسیک خود همواره با زمان ارتباط دارد، زمانی که به یک عکس نگاه می کنید، عملا با گذشته درگیر می شوید. وی می گوید: «من همواره نسبت به عکس های قدیمی حسی نوستالژیک داشته ام ولی همیشه بیشتر از محتوای عکس، نحوه ارجاع عکس به زمان گذشته و برانگیختن احساسات درونی انسان ها برایم جالب توجه بوده است.»


«خاطرات فراموشی»

برای مثال در عکس «خاطرات فراموشی» سه عکس از سه زن یا سه عکس از یک زن که یکی از آنان زنی با حجاب و پشت به دوربین است، به نمایش در می آید. حسی که تصویر زن در سرزمینی مانند ایران را در چرخش زمان و هویت یا شاید بی هویتی او و رنجهایش به نوعی به تصویر کشیده است.
روشن است زمانی که کار هنری به پایان می رسد بعنوان یک اثر مستقل از هنرمند نگریسته می شود و تفسیرهای آن می تواند کاملا متفاوت از نظر سازنده اثر باشد. کاوه بغدادچیان معتقد است در این عکس به هیچوجه دغدغه هویتی مطرح نیست و تا آنجا که توانسته آنها را حذف کرده است. او می گوید: «این اثر نوعی تلاش برای بازی با ایده نحوه شکل گیری معناهای متفاوت در ذهن ما با چیدن عکس ها در کنار یکدیگر است. یعنی چطور ذهن ما با دیدن فریم اول و بعد فریم دوم و سوم سعی می کند ارتباطی معنایی بین آنها برقرار کند و داستانی حول آنها شکل دهد. البته محتوای این داستان بستگی به ذهنیت مخاطب دارد و از کنترل من سازنده اثر خارج است. معنای این عکس برای من اشاره به از دست دادن است. این یک حس مشترک جهانی بین ما انسان هاست. در این اثر سعی کردم تمرینی داشته باشم بر نظریه خاطره غیرارادی انسان ها که به قول مارسل پروست با عکس به شدت تحریک می شود و همچنین گفته معروف رولان بارت که عکس ها بیشتر درباره نیستی یک لحظه هستند تا هستی و جاودانه کردن آن لحظه. این اشاره به توانایی عکاسی در برانگیختن همان حس نوستالژیکی است که همه انسان ها نسبت به گذشته شان دارند.»

لحظه تولد: فصل مشترک

لحظه تولد: فصل مشترک، اثری است سیاه و سفید که در آن کودکی که نماد بی ریایی است و اشتراکی اولیه درهمه انسان به نظر می رسد، به تصویر کشیده شده است و بعد در ادامه اینکه شما در کدام نقطه جغرافیایی و درکدام خانواده به دنیا بیایید، سرنوشت تان دستخوش تغییرات فاحش می گردد. کاوه بغدادچی ایده اصلی این عکس را نیز همین تفاوت ها می داند و ادامه می دهد: «ما فقط در بدو تولد شبیه هم هستیم و بعد از آن همان شرایط محیطی مانند وضع اقتصادی، فرهنگی، جغرافیایی، نژادی، ملیت و … کم کم و به مرور زمان هر چه بیشتر سبب تفاوت ما از همدیگر می شوند و هویت ما مجموعه ای از تاثیراتی است که این شرایط ناگزیر روی زندگی ما داشته اند و در نتیجه مدام از هم متفاوت می شویم و بین ما مرزهای متفاوتی شکل می گیرد ولی در بدو تولد همگی انسان ها شبیه هم هستند یا به صورت بالقوه می توانند شبیه هم باشند.»

لحظه تولد