محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

بحران در مرز لهستان و بلاروس؛ آیا «دشمنان شرقی» به تنش میان ورشو و اتحادیه اروپا پایان می‌دهند؟

Access to the comments نظرها
نگارش از Amirbehnam MASOUMI
ولادیمیر پوتین و الکساندر لوکاشنکو
ولادیمیر پوتین و الکساندر لوکاشنکو   -   کپی رایت  AP Photo

بحران مهاجرت در مرز لهستان و بلاروس، دولت راست‌گرای ورشو را در موقعیت ویژه‌ای قرار داده است. حاکمان حزب قانون و عدالت اگرچه همچنان بر سر ماجرای حاکمیت قانون، استقلال قضات، سقط جنین و حقوق همجنسگرایان با اتحادیه اروپا درگیر هستند، اما به نظر می‌رسد رویارویی با مینسک و مسکو، دست‌کم فرصت کاهش تنش با بروکسل را در اختیار لهستان قرار داده است.

با ادامه روند تلاش مهاجران برای عبور از مرز بلاروس و ورود به لهستان، ماتئوش موراویتسکی، نخست‌ وزیر لهستان روز چهارشنبه دولت مینسک را به اعمال تروریسم دولتی متهم کرد. آقای موراویتسکی یک روز پیش از آن رسما ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه را به حمایت از این «بحران» متهم کرده بود.

دولت راست‌گرای لهستان می‌گوید بحران سیاسی کنونی، فراتر از یک چالش معمول مهاجرتی و عملا یک تهدید سیاسی است که ثبات و آرامش در اتحادیه اروپا را هدف گرفته است. نخست وزیر لهستان روز چهارشنبه با کنایه تلویحی به اتحادیه اروپا گفت: «مرزهای ما، مرز کشورهای قانونمند با کشورهای بی‌قانون و حکومت‌های قدرت‌سالار و قلدرمآب است... ما نمی‌خواهیم با تفنگی پشت سرمان با بلاروس و روسیه همکاری کنیم. ما تنها خواهان همکاری با کشورهای دموکراتیک هستیم.»

«دشمنان شرقی» و «متحدان نامحبوب غربی»

بدبینی ورشو به روسیه در جریان بحران مهاجرتی در مرزهای شرقی لهستان با بلاروس امر عجیب و غریبی نیست. همانطور که پیشتر توضیح داده شد، لهستان به عنوان «قربانی همیشگی» همسایه قدرتمند شرقی، همواره خود را در معرض تهدید روسیه می‌بیند. در همین چشم‌انداز، حرکت هزاران پناهجو از بلاروس به سوی مرزهای لهستان با آمریت برادر بزرگ‌تر در مسکو و صرفا به عاملیت «دیکتاتور کوچک و انتقام‌جوی» مینسک انجام می‌شود.

لهستان به‌عنوان خط مقدم رویارویی اتحادیه اروپا با فدراسیون روسیه، حمایت تمام و کمال بروکسل را خواستار است. تنش تاریخی و ژئوپولیتیک میان روسیه و اروپا که پس از دوره تاریخی فروپاشی شوروی تا میانه دهه نخست قرن بیست ویکم کاهش یافته بود، در سال ۲۰۰۸ و در پی حمله روسیه به گرجستان بر سر مالکیت بر اوستیای جنوبی بار دیگر بالا گرفت. این وضعیت پرتنش در بیش از یک دهه گذشته فقط وخیم‌تر شده است.

دولت راست‌گرای لهستان، با حاکمیت حزب قانون و عدالت، نماینده سیاسی ناسیونالیسم تاریخی لهستان به شمار می‌رود. حزب حاکم اگرچه در داخل این کشور یک جریان «راست میانه» است اما در مقیاس اروپایی راست‌تر از راست‌های افراطی کشورهایی مثل فرانسه و آلمان عمل می‌کند: سنت‌گرایی و وفاداری به ارزش‌های مذهبی که منجر به وضع قوانین محدود کننده زیست دگرباشان جنسی یا حق سقط جنین می‌شود، در گفتمان احزابی مثل جبهه ملی فرانسه و آلترناتیو برای آلمان هم جایی ندارد. جریان‌های «رسمی» راست‌گرای افراطی اروپای غربی، احتمالا به دلیل رویارویی طولانی با مهاجران عمدتا مسلمان و با وجود پایبندی به فرهنگِ سنتی-مسیحیِ نیاکان، از دستاوردهای مدرن حقوقی و اجتماعی، نظیر برابری حقوقی زنان، مقابله با خشونت علیه دگرباشان و حتی حقوق حیوانات به‌عنوان سلاحی در برابر مسلمانان استفاده می‌کنند. «راست میانه» لهستان و بسیاری دیگر از کشورهای اروپای شرقی با توجه به زیست تاریخی قرن بیستم، هرگز چنین تجربه‌ای نداشته است. شاید این واقعیت تاریخی را بتوان یکی از مبناهای ناهمخوانی سیاست‌های دولت لهستان با اتحادیه اروپا در نظر گرفت.

جنبه دیگر تفاوت راست میانه و افراطی لهستان با جریان‌های همسو در دیگر کشورهای اروپایی نزدیکی به روسیه است. در حالی که راست‌های افراطی، از خارجی‌ستیزهای بریتانیا گرفته تا حزب اجتماع ملی فرانسه، پوپولیست‌های لگای ایتالیا، نئونازی‌های آلمان و دولت فیدز مجارستان همگی به «روسیه مقتدرِ سفیدپوست» تحت حاکمیت ولادیمیر پوتین ارادت دارند، راست میانه و افراطی لهستان، باتوجه به تجربه تاریخی دست‌کم دو قرن گذشته، هیچ علاقه‌ای به داشتن یک ابرقدرت در مرزهای شرقی خود ندارند. فیلم‌های پرشمار میهن‌پرستانه و تاریخی عمدتا ضد روسی کارگردانان جوان لهستانی در شبکه نت‌فلیکس، می‌تواند تصویر گویایی از ذهنیت روشنفکران ناسیونالیست این کشور به دست بدهد. مقایسه ملی‌گرایان حاکم بر لهستان و اوکراین با دیگر جریان‌های دستِ راستی‌ اروپا، به قول نادر نوربخش، کارشناس ایرانی راست افراطی اروپا، نشانگر تقدم «ژئوپولیتیک بر ایدئولوژی» (عینیت بر ذهنیت) است.

با وجود این اختلاف‌ها، تقابل اتحادیه اروپا با روسیه و اقمار اروپایی روسیه و به‌ویژه بلاروس، ورشو و بروکسل را در یک خط قرار می‌دهد. حمایت تمام قد اورزولا فن در لاین، رئیس کمیسیون اروپا و شارل میشل، رئیس شورای اتحادیه اروپا از ورشو در برابر بلاروس و روسیه در ماجرای بحران مهاجرت، نشانگر پیوند محکم و منافع مشترک دو طرف در برابر تهدیدهای مسکو و متحد کوچکش، مینسک است.

چرخش بیشتر به سوی راست افراطی

شارل میشل و اورزولا فن در لاین ماه گذشته و در پایان اجلاس شورای اتحادیه اروپا، در زمانی که تنش میان بروکسل و ورشو دستور کار رهبران ۲۷ کشور اروپایی را تحت‌الشعاع قرار داده بود، در کنفرانس خبری پایانی این نشست با تکرار گزاره معروف «همه گزینه‌ها روی میز است» از اعلام تصمیم مشخص درباره مجازات ناقضان حاکمیت قانون و اصول بنیادین حقوقی اتحادیه اروپا خودداری کردند. تعامل و مدارای اتحادیه اروپا با لهستان، باوجود تهدید کادرهای حزب عدالت و قانون به «پولگزیت» می‌تواند در چارچوب همین رویارویی مرزی با بلاروس توضیح داده و توجیه شود.

با وجود همبستگی بروکسل با ورشو در ماجرای رویارویی با بحران مهاجرت در مرزهای این کشور با بلاروس، از قرار معلوم لهستان قصدی برای کوتاه آمدن در برابر مطالبات اتحادیه اروپا ندارد. حزب حاکم لهستان روز سه‌شنبه از حضور راست‌گراهای افراطی در راهپیمایی روز ملی این کشور در تاریخ ۱۱ نوامبر حمایت کرد. این تصمیم در حالی اعلام می‌شود که شهردار چپ‌گرای ورشو در پی تجربه خشونت آمیز همین مراسم در سال گذشته، برگزاری راهپیمایی در پایتخت را ممنوع کرده و از حمایت دادگستری هم برخوردار شده بود. راست‌های افراطی سال گذشته در جریان همین مراسم به کتاب‌فروشی‌ها حمله، چندین نفر را زخمی کرده و چند خانه را به آتش کشیده بودند.