محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

محمد درویش: مردم ایران دست کم چند گام از رهبران در زمینه مطالبات محیط زیستی جلوتر هستند

Access to the comments نظرها
نگارش از نیما قدکپور
اعتراضات در جریان کنفرانس اقلیمی گلاسگو
اعتراضات در جریان کنفرانس اقلیمی گلاسگو   -   کپی رایت  Scott Heppell/Copyright 2021 The Associated Press. All rights reserved

کنفرانس اقلیمی گلاسگو، موسوم به کوپ ۲۶، در حالی این هفته آغاز بکار کرد که بسیاری از جمله نخست وزیر بریتانیا و دبیرکل سازمان ملل متحد آنرا «آخرین شانس بشر برای فرار از نابودی» عنوان کردند. گزارش های علمی سازمان ملل و بسیاری از مراکز تحقیقاتی جهان نشان می دهند که با ادامه روند موجود در تولید کربن و گازهای گلخانه ای جهان در کمتر از ۸۰ سال به سمت ویرانی کامل خواهد رفت.

اتحادیه اروپا و کشورهای صنعتی پیشاپیش متعهد شده اند که تا سال ۲۰۵۰ تولید کربن را به صفر برسانند. با این حال برای نجات زمین تعهد و حتی عمل بخشی از کشورهای جهان بی فایده خواهد بود چرا که تمام عناصر این کره خاکی فراتر از مرزها و خطوط فرضی به هم وابسته هستند. بنابراین نیاز است که همه کشورهای جهان و شهروندان زمین ما دست بکار شوند.اما شواهد خلاف آنرا نشان می دهد.

هر چند یکی از گفتمانهای رایج امروز در غرب گفتمان آخرالزمانی «نابودی جهان» به دلیل تغییرات اقلیمی است با این حال می بینیم که رهبران در بسیاری از کشورها، از جمله در ایران در پیش گرفتن سیاست کربن صفر را ویرانگر می دانند. آنها بر این باورند که محدودیت های زیست محیطی می تواند جلوی پیشرفت و استقلالشان را بگیرد. همزمان معتقدند که کشورهای توسعه یافته، مسئول بخش بزرگی از آلودگی های زیست محیطی امروز، باید جبران مافات کرده و به کشورهای در حال توسعه و جهان سومی در این زمینه کمک کنند. باوری که در سال ۲۰۱۵ در جریان کوپ ۲۱ پاریس حتی در پیمان هم قرار گرفت اما تا امروز اجرا نشده است.

Leo Correa/Copyright 2021 The Associated Press. All rights reserved.
تصاویر هولناک از جلو آمدن آب دریا در سنگالLeo Correa/Copyright 2021 The Associated Press. All rights reserved.

آری، دغدغه و چشم انداز شهروندان و حاکمان نسبت به بحرانهای زیست محیطی یکسان نیستند. در ایران، دست کم در جریان تبلیغات انتخاباتی یک دهه اخیر بحرانهای محیط زیستی نه تنها در اولویت نامزدها نبوده، بلکه اصولا هیچ سخنی هم از آن به میان نیامده است.

در حالی که فرونشست زمین، بحران آب و خشکسالی و سیل بارها خطرات محسوس تغییرات اقلیمی را در پیش چشم ایرانیان قرار داده است. چه خطراتی ایران را تهدید می کنند؟ تا چه اندازه آینده ایران به تغییرات اقلیمی و گرم شدن زمین گره خورده است؟

برای یافتن پاسخی به این سوال ها سراغ یکی از شناخته شده ترین فعالان و پژوهشگران محیط زیستی در ایران رفته ایم، محمد درویش. او تا همین اواخر به عنوان محقق حوزه بیابان و شناخت مولفه‌ های بیابانزایی در مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور کار می کرد. آقای درویش سه دهه است که بطور فعال در زمینه زیست بوم های ایران و آگاه کردن شهروندان نسبت به خطرات مختلف تغییرات اقلیمی و بیابان زایی فعالیت می کند.

یورونیوز: همانطوری که احتمالا می دانید اینجا در اروپا، دست کم در سالهای اخیر آمار تولید گازهای گلخانه ای و کربن ثانیه به ثانیه محاسبه و ارائه می شود، آیا آماری از «ردپای تولیدات کربنی ایران و میزان انتشار گازهای گلخانه ای» وجود دارد یا نه؟ آیا در دولت کنونی و یا در برنامه های دراز مدت طرحی برای رسیدن به وضعیت کربن خنٍثی آماده شده است؟

محمد درویش: من هیچ آمار رسمی درباره میزان انتشار گازهای گلخانه ای در ایران ندیده ام. نه سازمان حفاظت ازمحیط زیست و نه شرکت نفت و نه هیچ مرجع دیگری، در این زمینه آمار رسمی منتشر نمی کند. البته ما در حوزه های مختلف دیگری هم چنین نقصی داریم. با این حال یکبار در یکی از گزارش های مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی دیدم که از ایران به عنوان یکی از ۱۰ کشور اصلی تولید و انتشار گازهای گلخانه ای در جهان یاد شده بود.

در صحبت های رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی بازهم این جمله را شنیدم که ایران یکی از ۱۰ کشور تولید گازهای گلخانه ای است. به نظر می رسد که مقامات ایران خیلی مایل نیستند در این زمینه عدد و رقم بدهند. چرا که این اعداد و ارقام می تواند برای آنها دردسرساز باشد.

یورونیوز: بر اساس گزارش های سازمان ملل، ایران از قرار معلوم یکی از کشورهایی است که بیشترین تلفات را در صورت ادامه روند گرم شدن زمین خواهد داد. پس چگونه است که در سپهر سیاسی ایران همچنان محیط زیست، حتی در انتخابات اخیر و وعده های نامزدها، هیچ جایی ندارد. دلیل این بی توجهی چیست؟

محمد درویش: یکبار آقای روحانی، رئیس جمهوری سابق گفت که دولت های غربی مقاله ها و هشدارهایشان را تنها برای ما جهان سومی ها می نویسند. می گویند طرح انتقال آب اجرا نکنید، ولی خودشان این کار را انجام می دهند. می گویند سدسازی خوب نیست اما خودشان انجام می دهند. می گویند نباید فاضلاب به دریا بریزد اما خودشان انجام می دهند. این طرز تفکر هر چند که نابخردانه است اما به نظر می رسد طرز تفکر غالب حاکمیت در ایران باشد. اصولا حاکمان در ایران دغدغه های زیست محیطی را خیلی جدی نمی گیرند.

آنها بیشتر فکر می کنند که این دغدغه ها و مطالبات بیشتر مطرح می شود تا اجازه ندهند این حاکمان به رشد و توسعه ای برسند که قرار است در مقابله با استقلال آنها از غرب استفاده شود. به همین دلیل هم است زمانی که فعالان محیط زیست توصیه هایی به حاکمیت می کنند از «جمله اینکه ما نباید وابستگی معیشتی را به منابع آب و خاک زیاد کنیم چرا که این کار باعث نابودی ذخایر آب شیرین می شود و یا اینکه نباید به سراغ استفاده از صنایع آب بر برویم یا اینکه نباید به صنایع انرژی بر دامن زد»، حاکمیت این توصیه ها را به گونه دیگری تعبیر می کند.

آنها بیشتر فکر می کنند که این دغدغه ها و مطالبات بیشتر مطرح می شود تا اجازه ندهند این حاکمان به رشد و توسعه ای برسند که قرار است در مقابله با استقلال آنها از غرب استفاده شود. به همین دلیل هم است زمانی که فعالان محیط زیست توصیه هایی به حاکمیت می کنند از «جمله اینکه ما نباید وابستگی معیشتی را به منابع آب و خاک زیاد کنیم چرا که این کار باعث نابودی ذخایر آب شیرین می شود و یا اینکه نباید به سراغ استفاده از صنایع آب بر برویم یا اینکه نباید به صنایع انرژی بر دامن زد»، حاکمیت این توصیه ها را به گونه دیگری تعبیر می کند.

حاکمیت معتقد است این فعالان از ما می خواهند نرمش بیشتری به خرج دهیم و کرنش بکنیم و از اهداف استقلال طلبانه خودمان فاصله بگیریم. آنها(حاکمان) خودکفایی در کشاورزی را بنوعی استقلال طلبی معنی می کنند و به پیام ها و موازین و آموزه های محیط زیستی در حقیقت به دیده تردید می نگرند.

یورونیوز:‌ یکی از مهم ترین کارهای شما دست کم در ماه های اخیر آشنا کردن شهروندان ایران با خطرات محسوس تغییرات اقلیمی است. یکی از آنها وجود شکاف ها و فرونشست های زمین در بسیاری از نقاط ایران از جمله در نزدیکی اصفهان و تهران است. تا چه اندازه فکر می کنید که در سال های اخیر شهروندان در جای جای ایران نسبت به تغییرات اقلیمی احساس خطر کرده اند و آماده عمل هستند؟

محمد درویش: من احساس می کنم مردم ایران دست کم چند گام از رهبرانشان در زمینه مطالبات محیط زیستی جلوتر هستند. یک مثال: چندی پیش که طرح انتقال آب خزر به سمنان مطرح شد، زمانی که از آقای کلانتری، رئیس پیشین سازمان حفاظت ازمحیط زیست پرسیدند که این طرح انتقال آب منجر به تخریب درختان هیرکانی می شود و جنگل های هیرکانی اخیرا در یونسکو ثبت جهانی به عنوان میراث طبیعی شده اند؛ آقای کلانتری در پاسخ گفت که نگران نباشید ما فکر کردیم که این خط از کنار خط انتقال نیروگاه نکا عبور کند. در نتیجه فقط ۴۰ هکتار از جنگل ها ویران خواهد شد. این ۴۰ هکتاری که آقای کلانتری بیان کردند با واکنش گسترده روبرو شد. بسیاری پرسیدند که «۴۰ هکتار مگر کم است؟» و یا اینکه «این درختان قدمت زیادی دارند و تاریخی هستند». در پاسخ به این افراد، آقای کلانتری شوکه شد و گفت: « عجب، در ۲۰ سال اخیر دومیلیون هکتار جنگل از دست دادیم و شما هیچ واکنشی نشان نداده اید اما حالا به این ۴۰ هکتار گیر داده اید؟‌».

حرف کلانتری از منظری درست است. مثلا برای ساخت همین نیروگاه نکا ده ها برابر این ۴۰ هکتار جنگل های این منطقه نابود شدند. با این حال صدای هیچ کسی، حدود پانزده سال پیش در مخالفت بلند نشد.

اما امروز شاهدیم که رسانه ها و مردم ۴۰ هکتار را تحمل نمی کنند. این موضوع نشان می دهد که مردم تغییر زیادی کرده اند. امروز شاهدیم که مردم زنجیره انسانی تشکیل می دهند علیه توسعه های صنعتی. از جمله در مقابل ساخت کارخانه های پتروشیمی و یا اینکه مخالفت با استخراج از معادن جدید. بارها دیده ایم در سال های اخیر که مردم در برابر طرح های انتقال آب و یا سدسازی مقاومت کنند.

چنین مقاومتی ۲۰ سال پیش امکان نداشت. من به این بیداری مردم، اصطلاح «بیداری محیط زیستی» داده ام. و شخصا بسیار امیدوارم. هر جایی که می روم می بینم که مردم تا چه اندازه نسبت به آب شدن یخ ها، خشک شدن رودخانه ها، فرآیند فرونشست زمین، که همه آنها ناشی از تغییرات اقلیمی و جهان گرمایی است حساس هستند. همه این شهروندان با حسرت از زمانی یاد می کنند که تا چه اندازه برف داشتند و حال اینکه دیگر در زمستان ها کمتر شاهد بارش برف و باران هستیم.

من به این بیداری مردم، اصطلاح «بیداری محیط زیستی» داده ام. و شخصا بسیار امیدوارم. هر جایی که می روم می بینم که مردم تا چه اندازه نسبت به آب شدن یخ ها، خشک شدن رودخانه ها، فرآیند فرونشست زمین، که همه آنها ناشی از تغییرات اقلیمی و جهان گرمایی است حساس هستند.

یورونیوز: ایران تا چه حد در برابرآسیب های ناشی از تغییرات اقلیمی آسیب پذیر است؟

محمد درویش: ایران در برابر تغییرات اقلیمی بسیار آسیب پذیر است. یعنی تمام کشورهایی که در نوار ۲۵ تا ۴۰ درجه نیمکره شمالی قرار دارند، اصطلاحا از این کشورها به عنوان کمربند خشک جهانی یاد می شود، به شدت در مقابل «جهان گرمایی» حساس هستند.

ما یک ایستگاه تحقیقاتی در دامنه کوه دماوند داریم، بررسی ۶۰ ساله آمارهای دمای این ایستگاه می گوید دست کم میانگین دما در این ۶ دهه بیش از دو درجه افزایش پیدا کرده است. یعنی خیلی بیشتر از میانگین جهانی. اغلب یخچال هایمان مانند علم کوه و دنا و زردکوه و شاهان کوه و دماوند و سبلان اغلب موجودی برف و یخ خود را از دست داده اند. در مناطقی که حتی رد پای انسان وجود ندارد ما شاهد نابودی این منابع هستیم. حتی سال گذشته آبشار یخی در ارتفاع بالای ۵ هزار متر در دماوند از دست دادیم. پس ایران می تواند به شدت قربانی تغییرات اقلیمی باشد. بیشتر از میانگین جهانی.

ما یک ایستگاه تحقیقاتی در دامنه کوه دماوند داریم، بررسی ۶۰ ساله آمارهای دمای این ایستگاه می گوید دست کم میانگین دما در این ۶ دهه بیش از دو درجه افزایش پیدا کرده است. یعنی خیلی بیشتر از میانگین جهانی. اغلب یخچال هایمان مانند علم کوه و دنا و زردکوه و شاهان کوه و دماوند و سبلان اغلب موجودی برف و یخ خود را از دست داده اند.

یورونیوز: ۲۰ سال پیش گفته می شد که ایران به عنوان یک کشور نفتی نیازی به برق اتمی ندارد. اما الان ماجرا متفاوت شده است و بسیاری از دولت های اروپایی از جمله بخشی از سبزهای فرانسوی طرفدار انرژی هسته ای شده اند؛ شما چه نظری دارید و آیا انرژی های تجدید پذیر بهتری از اتم در ایران در اختیار ماست؟

محمد درویش: همانطوری که گفتید اختلاف نظر در این باره زیاد هستند. مساله این است: اگر ما نتوانیم تا سال ۲۰۵۰ میزان تولید دی اکسید کربن را به صفر برسانیم کار بشریت تمام است و مطابق پیش بینی هایی که شده است در انتهای این قرن بیش از ۵۰۰ میلیون نفر از جمعیت جهان باقی نخواهد ماند.

پس ما چاره ای نداریم جز پایان دادن به نیروگاه های حرارتی، استخراج زغال سنگ و همه مواردی که باعث ایجاد و توسعه دی اکسید کربن می شود. از این منظر برای تولید برق، یا باید بدنبال انرژی خورشیدی برویم، یا انرژی بادی، یا جزر و مدی و یا انرژی زمین گرمایی و یا اینکه بطور کلی شیفت کنیم به انرژی هسته ای.

انرژی هسته ای هرچند می تواند فاجعه هایی مانند فوکوشیما و چرنوبیل را خلق کند اما این فاجعه ها تنها بخش هایی از زمین و ماهیت تاب آوری آنرا می تواند از حیز انتفاع خارج کند. در صورتی که انرژی فسیلی اگر تداوم داشته باشد کل بشریت را نابود خواهد کرد.

بنابراین اگر بنا بر انتخاب باشد خصوصا در اروپا و یا در کشورهایی چون آلمان و فرانسه، که میزان روزهای آفتابی کم است بهتر خواهد بود که از انرژی هسته ای استفاده شود البته با رعایت تمهیدات. اما در کشورهایی مثل ایران، عربستان، امارات متحده عربی که تعداد روزهای آفتابی بیش از ۳۰۰ روز هستند ما براحتی می توانیم از انرژی خورشیدی و انرژی بادی استفاده کنیم مخصوصا با ارتقا تکنولوژی پنل‌های خورشیدی.

می دانید که پنل های خورشیدی در حال حاضر در بهترین حالت تنها تا ۳۰ درصد راندمان و توان تولید انرژی از طریق تابش خورشید را دارند. اگر این راندمان به ۵۰ درصد برسد واقعا یک انقلاب بزرگ در زمین تولید انرژی رخ خواهد داد. همچنین هزینه استحصال انرژی خورشیدی بسیار کم خواهد شد. به نظر چشم انداز بسیار امید بخشی در این زمینه در انتظار ماست.

یورونیوز: سازمان عفو بین الملل در آخرین گزارش خود تصریح کرده که کشورهایی که کمترین نقش را در گرم شدن زمین و تغییرات اقلیمی داشته اند مهم ترین قربانیان امروز این تغییرات هستند. از جمله ماداگاسگار که با بحران خشکسالی و گرسنگی دست و پنجه نرم می کند و یا گامبیا که درگیر آب گرفتگی و توفان های خانمان برانداز شده است؛ آیا می توان گفت که تنها سرمایه داران خواهند بود که از تغییران اقلیمی در دهه های آتی جان بدر خواهند برد و بقیه شهروندان قربانی خواهند شد؟

محمد درویش: این عدالت اقلیمی مساله مهم و جدی است. ده کشور جهان بیش از ۸۰ درصد گازهای گلخانه ای را تولید می کنند. این که انتظار داشته باشیم که همه سهم مساوی داشته باشند برای این که گند بشریت جبران شود، عملا امکان پذیر نیست. چرا که این ده کشور اصلی با گندی که زده اند ثروت بیش از حدی را توانسته اند ذخیره بکنند، که این ثروت امکان بازتولید انرژی های تجدید پذیر را به آنها می دهند.

امکان تولید انرژی های خورشیدی، تولید خودروهای برقی و آنها می توانند نیروگاه های حرارتی را به سرعت از مدار خارج بکنند. یا اینکه به سمت ساخت کارخانه های سیمان و یا فناوری های که می تواند به افزایش انتشار دی اکسید کربن کمک کند، نروند.

اما در کشورهای مثل ایران که همه راه ها به این ختم می شود که اگر می خواهید صادرات غیرنفتی داشته باشید باید حتما سیمان تولید بکنید، فلزات سنگین تولید بکنید و یا اینکه استفاده از منابع معیشتی آبی و خاکی را افزایش دهید و در غیر این صورت حاکمان معتقدند که اقتصاد دچار بحران و فلج اقتصادی خواهد شد. پس حالا که قرار است به این ترتیب فلج شویم چه دلیلی دارد که به فکر دنیا باشیم.

ضرب المثلی داریم که می گوید آب که از سر گذشت چه یک وجب چه ده وجب. الان دنیا به این نقطه رسیده است. به نظرم اگر جهان شمال، جهان ثروتمند صداقت می داشت به همان تعهداتی که از سال ۲۰۰۹ خود طرح کرده بود، از جمله اینکه سالانه ۱۰۰ میلیارد دلار اختصاص بدهند به کشورهای در حال توسعه تا این کشورها هم بتوانند سیاست هایی را برای کاهش تولید کربن و گازهای گلخانه ای اجرا کنند، عمل می کرد اما این کار را نکردند.

همین دیروز نخست وزیر بریتانیا از متحدان در نشست کوپ ۲۶ خواست تا این ۱۰۰ میلیارد فراهم شود.همزمان بوریس جانسون درخواست استخراج نفت در دریای شمال را صادر کرد. یا جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا، که خود را پیشرو در کاهش گازهای گلخانه ای می دانند بتازگی از اپک خواست تا تولید نفت خود را افزایش دهد تا قیمت جهانی نفت افزایش پیدا نکند تا که ایشان و همقطارانشان ضرر نکنند.

اگر قرار باشد مثلا تمام مردم جهان شبیه شهروندان آمریکا زندگی کنند ما نیاز به کره زمینی خواهیم داشت که ۴ برابر کره زمینی کنونی است. اگر همه قرار باشد مانند قطری ها زندگی کنند ما به کره زمینی نیاز داریم که بیش از ۵ برابر کره زمین کنونی باشد.

اینها تناقض هایی است که مردم بدرستی آنرا می فهمند. اگر قرار است واقعا به سمت رستگاری برویم باید همه سهم خود را متناسب با بامی که از جهان اشغال کرده اند بپردازند. در حال حاضر انگار در کره زمینی هستیم که ۱.۵ برابر کره زمین کنونی است.

اگر قرار باشد مثلا تمام مردم جهان شبیه شهروندان آمریکا زندگی کنند ما نیاز به کره زمینی خواهیم داشت که ۴ برابر کره زمینی کنونی است. اگر همه قرار باشد مانند قطری ها زندگی کنند ما به کره زمینی نیاز داریم که بیش از ۵ برابر کره زمین کنونی باشد.

AP Photo
به نظاره نشستن آب شدن یخها در نزدیکی قطب جنوبAP Photo

اگر هم همه قرار بود مثل بوتانی‌ها و یا ماداگاسکاری ها زندگی کنند، با دو دهم کره زمین کنونی هم می توانستیم مشکلاتمان را حل کنیم و خب این خردمندانه و اخلاقی نیست که بگوییم شهروندان ماداگاسکار و یا بوتان باید همانقدر هزینه بدهند که شهروندان آمریکایی یا قطری.

البته همانطور که اشاره کردم باید تولید کربن را تا ۲۰۵۰ به صفر برسانیم، که البته برای به صفر رساندن در ۲۰۵۰ میلادی، باید تا سال ۲۰۳۰ به یک سوم برسانیم و در سال ۲۰۴۰ به دو سوم. یعنی نمی توانیم صبر کنیم تا در ۲۰۵۰ به یکباره به صفر برسانیم. در آن زمان دیگر کاری از دستمان برنمی آید. به همین دلیل اگر این ده کشور بزرگ آلوده کننده جهان به وظیفه خود عمل کنند فکر می کنم بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

با این حال، بر این باورم که تصمیم گیران این ده کشور معتقدند که در بدترین سناریو بین ۵۰۰ تا یک میلیارد جمعیتی که از تغییرات اقلیمی جان سالم بدر می برند، شهروندان کشورهای خودشان خواهند بود. به همین جهت همچنان به تجارت و منافع اقتصادی فکر می کنند که آنرا افزایش دهند.

این موضوع آینده امیدوارکننده ای را برای جهان به ارمغان نمی آورد مگر اینکه افکار عمومی آگاه تر شوند و رسانه ها مستقل تر عمل کنند و اجازه ندهند که سیاستمداران بیایند و حرف های قشنگ بزنند ولی در عمل کاری انجام ندهند.