خبر فوری
محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

کابینه جوان یونان به مصاف چالش های کهنه می رود

نظرها
euronews_icons_loading
کابینه جوان یونان به مصاف چالش های کهنه می رود
اندازه متن Aa Aa

اعضای هیات دولت جدید یونان، عمدتا تجربه حضور مدیریتی را در راس قوه مجریه ندارند.

متاسفانه اگر در هماهنگی به مشکل بخوریم، مثل چیزی که امروز شاهدش هستیم، از ریسک خروج یونان از حوزه یورو و یا حتی فروپاشی این حوزه در امان نخواهیم بود.

الکسیس سیپراس، نخست وزیر 40 ساله، اگرچه سیاستمداری کارکشته و سخنوری چیره دست است، اما سابقه مسئولیت اجرایی وی، از مدیریت تحقیقات دانشگاهی فراتر نمی رود؛ این امر به خودی خود برای بسیاری از شهروندان یونان که از سال ها ناکارآمدی و حتی فسادِ دولتمردانِ مجرب کشورشان رنج برده اند، می تواند یک نقطه مثبت باشد.

گیانیس دراگاساکیس، معاون نخست وزیر از حزب سیریزا و پانوس کامنوس، وزیر دفاع از حزب یونانی های مستقل، تنها اعضای کابینه جدیدند که سابقه حضور در دولت های گذشته را دارند. دراگاساکیس مسئولیت مذاکره مجدد با تروئیکای وام دهنده به یونان را بر عهده دارد.

«مارکسیست غیرقابل پیش بینی»

اما شاید جنجالی ترین نامی که در کابینه سیپراس به چشم می خورد، یانیس واروفاکیس باشد؛ وزیر امور دارایی؛ استاد دانشگاه در رشته اقتصاد با سابقه تدریس و تحقیق در کشورهای مختلف و تالیفات علمی پرشمار، آقای واروفاکیس که خود را یک مارکسیست غیرقابل پیش بینی توصیف می کند، فعالیت حزبی گسترده ای در احزاب کمونیست یونان داشته است.

یک وزارتخانه جدید

سنت شکنی دیگر کابینه جدید یونان، ایجاد وزارتخانه شفافیت، به صدارتِ پانایوتیس نیکولودیس است. یونان در میان کشورهای اتحادیه اروپا، بالاترین نرخ فرار مالیاتی و استخدام های غیرقانونی، معروف به کار سیاه را دارد. درحالی که حقوق بگیران یونانی، موظف به پرداخت مالیات های سنگین برای بازپرداخت بدهی کشورشان و جبران کسری بودجه هستند، بسیاری از نهادهای ذی نفوذ و ساختارهای کهن این کشور و از جمله کلیسای ارتودوکس، از پرداخت مالیات طفره می روند.

پارلمانی بدون حصار

از زمان برگزاری آخرین دور انتخابات، حصارهایی که از دو سال پیش از ترس تظاهرات خشونت بار، به دور پارلمان کشیده شده بود، برداشته شده و مجلس بار دیگر، دست کم به صورت نمادین، در دسترس شهروندان قرار دارد؛ شهروندانی که از سال ۲۰۰۸ و همزمان با بحران گسترده پولی و مالی، در سطح جهان، دوره ای از سیاست های سختگیرانه اقتصادی را تجربه می کنند.

تروئیکای بین المللی، متشکل از، کمیسیون اروپا و بانک مرکزی اروپا و صندوق بین المللی پول، در قبال اعطای بسته های نجات مالی به یونان، شرایط دشوار و بهره های سنگینی برای بازپرداخت بدهی ها به این کشور تحمیل کردند. بسیاری از شهروندان یونانی، در شش سال گذشته، با از دست دادن کار، کاهش حقوق، افزایش مالیات و قطع خدمات اجتماعی، بهای گزافی برای جلوگیری از ورشکستگی دولت پرداخت کردند.

نتیجه انتخابات روز یکشنبه، و رای اعتماد بسیاری از مردم به دولتی بی تجربه که در عین حال راه حلی یک سره متفاوت را پیشنهاد می دهد، به خوبی نشان داد که یونان تحمل وضعیت فلاکت بار موجود را ندارد.

مذاکرات جدید؛ بیم ها و امیدها

بزرگترین مانع برای تحقق مذاکرات مجدد میان یونان و تروئیکای بین المللی، دولت دموکرات مسیحی آلمان است؛ آنگلا مرکل صدر اعظم، حتی با بخشش قسمتی کوچک از بدهی های یونان مخالفت می کند. خانم مرکل احتمالا منفورترین شخصیت در میان بخش بزرگی از مردم یونان است.

باید دید آیا الکسیس سیپراس و کابینه تازه نفسش، توانایی سیاسی لازم را برای جذب شرکای جدید در میان اعضای اتحادیه اروپا دارند یا خیر؟ مذاکره با فرانسه و ایتالیا، که رشد را به جای ریاضت اقتصادی، راه حل مشکلات حوزه پولی یورو می دانند، می تواند فرصت خوبی برای دولت جدید یونان باشد.

مهمان ما متیو پلَن، اقتصاددان، از سازمان دیدبان شرایط اقتصادی فرانسه (OFCE) و مشاور اقتصادی آرنو مونبور، وزیر اسبق اقتصاد فرانسه است. آقای پلَن، شما به حملاتتان علیه سیاست های ریاضتی در بودجه شناخته شده اید، سیاست هایی که به تازگی از جانب آلکسیس سیپراس نخست وزیر یونان، به عنوان بزرگترین دشمن کشور معرفی شده اند.

یورونیوز: ریاضت هیچگاه کار نکرده، نه در یونان، نه در اسپانیا و نه در فرانسه. چرا صندوق بین المللی پول و تروئیکا کماکان بر اجرای آن در یونان اصرار می ورزند؟

متیو پلَن: تاثیر سیاست های ریاضتی بسته به شرایط اقتصادی تغییر می کند.
معاهدات بودجه اروپا، ذاتا سیاستی ریاضتی را تحمیل می کنند. می بینیم که هر چه کشور ها بیشتر دچار مشکلات جدی می شوند، بیشتر از آنها خواسته می شود تا به سرعت کسری ها و بدهی ها را کم کنند، ایراد این سیاست اینجاست. در چندین کشور مشاهده شده که این سیاست ها تاثیر معکوس داشته اند. شکی نیست که باید کسری ها و بدهی ها را کاهش داد اما از این کشورها خواسته شده با سرعتی بیش از حد چنین کاری را انجام دهند و البته باعث شده رشد اقتصادی در این کشورها کاملا شکسته شود، کاهش شدید اشتغال را به همراه داشته و سبب شده قرض و کسری بودجه برعکس بالا برود. به نظر من یکی از اشتباهات کمیسیون اروپا دست کم گرفتن تاثیر ریاضت بر رشد اقتصادی است. جالب است که صندوق بین المللی پول که در آغاز از حامیان این سیاست ها بود، گناه را بر گردن گرفته و اذعان کرده در تحلیل سیاست ریاضتی اشتباه کرده است و گفته نهایتا عواقب این سیاست بسیار بیشتر از چیزی بوده که انتظار می رفته است.

یورونیوز: آیا ریاضت تنها راه چاره در برابر تحلیل رفتن امور مالی دولتی است؟ برای برونرفت از بحران چه راه های جایگزین دیگری را می شد به یونان پیشنهاد داد؟

متیو پلَن: منظور از ریاضت چیست؟ دیدیم که ریاضت در یونان به شدت قوی و زجرآور بود. به یاد بیاوریم که میزان اشتغال سقوطی بیست و پنج درصدی داشت، یعنی بیست و پنج رتبه در تولید ناخالص داخلی، این یعنی چیزی شبیه بحرانی که در دهه سی میلادی رخ داد و در شرایطی به سر یونان می آید که میزان بیکاری نزدیک سی درصد است و بیش از پنجاه درصد جوانان بیکارند. مشکل امروز در واقع ریاضت نیست، شدت اعمال آن است. یعنی می شود سیاستی را پیش گرفت که هدفش پایین آوردن کسری بودجه باشد اما قابل تحمل هم باشد و بویژه به همراهش انواع دیگر سیاست هم اعمال شود، علی الخصوص یک سیاست پولی انعطاف پذیر، شبیه چیزی که در آمریکا پیاده شد. مشکل اروپا این است که ما همزمان هم سیاست ریاضتی بسیار دشواری را اجرا کرده ایم و هم سیاست پولی مان از کشورهای دیگه انعطاف کمتری دارد. به اضافه دیدیم که در طول بحران، قدرت یورو هم نتوانست اهرمی برای رشد اقتصادی باشد.

یورونیوز: برگزیدن راه های جایگزین برای ریاضت اقتصادی به این معناست که قلب اروپا و بویژه موتور آن یعنی آلمان و فرانسه در راه اندازی دوباره چرخ اقتصاد کشورهای دیگر سرمایه گذاری کنند. اما این با فرض درجه ای از همبستگی اروپایی است که وجود ندارد. این طور نیست؟

متیو پلَن: بله حق با شما است. یعنی ما با این دشواری هم روبروییم. امروز بده و بستان میان کشورهای اروپا بسیار ضعیف است و نتیجتا در این قاره از همبستگی اثری نیست.
اما آیا می توانیم در حالی که نظام بودجه ای قوی تری نداریم کماکان واحد پولی مشترکمان را حفظ کنیم؟ اگر قرض ها را تقسیم نکنیم؟ این مساله اصلی است. اما لازمه آن این است که برخی از کشورها تغییر کنند و کمک های قابل توجهی داشته باشند. خصوصا کشورهای دارای مرکزیت. این یعنی انتقال ثروت. و خب رای دهندگان هم باید با اینها موافقت کنند. واضح است که در آخر انتخاب چندانی نمی ماند: یا باید به سمت یکپارچگی فراگیرتر اروپایی و مالیاتی برویم، یعنی حتی یک مالیات اروپایی را متصور شویم که پروژه های اروپایی را تغذیه کند، و یا متاسفانه اگر در هماهنگی به مشکل بخوریم، مثل چیزی که امروز شاهدش هستیم، از ریسک خروج یونان از حوزه یورو و یا حتی فروپاشی این حوزه در امان نخواهیم بود. بله، در آخر ما بیشتر به همبستگی اروپایی محتاجیم.

یورونیوز: آقای پلَن، استاد دانشگاه سوربون، ممنون که پاسخگوی سوالات ما بودید.