محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

آموزش زبان‌های خارجی در ایران؛ معیار انتخاب زبان چیست؟

Access to the comments نظرها
نگارش از Pantea ‌Bahrami
آموزش زبان‌های خارجی در ایران؛ معیار انتخاب زبان چیست؟

بهرام محمدیان، معاون وزیر آموزش و پرورش در گفتگو با خبرگزاری ایسنا در دهم خرداد ماه در پیوند با گفتمان زبان‌های خارجی در ایران گفت: «ما غفلتی پس از یک توجه داشته ایم؛ زیرا در سند تحول بنیادین دو رویکرد در آموزش زبان‌های خارجی دنبال شده است. اول آنکه زبان های خارجی باید متحول شود. دوم آنکه در این سند رویکرد آموزش زبان‌های خارجی در نظام رسمی، تجویزی بود، به این معنا که انحصاری نیست.» محمدیان که رییس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی نیز هست، اضافه می کند: «غفلت اول این بود که دانش آموزان اطلاع کافی نداشتند که می توانند علاوه بر انگلیسی، زبان دیگری را انتخاب کنند، دوم آنکه آمایش سرزمینی به منظور نیازسنجی کشور به زبان های خارجی انجام ندادیم و سوم اینکه معلم متخصص این زبان ها تربیت نکردیم.» با این توصیف هنوز پژوهشی برنامه ریزی شده در پیوند با نیازهای تدریسی هر نوع زبان، چه خارجی و چه ملی در سطح کشور انجام نگرفته است. بنابراین شاید تجربه کشورهای دیگر بتواند کمکی به این موضوع کند.

ضرورت یادگیری بیش از یک زبان در دوران متوسطه

عواملی مانند اشتراک فرهنگی، قومی و دینی با کشورهای هم مرز یا حتی بدون مرز مشترک از عوامل ضرورت فراگیری چند زبان است. نمونه این موضوع زبان فارسی در کشورهایی مانند تاجیکستان، ازبکستان و افغانستان است. در ایران از ابتدای تاسیس نظام نوین آموزشی تدریس زبان عربی در مدارس مرسوم بوده است. علی اکبر مهدی جامعه شناس معتقد است، قاعده کلی تدریس «زبان خارجی» به این واقعیت برمی گردد که در همه جوامع گستردگی نیازها، امکانات فرهنگی، سیاسی و تجاری آنها را وادار به داد و ستد با کشورهای دیگر جهان می کند. مهمترین این دادوستدها علم، صنعت و تجارت است. او در گفتگو با یورونیوز یادآوری می کند: «در دنیای امروز گسترده‌ترین زبانی که تولید و انتقال فرآورده‌های علمی و تجاری و حتی فرهنگی را به‌عهده دارد، زبان انگیسی است. هر چه این آمادگی از سنین پایین تر آغاز گردد، انتقال منظم‌تر و محکم تر و پایدارتر و تضمین موفقیت بیشتر خواهد بود.»

بدون ارزش گذاری مثبت یا منفی، این واقعیت که امروز انگلیسی از مهمترین زبان های علمی دنیاست را شاید بتوان با این مثال قابل فهم تر کرد: قبل از مرگ آلبرت انشتین فیزیکدان آلمانی که بخاطر حاکمیت نازی ها در آلمان مجبور به مهاجرت به آمریکا شد، بسیاری از مقالات فیزیک به زبان آلمانی در مجلات این کشور منتشر می شد و داوطلبان دکترای فیزیک باید این زبان را فرا می گرفتند. بهرام زندی که دکترای فیزیک خود را پس از انقلاب ۵۷ در آمریکا گرفته است، به یورونیوز می گوید: «حتی زمانی که من دانشجوی دکترا بودم، دیگر آموختن زبان آلمانی در آمریکا جزو شرایط پذیرش دکترای فیزیک در آمریکا نبود، چون خود آلمانی ها پس از مرگ او مقالات فیزیک را به زبان انگلیسی نوشته و منتشر می کنند.» در اینجا بحث درست بودن یا نادرست بودن پذیرش انگلیسی بعنوان زبان علمی جهان نیست، بلکه موضوع واقعیتی است که وجود دارد. در بسیاری از کشورها در دوران متوسطه نه یک زبان بلکه فراگیری چند زبان خارجی ضرورت دارد.

معیارهای تدریس برای انتخاب زبان در کشورهای مختلف

معیارهای تدریس در کشورهای مختلف بسیار متفاوت است. در آلمان و آمریکا اساس سیاست های آموزشی به‌عهده ایالت هاست. و آنها معمولا دست بازتری برای اجرای این سیاست ها دارند. برای مثال در آلمان سه رشته اصلی در مدارس متوسطه وجود دارد، زبان آلمانی، انگلیسی و ریاضی. این بدان مفهوم است که برای مثال فیزیک و شیمی جزو رشته های اصلی نیست، گزینش این سه رشته (آلمانی، انگلیسی و ریاضی) در هر سال در دوران متوسطه برای دانش آموزان اجباری است. در آلمان به جز این دو زبان، دانش آموز باید یک زبان خارجی دیگر هم بیاموزد که می تواند آن‌ را انتخاب کند؛ فرانسه، لاتین یا ایتالیایی.


علی‌اکبر مهدی

در آمریکا نیز آموزش از وظایف ایالت هاست نه دولت فدرال. علی اکبر مهدی، جامعه شناس براین باور است که زبان فرانسه و ایتالیایی بیشتر در رابطه با وابستگی های فرهنگی، هنری در این کشور تدریس می گردد. زبان لاتین بعنوان یک زبان ریشه به‌ویژه در حوزه های علمی، تدریس می شود. فراگیری زبان آلمانی بصورت محدودتری در پیوند با ریشه های فرهنگی بخشی از شهروندان آلمانی ـ تبار انجام می گیرد. در مدارس متوسطه این زبان ها بیشتر جنبه انتخابی دارند تا اجباری. یکی دیگر از معیارهای انتخاب زبان ترکیب و تنوع جمعیتی ایالت ها نیز هست. علی اکبر مهدی در گفتگو با یورونیوز می افزاید: «در ایالاتی که دارای جمعیت گسترده ای از مکزیکی تبارهاست، تدریس زبان اسپانیایی مرسوم است. علاوه بر حجم متقاضی یرای آموزش این زبان ها، معیار بودجه و امکانات نیز نقش اساسی برای تدریس این زبان ها بازی می کند.» در سالهای اخیر علاوه بر ارائه آموزش فرانسه و اسپانیولی، تدریس زبان چینی در مدارس آمریکا بسیار مرسوم شده است، که به میزان گستردگی جمعیت و میزان تجارت این کشور درسطح جهان نیز بر می گردد.

تدریس زبان‌های خارجی در ایران

در نظام آموزشی مدرن ایران علاوه بر تدریس عربی که ریشه مذهبی دارد، ابتدا تدریس زبان فرانسه و سپس تدریس زبان انگلیسی برای ارتباط با دنیای غرب نیز آغاز شد. معلمان فرانسوی در دوره ناصرالدین شاه در مدرسه دارالفنون حضور داشتند. در سال ۱۲۹۹ شمسی انستیتو پاستور در دوران قاجار بعنوان نماد همکاری علمی دو کشور در ایران پایه گذاری شد. اولین متخصصان و استادان دانشگاه تهران نیز از فرانسه فارغ التحصیل شدند. علی اکبر مهدی جامعه شناس در گفتگو با یورونیوز تاکید می کند: «ولی در نهایت زبان انگلیسی بود که تدریس آن در مدارس، بعنوان اصلی‌ترین زبان خارجی، مرسوم شد.» وی بر این باور است که اگر چه در بسیاری از کشورهای مستعمره انتخاب زبان خارجی برای مدارس بر اساس رابطه استعماری بود، اما در ایران انتخاب این زبان ناشی از «برآمد آن در سطح بین المللی» بود. او می افزاید: «علاوه بر پذیرش جهانی زبان انگلیسی، روابط رو به رشد ایران با انگلستان و آمریکا نیز نقش موثری در پذیرش و گسترش تدریس زبان انگلیسی در ایران داشت.»

تدریس زبان آلمانی و فرانسه نیز بر اساس تقاضا در برخی از مدارس خصوصی و انجمن ها هم در زمان پهلوی و هم در جمهوری اسلامی وجود داشته است. کیفیت پایین تدریس انگلیسی در دوران متوسطه، انتقادی است که در پیوند با تدریس این زبان در مدارس ایران وجود دارد. البته نباید فراموش کرد که با توجه به گستردگی ارتباطات جهانی و اینترنت، یادگیری زبان بسیار آسانتر شده است. بسیاری از جوانان با توجه به نیاز خود از این امکانات برای یادگیری انگلیسی یا زبان های دیگر استفاده فراگیری می کنند.