محتوای این برنامه در حوزه جغرافیایی شما در دسترس نیست

سوریه، اوکراین یا نظم نوین منطقه‌ای؛ چرا پوتین و اردوغان به تهران می‌روند؟

Access to the comments نظرها
نگارش از Amirbehnam MASOUMI
ویدیو کنفرانس سران روسیه، ایران و ترکیه
ویدیو کنفرانس سران روسیه، ایران و ترکیه   -   کپی رایت  Alexei Druzhinin/AP

نشست سران ایران، روسیه و ترکیه روز ۱۹ ژوئن در چارچوب گفت‌وگوهای آستانه در تهران برگزار می‌شود. با این حال، دگرگونی شدید معادلات بین‌المللی پس از حمله روسیه به اوکراین، محدود ماندن این اجلاس به جنگ داخلی سوریه را با تردیدهای جدی مواجه کرده است.

از بیرق‌دار تا شاهد؛ تقدم اوکراین بر سوریه؟

سفر ولادیمیر پوتین به تهران، دومین سفر خارجی رئیس جمهوری روسیه از زمان آغاز جنگ اوکراین است. همکاری ایران و روسیه در سوریه و در حمایت از دولت بشار اسد در برابر شورشیان عمدتا اسلام‌گرای مورد حمایت ترکیه، امر جدیدی نیست. ایران، از زمان آغاز جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱، چه با اعزام شبه‌نظامیان افغان، چه با کمک‌های «مستشاری» و چه با تسلیح و اعزام شهروندان ایرانی، متحد شماره یک حکومت بعث سوریه به شمار می‌رود. روسیه از سپتامبر ۲۰۱۵، یعنی زمانی که جنگجویان جبهه‌النصره سابق (هیات تحریر شام فعلی) استان ادلب را تصرف کردند، نیروی نظامی به این کشور اعزام کرد. 

بحران سوریه، در بیش از یک دهه گذشته، بزرگ‌ترین تهدید علیه صلح و امنیت بین‌المللی به شمار می‌رفت. آوارگی میلیون‌ها شهروند سوری و موج بزرگ ورود پناهجویان از این کشور به اروپا، استفاده از تسلیحات شیمیایی، ظهور داعش و کوتاه نیامدن حامیان بین‌المللی دو طرف این جنگ داخلی از مواضع خود، مخاصمه مسلحانه در این کشور را به یکی از بغرنج‌ترین چالش‌های جهانی بدل کرد. با این حال از فوریه گذشته و در پی حمله نظامی روسیه به اوکراین، به نظر می‌رسد بحران سوریه، دست‌کم در کوتاه‌مدت اولویت خود را نزد قدرت‌های جهانی از دست داده است. 

تقریبا از دو سال گذشته، دولت اسد، کنترل موثر خود را بر بخش گسترده‌ای ازخاک سوریه اعمال می‌کند و مخالفان، به‌جز استان ادلب در شمال این کشور، منطقه‌ای را در اختیار ندارند. ترکیه، بزرگ‌ترین حامی شورشیان و احتمالا سرمایه‌گذار شکست خورده «بهار عربی» تلاش می‌کند تا منطقه‌ حائل ادلب را برای خود نگاه دارد و همچون ۲ عملیات نظامی سال‌های گذشته از شورشیان اسلام‌گرا برای سرکوب یگان‌های مدافع خلق کرد استفاده کند. 

با وجود شرایط همچنان پیچیده سوریه در وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، ترکیه یکی از نگرانی‌های جدی روسیه در میدان جنگ اوکراین است: پهپادهای بیرق‌دار که در جریان جنگ اخیر قره‌باغ برگ برنده ارتش آذربایجان علیه نظامیان ارمنستان بود، هم‌اکنون به یکی از تسلیحات کلیدی حکومت کی‌یف برای مقابله با تهاجم روسیه بدل شده است. 

هفته‌ گذشته، شماری از رسانه‌های آمریکایی و از جمله سی‌ان‌ان، به نقل از مقام‌های ارشد امنیتی واشنگتن اعلام کردند روسیه در پی خریداری پهپادی تهاجی شاهد ۱۹۱ و ۱۲۹ از ایران است. تهران، این خبر را نه تکذیب و نه تائید کرده است. به نظر می‌رسد در صورت صحت این خبر، جبهه جدیدی از رقابت میان دو همسایه قدرتمند مسلمان در منطقه باز می‌شود: پس از تلاش برای رهبری و اعمال هژمونی بر جنبش‌های مسلمان، این بار ایران و ترکیه در زمینه تولید نسل جدید جنگ‌افزارها با یکدیگر رقابت می‌کنند. 

تلاش برای تعریف نظم نوین منطقه‌ای؟

روسیه از دهه ۱۹۹۰ تا حدود ۱۰ سال پیش، غایب بزرگ تحولات خاورمیانه بود. همین غیبت، دست ایالات متحده آمریکا و همپیمانانش برای اعمال قدرت در این منطقه به شدت ناآرام را باز گذاشت؛ دو جنگ علیه عراق و سرنگونی حکومت صدام حسین، سرنگونی معمر قذافی در لیبی و همچنین اشغال افغانستان در سال ۲۰۰۱، احتمالا برجسته‌ترین مداخلات خارجی در خاورمیانه به‌شمار می‌روند. نتایج این عملیات نظامی، برای بخش عظیمی از شهروندان این منطقه فاجعه‌بار بوده است. 

فارغ از روسیه، ایران و ترکیه هم دو قدرت «سرزمینی» مهم در منطقه به شمار می‌روند. براساس پیش‌فرض‌های علم ژئوپلیتیک، قدرت‌های سرزمینی، دیر یا زود برای اعمال نفوذ و گسترش حاکمیت خود در جغرافیای متزلزل همسایگان وارد عمل می‌شوند. 

روسیه، و به‌درجه‌ای کمتر چین، بارها از لزوم بازتعریف نظم نوین جهانی سخن گفته‌اند. جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک حکومت «نامتعارف» و «سرکش» در تحولات جهانی، بارها تمایل خود را برای دگرگونی ساختار فعلی اعمال قدرت بین‌المللی اعلام کرده است.

ترکیه تحت حاکمیت اسلام‌گرایان محافظه‌کار، با آنکه رویکرد ایدئولوژیک و «ایده‌الیست» سیاست خارجی ایران را ندارد و عضوی از پیمان ناتو است، با این حال در رقابت جدی با اتحادیه اروپا قرار دارد. اصطکاک میان دو طرف در زمان بروز چالش‌هایی نظیر استخراج گاز در شرق دریای مدیترانه، اوج می‌گیرد.

روسیه، ایران و ترکیه، احتمالا یک زمین مساعد دیگر برای همکاری و هماهنگی هم دارند: مخالفت با لیبرال-دموکراسی اروپایی-آمریکایی. هر سه کشور مدعی برگزاری انتخابات آزاد و مردم‌سالاری، مخالفان داخلی و خارجی را به شدت سرکوب کرده و می‌کنند و در شمار بزرگ‌ترین ناقضان حقوق بشر طبقه‌بندی می‌شوند. مدل جدید حکومت داری که از سوی برخی تئوریسین‌ها «سرمایه‌داری استبدادی» توصیف و تعریف شده است، زمینه‌ مساعدی برای همگرایی بیشتر سه قدرت منطقه‌ای فراهم کرده است.